بازرگانی که صنعت ایران را متحول کرد
به گزارش ایران۲۴، شاید برای شما هم این پرسش پیش آمده باشد که اولین جرقههای صنعت مدرن در ایران، پایِ چه کسانی به این کشور باز شد؟ اگر بخواهیم از میان چهرههای تأثیرگذار تاریخ معاصر ایران، یکی را به عنوان نماد ورود به عصر صنعت و سرمایهداری مدرن معرفی کنیم، بیگمان نام «حاج محمدحسن امینالضرب» در صدر فهرست قرار میگیرد.
این بازرگان برجسته و بلندهمت، در حدود سال ۱۲۵۱ هجری قمری (۱۲۱۴ شمسی) در شهر اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش آقا محمدحسین و مادرش بیبی ماه خانم، اصالتاً از مردم خوی بودند. محمدحسن دوران کودکی را در مکتبخانهای در زادگاهش گذراند و خواندن و نوشتن فارسی و خوشنویسی قرآن را در همان جا فراگرفت. اما سرنوشت او را به تهران کشاند؛ آن هم پس از مرگ پدر، برای کسب و کار.
از شاگردی تا شهرت
محمدحسن جوان در تهران، کار خود را با یک بازرگان یونانی به نام «پانایوتی» که نماینده یک شرکت خارجی بود آغاز کرد. این همکاری، نقطه عطف زندگی او شد. از پانایوتی، فوت و فن بازرگانی داخلی و خارجی را آموخت و خیلی زود به دلیل درستکاری و مردمداری، اعتماد همه را جلب کرد. کمکم قبول کردن برات بزرگان و درباریان، نام او را سر زبانها انداخت و پای او را به دربار و نزدیکان شاه باز کرد.
ورود به عرصه قدرت و صنعت
امینالضرب با کمک علیاصغر خان امینالسلطان، صدراعظم مقتدر ناصرالدین شاه، توانست فعالیتهای دولتی را نیز به امپراتوری تجاری خود بیفزاید. مهمترین آنها، اداره ضرابخانه و گرفتن امتیاز انحصاری آن بود که لقب معروف «امینالضرب» را برای او به ارمغان آورد.
اما کارنامه درخشان او تنها به ضرب سکه ختم نمیشد. او ذهنی جستجوگر و نگاهی به آینده داشت. از این رو، دست به اقدامات بزرگی زد که بسیاری از آنها برای ایرانِ آن روزگار، کاملاً تازگی داشت.نخستین کار جالب او ایجاد راهآهن در سال ۱۳۰۸ قمری میان محمودآباد و آمل بود. کار تازه دیگر او احداث کارخانه برق در تهران بود تا شهر از نعمت روشنایی بهرهمند شود. صنعت بلور و چینی از دیگر اقدانات او بود او در سال ۱۳۰۵ قمری و کارخانه چینیسازی را در تهران بنیان نهاد. کارخانه ابریشمتابی و بافی از دیگر کار او بود و ایجاد راه افجه به تهراناز دیگر کارهای عام المنفعه او بود. او بود که برای اولین بار تأسیس بانک را در سال ۱۲۹۶ قمری پیشنهاد داد و مهمتر از آن، در سال ۱۳۰۴ قمری امتیاز احداث اولین کارخانه ذوبآهن ایران را از شاه گرفت؛ هرچند به دلایلی آن زمان توفیق اجرایش را نیافت.
مردی برای همه روزها
امینالضرب تنها یک بازرگان نبود. او در امور خیریه و عامالمنفعه نیز پیشگام بود. در تأسیس «انجمن معارف» که برای گسترش فرهنگ و مدارس جدید شکل گرفته بود، عضویت یافت. اما شاید ماندگارترین خدمت او به مردم، در جریان قحطی بزرگ سال ۱۲۸۸ قمری رقم خورد؛ زمانی که با هزینه شخصی، گندم فراوانی از مازندران خرید و به تهران آورد و جان هزاران نفر را از مرگ حتمی نجات داد.
در متن تحولات سیاسی
دوران ناصری، عصر اعطای امتیازات بزرگ به بیگانگان بود. امینالضرب به عنوان یکی از تجار متنفذ که با دربار نیز مرتبط بود، در جریان لغو دو امتیاز بزرگ رویتر (معادن) و تالبوت (تنباکو) نقش مهمی ایفا کرد. او حلقه واسطی بود میان جامعه بازرگانان و دستگاه حاکمیت و مخالفت خود را با این قراردادهای استعماری نشان داد.
ارادت به سیدجمال الدین اسدآبادی
یکی از جنبههای کمتر گفته شده زندگی او، رابطه عمیقش با سیدجمالالدین اسدآبادی، متفکر و مصلح بزرگ جهان اسلام بود. سیدجمال در دو سفر خود به ایران، مهمان امینالضرب بود و او چنان شیفته افکار سید شد که تا پایان عمر از او پشتیبانی مالی و معنوی کرد. این حمایت، ریشه در باور مذهبی امینالضرب داشت که اسدآبادی را مرشدی دینی و خواهان اصلاح در جوامع اسلامی میدید. از دیگر مظاهر ارادت او به اهل بیت (ع)، چاپ و تکثیر ۲۲ جلد کتاب گرانسنگ «بحارالانوار» به هزینه شخصی و توزیع رایگان آن بود.
پایان یک دوران
سرانجام حاج محمدحسن امینالضرب، این مرد بزرگ و پیشگام صنعت ایران، در هشتم شعبان سال ۱۳۱۶ قمری (اول دیماه ۱۲۷۷ شمسی) دار فانی را وداع گفت و پیکرش را در جوار حرم مطهر حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در نجف اشرف به خاک سپردند. نام او در تاریخ ایران به عنوان اولین سرمایهگذار صنعتی و بازرگانی مردمدار و وطنخواه، جاودان ماند.