>

سحرخوانی؛ بازخوانی یک سنت آیینی در سپیده‌دم رمضان

سحرخوانی؛ بازخوانی یک سنت آیینی در سپیده‌دم رمضان
پیش از گسترش ساعت‌های زنگ‌دار، رسانه‌های جمعی و تلفن‌های همراه، اطلاع از زمان دقیق سحر برای بسیاری از مردم آسان نبود. در چنین شرایطی، سحرخوانان نقشی کلیدی در تنظیم زیست مذهبی جامعه ایفا می‌کردند. آنان را می‌توان «نظام بیدارباش انسانی» دانست؛ افرادی که مسئولیت داشتند پیش از طلوع فجر، با صدایی رسا و لحنی آرام، اهل محل را آگاه کنند.
نویسنده : علیرضا سپهوند
کد خبر : ۴۰۲۲۵

به گزارش ایران24، سحرگاهان ماه رمضان در حافظه تاریخی ایرانیان، فقط زمان خوردن سحری نیست؛ لحظه‌ای است آمیخته با صدا، نغمه و بیدارباشی که از دل کوچه‌ها برمی‌خاست و خواب شهر و روستا را آرام‌آرام می‌شکست. «سحرخوانی» یا «سحوری‌خوانی» نام همین آیین است؛ رسمی کهن که در آن فرد یا گروهی با آواز، مناجات یا نواختن ساز، مردم را پیش از اذان صبح برای سحری و نماز بیدار می‌کردند. این سنت در ایران سابقه‌ای طولانی دارد و در برخی کشورهای اسلامی نیز با اشکال مشابه دیده می‌شود، اما در ایران به‌واسطه پیوند عمیق با شعر و موسیقی آیینی، صورتی ویژه یافته است.
سحرخوانی؛ بازخوانی یک سنت آیینی در سپیده‌دم رمضان
سحرخوانی به‌مثابه نظام بیدارباش سنتی
پیش از گسترش ساعت‌های زنگ‌دار، رسانه‌های جمعی و تلفن‌های همراه، اطلاع از زمان دقیق سحر برای بسیاری از مردم آسان نبود. در چنین شرایطی، سحرخوانان نقشی کلیدی در تنظیم زیست مذهبی جامعه ایفا می‌کردند. آنان را می‌توان «نظام بیدارباش انسانی» دانست؛ افرادی که مسئولیت داشتند پیش از طلوع فجر، با صدایی رسا و لحنی آرام، اهل محل را آگاه کنند.

سحرخوان معمولاً یک ساعت یا کمی کمتر پیش از اذان صبح در کوچه‌ها حرکت می‌کرد. در برخی مناطق، فردی چراغ به دست همراه او بود تا هم راه را روشن کند و هم نشانه‌ای دیداری از حضور کاروان سحر باشد. گاه نیز طبل‌زن یا نقاره‌نوازی در کنار سحرخوان حرکت می‌کرد تا صدا در بافت فشرده محلات قدیمی بهتر طنین بیندازد. در برخی شهرها، سحرخوان از پشت‌بام خانه خود یا از فراز گلدسته مسجد آواز سر می‌داد تا صدا در گستره بیشتری پخش شود.

این آیین صرفاً یک اعلام زمان نبود؛ شیوه اجرا، انتخاب اشعار و حتی لحن خواندن، تابع عرف و ذوق هر منطقه بود و به همین دلیل، سحرخوانی در هر اقلیم رنگ‌وبوی خاص خود را داشت.

ریشه‌های تاریخی؛ از دربارهای کهن تا محلات شهری
درباره خاستگاه سحرخوانی دیدگاه‌های مختلفی مطرح شده است. برخی پژوهشگران، سابقه این رسم را به ایران پیش از اسلام نسبت می‌دهند و معتقدند در دربار شاهان، افرادی مأمور بودند در سپیده‌دم با نوا یا آواز، درباریان را بیدار کنند. پس از گسترش اسلام در ایران و شکل‌گیری مناسک ویژه ماه رمضان، این کارکرد در قالبی دینی و مردمی بازتولید شد و به تدریج به یکی از سنت‌های ثابت رمضان بدل شد.

در دوره‌های بعد، به‌ویژه در شهرهای بزرگ، سحرخوانی در بافت‌های محله‌محور اهمیت بیشتری یافت. محله‌ها هویت اجتماعی مستقلی داشتند و سحرخوان معمولاً چهره‌ای شناخته‌شده و مورد اعتماد بود. بیدار کردن مردم برای سحر، عملی ثواب تلقی می‌شد و بسیاری آن را خدمتی معنوی به همسایگان می‌دانستند.
سحرخوانی؛ بازخوانی یک سنت آیینی در سپیده‌دم رمضان
پیوند با موسیقی مذهبی ایران
از منظر موسیقی‌شناسی، سحرخوانی را می‌توان بخشی از سنت گسترده‌تر «موسیقی مذهبی ایران» دانست. نغمه‌های سحر معمولاً در دستگاه‌ها و گوشه‌هایی اجرا می‌شد که با حال‌وهوای معنوی و آرامش‌بخش سحر تناسب داشت. لحن‌ها غالباً نرم، کشیده و تأمل‌برانگیز بودند تا شنونده را به آرامی از خواب بیدار کنند، نه با هیجان یا ضرباهنگ تند.

متن‌هایی که خوانده می‌شد، طیفی از مناجات‌ها، دعاها و اشعار عرفانی را دربرمی‌گرفت. مناجات‌های منسوب به خواجه عبدالله انصاری، دعاهای کتاب مفاتیح الجنان و فرازهایی از صحیفه سجادیه از جمله منابع الهام سحرخوانان بوده‌اند. همچنین خواندن برخی سوره‌های قرآن مانند سوره فجر در این آیین گزارش شده است.

در دهه پایانی رمضان، حال‌وهوای اشعار تغییر می‌کرد و مضامین وداع با ماه رمضان و حسرت پایان روزهای معنوی، جایگزین نغمه‌های آغازین می‌شد. این تغییر لحن، نشان می‌دهد سحرخوانی تنها یک اعلان زمانی نبود، بلکه بازتابی از ریتم عاطفی ماه رمضان نیز محسوب می‌شد.
سحرخوانی؛ بازخوانی یک سنت آیینی در سپیده‌دم رمضان
تنوع منطقه‌ای در ایران
سحرخوانی در نقاط مختلف ایران به اشکال گوناگون اجرا می‌شده و هنوز در برخی مناطق ادامه دارد. در استان‌های شمالی مانند مازندران و گیلان، در بخش‌هایی از خراسان، سیستان، کاشان و برخی روستاهای مرکزی ایران، روایت‌های محلی از این آیین باقی مانده است. در بعضی مناطق، استفاده از نقاره یا طبل برجسته‌تر بوده و در برخی دیگر، آواز بی‌همراهی ساز غلبه داشته است.

در برخی روستاها، رسم بر این بوده که سحرخوان به در خانه‌ها ضربه بزند و با خطاب قرار دادن صاحبخانه، او را بیدار کند. در مناطقی دیگر، زنان نیز در این فرآیند مشارکت داشتند؛ از جمله با کوبیدن بر تشت یا خواندن لالایی‌هایی که کودکان را برای بیدار شدن آماده می‌کرد. این مشارکت نشان می‌دهد سحرخوانی یک آیین کاملاً جمعی بوده و مرز روشنی میان اجراکننده و مخاطب نداشته است.

در بعضی روستاهای اطراف کاشان، قدمت این آیین دست‌کم به یک قرن می‌رسد و به‌عنوان میراث فرهنگی ناملموس نیز ثبت شده است؛ اقدامی که بیانگر اهمیت آن در حافظه فرهنگی محلی است.
سحرخوانی؛ بازخوانی یک سنت آیینی در سپیده‌دم رمضان
سحرخوانی در جهان اسلام
اگرچه ایران یکی از کانون‌های مهم این سنت است، آیین‌های مشابه در دیگر کشورهای اسلامی نیز دیده می‌شود. در شهرهای عربی، فردی که پیش از سحر با طبل در کوچه‌ها می‌گردد، در برخی مناطق «مسحراتی» نامیده می‌شود. در تونس به او «ابوطبیبه» و در مصر «البازی» گفته‌اند. در عمان، روایت‌هایی وجود دارد که سحرخوانان خود شاعر بوده‌اند و اشعارشان را برای مردم می‌سروده‌اند.

در بخش‌هایی از فلسطین، سوریه، مالزی و هند نیز سنت‌هایی مشابه گزارش شده است. وجه مشترک همه این آیین‌ها، پیوند میان صدا، بیدارباش و معنویت سحرگاهی است؛ هرچند از نظر ساختار موسیقایی و محتوای اشعار، تفاوت‌های فرهنگی قابل توجهی میان آن‌ها وجود دارد.

چالش‌های عصر مدرن
با ورود رادیو و تلویزیون و سپس گسترش تلفن‌های همراه و نرم‌افزارهای اعلام اوقات شرعی، کارکرد عملی سحرخوانی به‌عنوان ابزار اطلاع‌رسانی تقریباً از میان رفته است. امروز هر فرد می‌تواند با یک اعلان دیجیتال، زمان دقیق سحر را بداند. در نتیجه، در بسیاری از شهرهای بزرگ، این آیین دیگر به شکل سنتی اجرا نمی‌شود.

با این حال، حذف کارکرد اطلاع‌رسانی به معنای پایان حیات فرهنگی سحرخوانی نیست. در برخی مناطق روستایی و حتی در قالب برنامه‌های فرهنگی شهری، تلاش‌هایی برای احیای این سنت انجام شده است. برگزاری جشنواره‌ها، برنامه‌های رادیویی سحرگاهی و بازخوانی نغمه‌های قدیمی توسط مناجات‌خوانان معاصر، نمونه‌هایی از این تلاش‌هاست.

چهره‌هایی چون محمدرضا شجریان با اجرای مناجات‌های سحرگاهی، یا خاندان مؤذن‌زاده از جمله رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی و سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی، با صدای خود تجربه سحر معنوی را برای نسل‌های جدید بازآفرینی کرده‌اند؛ هرچند قالب اجرا دیگر کوچه‌گردی سنتی نیست.
سحرخوانی؛ بازخوانی یک سنت آیینی در سپیده‌دم رمضان
کارکردهای فرهنگی و اجتماعی
سحرخوانی را می‌توان از سه منظر تحلیل کرد:
کارکرد مذهبی: دعوت به سحری، نماز و آمادگی معنوی برای روزه‌داری.
کارکرد اجتماعی: تقویت همبستگی محله‌ای و ایجاد تجربه جمعی از عبادت.
کارکرد هنری: حفظ و انتقال نغمه‌ها، لحن‌ها و اشعار آیینی در بستر موسیقی سنتی.

این سه لایه در کنار هم، سحرخوانی را به پدیده‌ای چندبعدی بدل کرده‌اند؛ پدیده‌ای که نه صرفاً یک رسم، بلکه بخشی از نظام فرهنگی رمضان در ایران است.

سحرخوانی، در ساده‌ترین تعریف، آوازی است برای بیدار کردن؛ اما در لایه‌های عمیق‌تر، آیینی است که زمان را قدسی می‌کند. صدایی که در تاریکی سحر می‌پیچد، فقط اعلام یک ساعت مشخص نیست، بلکه یادآور پیوند انسان با جمع، با ایمان و با سنتی است که نسل‌ها آن را تکرار کرده‌اند.

هرچند جهان مدرن بسیاری از کارکردهای عملی این سنت را دگرگون کرده، اما ارزش نمادین و فرهنگی آن همچنان پابرجاست. بازخوانی و مستندسازی سحرخوانی، نه صرفاً برای نوستالژی، بلکه برای شناخت بخشی از تاریخ موسیقی و آیین‌های مذهبی ایران ضروری است. در جهانی که سرعت و فناوری بر زیست روزمره سایه انداخته، شاید شنیدن دوباره نغمه‌ای که با «سحر برخیز» آغاز می‌شود، فرصتی باشد برای تأمل در میراثی که هنوز می‌تواند میان گذشته و حال پل بزند.
سحرخوانی؛ بازخوانی یک سنت آیینی در سپیده‌دم رمضان

برچسب ها: سحر موسیقی رمضان
| ارسال نظر