>

کارکرد حماسه در موسیقی گیلان

کارکرد حماسه در موسیقی گیلان
موسیقی نواحی استان گیلان دو کانون اصلی کاملاً متفاوت، یکی منطقه دیلمان در شرق و دیگری منطقه تالش در غرب دارد که در نواحی مرکزی استان با هم ترکیب شده‌اند.
نویسنده : علیرضا سپهوند
کد خبر : ۴۰۷۸۳

به گزارش ایران۲۴، موسیقی گیلکی به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین جلوه‌های فرهنگ بومی شمال ایران، افزون بر جنبه‌های تغزلی و آیینی، واجد بُعدی پررنگ و ریشه‌دار از حماسه است. این موسیقی در بستر تاریخ پرفرازونشیب گیلان شکل گرفته؛ سرزمینی که از قیام‌های محلی گرفته تا مقاومت‌های مردمی، خاطره‌ای ماندگار از ایستادگی در حافظه جمعی خود دارد. در چنین بستری، حماسه نه فقط یک مضمون ادبی، بلکه بخشی از ساختار زیباشناختی و کارکرد اجتماعی موسیقی گیلکی است.

موسیقی نواحی استان گیلان دو کانون اصلی کاملاً متفاوت، یکی منطقه دیلمان در شرق و دیگری منطقه تالش در غرب دارد که در نواحی مرکزی استان با هم ترکیب شده‌اند.

 

ریشه‌های تاریخی و فرهنگی حماسه در گیلان

حماسه در موسیقی گیلکی پیوندی عمیق با روایت‌های تاریخی، اسطوره‌های محلی و مبارزات مردمی دارد. جنبش‌هایی مانند قیام جنگل به رهبری میرزا کوچک‌خان جنگلی، تأثیر مهمی بر شکل‌گیری و تقویت مضامین حماسی در هنر منطقه گذاشته‌اند. بازتاب این رویدادها در ترانه‌ها و نغمه‌های محلی، موسیقی را به رسانه‌ای برای انتقال روایت مقاومت و هویت جمعی بدل کرده است.

 

در بسیاری از این آثار، طبیعت گیلان، کوه، جنگل، باران و دریا نه‌تنها پس‌زمینه، بلکه بخشی از روایت حماسی است. کوهستان به نماد پایداری، جنگل به نماد پناه و مقاومت، و دریا به نماد بی‌کرانگی و آزادی تبدیل می‌شود. این تصویرسازی‌های طبیعی، به موسیقی گیلکی رنگی اسطوره‌ای و حماسی می‌بخشند.

 

بخش باکلام حماسی

در شاخه باکلام، موسیقی حماسی گیلکی معمولاً با روایت داستان‌های تاریخی، قهرمانان محلی و مضامین میهنی همراه است. ساختار ملودیک این قطعات اغلب بر پایه مقام‌ها و گوشه‌های بومی استوار است، اما با ریتم‌های کوبنده‌تر و تحریرهای کشیده و استوار اجرا می‌شود. خواننده در این نوع اجرا، نقشی شبیه به راوی یا حماسه‌خوان دارد.

 

از چهره‌های شاخصی که به اجرای آثار حماسی گیلکی پرداخته‌اند، می‌توان به فریدون پوررضا اشاره کرد. او با تسلط بر ردیف‌های آوازی گیلکی و شناخت عمیق از فرهنگ بومی، قطعاتی اجرا کرده که در آن‌ها روح مقاومت و غرور محلی موج می‌زند. صدای گرم و بیان روایت‌گونه او، به آثار حماسی بُعدی مستند و مردمی بخشیده است. ترانه «می ایران» (ایران من) یکی از آثار محبوب استاد فقید، فریدون پوررضا است. آثار وی جایگاه ویژه‌ای در هنر گیلان زمین دارند. 

 

همچنین ناصر مسعودی با صدای پرطنین و بیان قدرتمند خود، در برخی آثارش به مضامین حماسی پرداخته است. گرچه او بیشتر با قطعات عاشقانه و تغزلی شناخته می‌شود، اما در اجراهای حماسی، توانسته است حس شکوه و عظمت را در قالب موسیقی گیلکی بازآفرینی کند. بی‌شک، «کوچک‌خان» یکی از معروف‌ترین آثار حماسی نه تنها در موسیقی گیلکی که در تمام ایران زمین به شمار می‌رود و به گوش همه آشناست. این اثر با صدای ناصر مسعودی به موفقیتی کم نظیر دست یافته است.

 

از دیگر هنرمندان برجسته می‌توان به محمد نوری اشاره کرد که هرچند فعالیت اصلی‌اش در موسیقی ملی ایران بود، اما در همکاری با آهنگسازان گیلانی، آثاری با حال‌وهوای حماسی مرتبط با شمال ایران اجرا کرده است. همچنین سید علی‌اکبرپور و برخی دیگر از خوانندگان محلی، با اجرای سرودها و نغمه‌های انقلابی و میهنی، به تداوم این سنت کمک کرده‌اند.

بخش بی‌کلام حماسی

جنبه حماسی موسیقی گیلکی تنها به بخش باکلام محدود نمی‌شود. در موسیقی بی‌کلام نیز، استفاده از سازهایی مانند کرنا، سرنا، نقاره و دهل نقش مهمی در خلق فضای حماسی دارد. این سازها با حجم صدای بالا و طنین نافذ خود، برای اعلام خبر، فراخوانی مردم یا همراهی آیین‌های جمعی به کار می‌رفته‌اند.

 

قطعات سازی با ریتم‌های منظم و کوبنده، به‌ویژه در آیین‌های رزمی یا نمایش‌های آیینی محلی، کارکردی حماسی داشته‌اند. الگوهای ریتمیک تکرارشونده، حس پیشروی و عزم را تقویت می‌کنند و ملودی‌های مبتنی بر فواصل باز و پرش‌های ملودیک، شکوه و صلابت را تداعی می‌سازند.

 

«کشتی مقام» یکی از قطعات حماسی گیلکی است که با سرنا و نقاره و معمولا در مراسم کشتی محلی اجرا می‌شود. «ورزا جنگ» در مایه ابوعطا و دشتی از مقام شور است و در اصل جنگ گاوهای نر به کار می‌رود و به عنوان اثری حماسی بی‌کلام شناخته می‌شود. 

 

در برخی تنظیم‌های معاصر، آهنگسازان گیلانی با بهره‌گیری از ارکستراسیون گسترده‌تر، این موتیف‌های سنتی را در قالب آثار سمفونیک یا ارکسترال بازآفرینی کرده‌اند. در این آثار، تم‌های محلی گیلکی با سازهای زهی و بادی کلاسیک ترکیب می‌شوند تا تصویری باشکوه‌تر و فراگیرتر از حماسه ارائه دهند.

لازم به ذکر است که در منطقه دیلمان دو نوع رقص رایج است؛ یکی رقص مردان که به رقص پا معروف است و موسیقی آنْ آهنگ دیلمانِ دادو، و دیگری رقص بانوان که موسیقی آنْ آهنگ ولگه‌سری است. رقص قاسم‌آبادی هم در نواحی شرق گیلان رواج دارد. رقص مردان بیشتر جلوه‌های حماسی دارد و رقص بانوان نمادی از حرکت آنها هنگام کار در شالیزار است. فریدون پوررضا نیز از رقص منسوخ‌شده‌ای به نام رقص چراغ نام می‌بَرد.

 

کارکرد اجتماعی و هویتی

موسیقی حماسی گیلکی افزون بر ارزش هنری، کارکردی هویتی و اجتماعی دارد. این موسیقی در مراسم بزرگداشت، آیین‌های ملی و برنامه‌های فرهنگی محلی اجرا می‌شود و به تقویت حس تعلق و همبستگی کمک می‌کند. روایت قهرمانان محلی در قالب نغمه و آواز، نسل‌های جدید را با تاریخ و فرهنگ منطقه پیوند می‌دهد.

 

از سوی دیگر، حضور عناصر حماسی در موسیقی گیلکی، نشان‌دهنده پویایی این سنت است. این موسیقی توانسته است در گذر زمان، با حفظ ریشه‌های خود، به مسائل معاصر نیز واکنش نشان دهد و مضامین تازه‌ای از مقاومت فرهنگی و هویت بومی را بازتاب دهد.

همچنین در گیلان منظومه‌های آوازی زیادی وجود دارد که زَرَنگیس، هیبته، حیدرخان، ولی‌خان، شوکتِی، رعنا، صبوری و کاکوئِی از این جمله‌اند و با وجود متاخربودنشان، سنت‌های قدیمیِ نقل در آنها رعایت شده است. بعضی از منظومه‌ها، مثل عزیز و نگار و طالبا، هم با تغییراتی در مایگی و برخی حالت‌ها، تحریرها و تزئینات نغمه، از موسیقی نواحی هم‌جوار برداشت شده‌اند. منظومه‌های قدیمی گیلکی بیشتر جنبه‌های تراژیک و غنایی دارند و نمونه‌های متاخری مثل حیدرخان و هیبته هم حماسی‌اند. اما همگی آشکارا بازتابِ شیوه زندگی، نوع کار، روابط اجتماعی و آرزوهای مردمانی است که در کوهستان‌ها و جلگه‌ها روزگار گذرانده‌اند. 

موسیقی تالش از نظر فرم و ساختار با موسیقی گیلکی تفاوت دارد. اساس این موسیقی آوازهایی است که مقام‌های موسیقی این منطقه را تشکیل می‌دهد. این آوازها که "دَستون" نام دارند، از نظر مایگی بیشتر در شور و ابوعطا قرار گرفته‌اند و در تمام اجراها آغازشان از فراز به فرود است. بر محور دستون‌ها مجموعه‌ای از "هوا"ها و "پرده"ها، آوازها و ریزمقامات سازی و آوازی، شامل منظومه‌های موسیقایی، ترانه‌ها، لالایی‌ها، موسیقی آیینی و مذهبی، و قطعات سازی شکل گرفته‌اند.

در مجموع، موسیقی تالشی را به سه دسته می‌توان تقسیم کرد: دَستون‌ها، هواها (پرده‌ها)، و ترانه‌ها و ریزمقام‌های سازی و آوازی. «دَستون‌ها»، «هواها»(پرده‌ها) و «ترانه‌ها و ریزمقام‌های سازی و آوازی» که ریزمقام‌های سازی متنوعند و هر کدام در مناسبت خاص خودش اجرا می‌شود. این بخش از موسیقی تالشی، بسته به موضوع و مضمون، به گونه‌های آیینی، وصفی، عاشقانه، حماسی، عرفانی، مذهبی و ترانه‌های کار تقسیم می‌شوند. در موسیقی تالشی تعدادی منظومه وجود دارد که بعضی از آنها مثل مموبه (محمودبه) یا لدوبه و گَنزون گره شهرت فراوانی دارند و حماسی‌اند. شماری از منظومه‌ها هم مثل عزیز و نگار به تالشی برگردانده شده و خوانده شده‌اند.

 

جنبه‌های حماسی موسیقی گیلکی، چه در قالب آوازهای روایت‌محور و چه در قطعات سازی کوبنده و پرطنین، بخش مهمی از هویت فرهنگی گیلان را شکل می‌دهند. از اجراهای اثرگذار فریدون پوررضا و ناصر مسعودی گرفته تا بازآفرینی‌های معاصر از روایت‌های تاریخی، این موسیقی همچنان حامل پیام ایستادگی، غرور و پیوند عمیق مردم گیلان با سرزمینشان است. حماسه در موسیقی گیلکی نه صرفاً یک مضمون، بلکه شیوه‌ای برای زیستن و روایت تاریخ است؛ روایتی که با صدا، ریتم و نغمه در حافظه جمعی تداوم می‌یابد.

| ارسال نظر