فیتیلهپیچ اخلاق در دعوای دبیر و پولادگر / حق را با ادب هم میتوان گرفت!

رسانه بهمن، گروه ورزشی: «حاجی الان اینجاست، بودجمونو صفر کرده میخوام دهنشو سرویس کنم»، «من بچه جنوب شهرم»، «مگر شما بچهای که اینطور حرف میزنید؟»، «حاجی طلبه بوده و تیکه میندازه، منم ملازاده ام.»، «من بچه پایین شهرم» و...
اشتباه نکنید اینها بخشی از فیلمفارسی های قبل از انقلاب نیست بلکه تنها بخش کوچکی از ادبیات رد و بدل شده در مجادله علیرضا دبیر، رئیس فدراسیون کشتی با سیدمحمد پولادگر، معاون ورزش حرفهای و قهرمانی وزارت ورزش و جوانان است.
بدون شک این روز به عنوان یکی از تاریکترین روزهای تاریخ ورزش در بیاخلاقی ثبت خواهد شد، روزی که آیندگان درباره آن قضاوت خواهند کرد و از آن ضرب مثلها خواهند ساخت.
ماجرا از کجا شروع شد...
علیرضا دبیر با توجه به اهمیتی که به فدراسیون متبوعش میدهد و هزینه سنگین برگزاری اردوهای تیمهای ملی کشتی و اعزام آنها به مسابقات مختلف، با روابط خوبی که با عدهای از نمایندگان مجلس دارد اقدام به دریافت بودجهای ۷۰ میلیارد تومانی خارج از بودجه مصوب خود از وزارت ورزش کرد، اقدامی که جرقه اختلافات بین طرفین را زد تا آتش آن اکنون شعلهور شده تا دامن تمام ورزش را بگیرد.
بعد از این اتفاق وزارت ورزش این بودجه را در سبد بودجهای فدراسیون کشتی گذاشت نه اضافه بر آن که این موضوع با واکنش تند دبیر در جلسه اولیه با پولادگر در وزارت ورزش مواجه شد که جزئیات آن به صورت دقیق در رسانهها بازتاب پیدا کرد.
اما این تمام و پایان ماجرا نبود، بعد از اولین درگیری بود که عدهای زیادی از روسای فدراسیونهای ورزشی با ارسال نامهای به رئیس مجلس خواستار شفافسازی در این خصوص از سوی مجلس و رعایت انصاف و عدالت در تخصیص بودجه با مشورت با مراجع بالادستی ورزش شدند.
سرانجام روز موعود فرا رسید و تنها ۲ روز بعد از درگیری اولیه بین پولادگر و دبیر، مجمع عمومی فدراسیون کشتی برگزار شد که پولادگر به عنوان نماینده وزارت ورزش و جوانان در این مجمع حضور پیدا کرد و بار دیگر درگیریها بدتر از قبل شعلهورتر شد.
گرفتن حق کشتی با بدترین روش ممکن!
شاید بسیاری از اهالی و خانواده کشتی از این اقدام دبیر و نبرد برای گرفتن حق این رشته راضی و خشنود باشند، اما آیا اگر حقی از کسی ضایع شد باید به بدترین شکل برای بازپسگیری آن اقدام کند.
بدون شک این مجمع هم میتوانست مانند بسیاری از مجامع عمومی فدراسیون ها که پشت درهای بسته و بدون حضور رسانهها برگزار میشد، در چنین شرایطی برگزار شود که در این صورت هم مشکلات فنی و کارشناسی غیرعلنی دنبال میشد تا حداقل شاهد این همه حاشیه نباشیم، اما حضور رسانهها گسترده تر از همیشه بود و هزاران نفر تمام این اتفاقات را به صورت زنده مشاهده کردند تا پایانی باشد بر اخلاق در ورزش.
در رشتهای که همه آنرا به عنوان رشتهای پهلوانی و اخلاق مدار میشناسند حتی اهالی آن هم حاضر به احقاق حق بدین صورت نیستند که اگر همه بخواهند حق خود را اینطور باز ستانند دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود و همه باید به دنبال یارکشی و جدلهای این چنینی باشیم.
روز تلخ و تاریک تاریخ ورزش همچنان با بیانیهها و مصاحبههای طرفین ادامه دارد تا این قصه همچنان سر دراز داشته باشد. شاید لازم باشد از این اتفاق تلخ داستانها بسازند تا این تراژدی تکراری در تاریخ ورزش نداشته باشد.
بی توجهی به اخلاق سرلوحه مدیر ورزشی
دبیر باید بداند که توجه به اخلاق و ارزشهای اخلاقی از مهمترین فاکتورها در جامعه است. اگر غلامرضا تختی، جهان پهلوان تختی شد بابت همین سجایای اخلاقی اش بود. اینکه رییس فدراسیون کشتی به عنوان رشتهای که همواره جلودار فرهنگ انسانی و اسلامی و منش پهلوانی بوده است، حتی اگر فرض کنیم حق هم با او بوده، اینگونه و بدون توجه به جایگاه حقوقی پولادگر به عنوان معاون وزیر ورزش حداقل به احترام کسوت و سن عددی، رفتار و گفتار میکرد قطعاً پسندیدهتر از روالی بود که طی کرد و بسیار بهتر در یادها میماند.
گلایه یک پیشکسوت کشتی
همه اینها در حالی هست که این اتفاقات به مذاق برخی از گوش شکسته ها خوش نیامده تا جایی که عده ای از آنها بدون توجه به مارجای رقم خورده و این که حق با چه کسی بوده و هست، به توزیع ناعادلانه ثروت در ورزش با مقایسه ای بین کشتی با رشته ای مانند فوتبال اعتراضاتی را مطرح کردند.
شاید بسیاری از اهالی و خانواده کشتی از این اقدام دبیر و نبرد برای گرفتن حق این رشته راضی و خشنود باشند، اما آیا اگر حقی از کسی ضایع شد باید به بدترین شکل برای بازپسگیری آن اقدام کند.
به طور مثال بهرام مشتاقی در پاسخ به این سوال که اعتراضات روسای فدراسیونها به این بودجه بودجه باید از طرف وزارت تخصیص یابد به فارس گفت: آقای وزیر! خودت قهرمان ورزشی و زجرکشیده ورزش هستی. شما باید انتخاب کنید تا بودجه کشتی مشخص باشد. شما ببینید برای استقلال و پرسپولیس چقدر هزینه میکنند؟ نوش جانشان و باید خوب هم بازی کنند. همه از کشتی توقع مدال دارند و حالا اگر طلا تبدیل به برنز شود ببینید چه حرفهایی زده میشود. بچههای کشتی گدا نیستند و حقشان را میخواهند آن هم گاهی آنقدر زمان میگذرد که از حقشان هم میگذرند.
حق واقعا با کیست؟
در این بین حالا این سوال مهم پیش می آید که حق با چه کسی هست؟ آیا علی دبیر که با زد و بند با مجلسی ها برای فدراسیون تحت امرش بودجه اضافه ای را به بدنه فدراسیون تزریق کرده محق است یا معاون وزارت ورزش که همه از سابقه لابی بازی ها و برخی اتفاقات پشت پرده وی به خوبی با خبر هستند؟ با این حال حق با هرکسی که باشد حداقل در عرصه ورزش که با روح پهلوانی و بزرگ منشی همراه است، باید هر گونه درخواست و بازخواستی توام با ادب و احترام پیگیری و دنبال باشد در غیر این صورت در سایر عرصه های دیگر هم سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.
|انتهای پیام|