>
یادداشت اختصاصی ایران‌۲۴:

دیپلمات سابق: نارضایتی مردم ایران، پاشنه آشیل کشور است / ترامپ و نتانیاهو به امید شورش داخلی ایران حساب می‌کنند

دیپلمات سابق: نارضایتی مردم ایران، پاشنه آشیل کشور است   ترامپ و نتانیاهو به امید شورش داخلی ایران حساب می‌کنند
سفیر پیشین ایران در کوبا با اشاره به حمایت‌های اخیر دونالد ترامپ از معترضان ایرانی نوشت: پاشنه آشیل ایران، نه توان نظامی، بلکه رابطه حاکمیت با مردم است. نارضایتی مردم از فساد، تبعیض و ناکارآمدی می‌تواند کشور را به سمت بحران‌های جدی ببرد، مگر اینکه اصلاحات جدی در این زمینه صورت گیرد.
نویسنده : سید محمود صدری
کد خبر : ۳۸۲۲۵

«سید محمود صدری» سفیر پیشین ایران در کوبا، در یادداشتی اختصاصی برای ایران‌۲۴ به پیام اخیر دونالد ترامپ مبنی بر حمایت از معترضان ایرانی واکنش نشان داد و بر لزوم توجه مقامات کشور به علل نارضایتی مردم و چگونگی رابطه حاکمیت با ملت تأکید کرد در ادامه این یادداشت را بخوانید؛

پاشنه آشیل یا چشم اسفندیار ایران و راه‌حل آن

۱ - پیام دونالد ترامپ، مبنی بر حمایت از تظاهرکنندگان ایرانی، معنای مهمی دارد که باید مقامات کشور را به تأمل جدی وادارد. تفاوت انسان خردمند با کسانی که عقل را به کار نمی‌گیرند، در شنیدن، اندیشیدن و سپس داوری کردن است. قرآن کریم در آیات متعددی به این اصل تأکید دارد. به عنوان مثال، می‌فرماید: کسانی که سخنان را می‌شنوند و از بهترین آن پیروی می‌کنند، مشمول هدایت الهی‌اند و صاحبان «لبّ‌الالباب» هستند؛ یعنی کسانی که خرد ناب و رها از تعصب دارند. در این آیه، قرآن به مطلق گوش دادن به «قول» اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که باید بهترین سخن را انتخاب کرد. این نکته مهم، ناظر به لزوم شنیدن حتی سخنان مخالف و داوری عقلانی درباره آن‌هاست.

در جریان جنگ دوازده‌روزه، بنیامین نتانیاهو نیز گزاره‌ای مطرح کرد که شایسته تأمل است. او ادعا کرد که اسرائیل برای «نجات ملت ایران» آمده و خواستار قیام مردم شد. هر دو این اظهارات، علی‌رغم تفاوت ظاهری، یک معنا دارند: دشمنان ایران به نارضایتی عمیق مردم از حاکمیت و امید به شورش داخلی دل بسته‌اند. واقعیت‌های میدانی نیز این فرضیه را تأیید می‌کنند. اگر حتی تمام توان نظامی آمریکا و ناتو نیز به ایران گسیل شود، در صورت همراهی مردم با نظام، این اقدام محکوم به شکست است. از این رو، پاشنه آشیل هر کشوری، از جمله ایران، نه توان نظامی، بلکه وضعیت رابطه حاکمیت با مردم است. (در اسطوره‌های یونانی، آشیل قهرمانی بود که تنها نقطه ضعفش پاشنه پایش بود؛ همان‌گونه که در شاهنامه، نقطه آسیب‌پذیر اسفندیار چشم اوست. شاید اگر در آینده، «چشم اسفندیار» جایگزین «پاشنه آشیل» شود، ادبیات بومی ما غنای بیشتری پیدا کند.)

۲ - این پرسش اساسی مطرح است: آیا مقامات تاکنون این سؤال را از خود پرسیده‌اند که چرا دو چهره منفور و فاسد تاریخ معاصر، به‌طور آشکار بر نارضایتی ملت ایران حساب باز می‌کنند؟ اگر این سؤال در ذهنشان شکل نگرفته، نه به آیات قرآن توجه کرده‌اند و نه به واقعیات میدانی و تجارب تاریخی توجه دارند و این به معنای تعطیل کردن عقل و خرد است. اگر هم به این موضوع اندیشیده‌اند اما عمداً از آن چشم‌پوشی کرده‌اند، نشان‌دهنده بی‌اعتنایی به عقل و به‌کارگیری آن برای رفع نقطه ضعف اساسی است؛ ضعفی که می‌تواند هم به حاکمیت و هم به کشور آسیب جدی وارد کند. بدون تردید، بخش قابل توجهی از مردم ایران به دلایل گوناگون ناراضی‌اند. واقعیتی که نمی‌توان انکار کرد. راه درست، نه انکار، بلکه پذیرش این واقعیت و تلاش صادقانه برای رفع ریشه‌های آن است.

۳ - نارضایتی مردم عمدتاً از تبعیض، فساد ساختاری، ناکارآمدی نظام اداری، بی‌توجهی به مطالبات عمومی و نادیده گرفتن حقوق شهروندی ناشی می‌شود. نظام سیاسی ایران بر مبنای اسلام شکل گرفته و اسلام عدالت اجتماعی و عدالت در توزیع بیت‌المال را واجب می‌داند، در حالی که جامعه شاهد تبعیض در دسترسی به منابع و ثروت عمومی است. نخبگان جامعه معمولاً راه اصلاح را بر هر مسیر دیگری ترجیح می‌دهند و به سخنان بیگانگان وقعی نمی‌نهند؛ اما بی‌توجهی به دیدگاه‌های اصلاح‌طلبانه، مسیر اصلاح را پرهزینه و دشوار کرده است. تجربه دوران پهلوی گواه روشنی بر این مدعاست. نهضت آزادی و جبهه ملی خواهان اصلاح بودند و تنها گروه‌های محدودی که وابسته به جریان‌های کمونیستی و بیگانه بودند، به دنبال براندازی نظام نبودند. اما عدم پذیرش نقدهای دلسوزانه، فضای سیاسی را رادیکال کرد. مهندس بازرگان در دادگاه جمله‌ای تاریخی بر زبان آورد: «ما آخرین نسلی هستیم که مسالمت‌آمیز با شما سخن می‌گوییم.» این پیش‌بینی، متأسفانه تحقق یافت. بخشی از شاگردان آن جریان به مسیر مبارزه مسلحانه کشیده شدند، مسیری که هم آنان را به هلاکت کشاند و هم هزینه‌های سنگینی برای کشور به همراه داشت. ریشه این انحراف در نپذیرفتن واقعیت‌ها از سوی حاکمیت وقت بود.

امروز نیز اگر صدای نخبگان، دلسوزان، کنشگران ملی و روشنفکران مسئول شنیده نشود و اصلاحات (که کم‌هزینه‌ترین راه برای ملت و حاکمیت است) انجام نگیرد و شکاف دولت-ملت ترمیم نشود، بهترین فرصت به دشمنان خارجی داده خواهد شد. بدیهی است که اگر نخبگان از مسیر اصلاح ناامید شوند و به جهت‌گیری‌های دیگری سوق یابند، توده‌های ناراضی و محافظه‌کار نیز تحت تأثیر آنان قرار خواهند گرفت و به همان مسیر خواهند رفت.

فراموش نشود که در صورت شکاف بین ملت و دولتمردان، بیگانگان با کمک‌های خود خشونت را دامن خواهند زد، همان‌طور که گاهی در تظاهرات‌های مسالمت‌آمیز شاهد آن بوده‌ایم. از این رو، نه تنها عقل و انسانیت، نه تنها اسلام و تعالیم پیامبر و توصیه‌های امیرالمؤمنین، بلکه منطق بقا و منافع حاکمیت ایجاب می‌کند که ریشه‌های نارضایتی جدی گرفته شود. فساد کاهش یابد، حداقل مطالبات نخبگان پذیرفته شود، تبعیض‌ها کمتر گردد، کارآمدی نظام افزایش یابد و گوش شنوایی برای شنیدن مطالبات عمومی شکل گیرد.

در این صورت، تلاش ترامپ، نتانیاهو و هر نابخرد دیگری که چشم طمع به این سرزمین دارد، خنثی و ناکام خواهد ماند. کشوری که پاشنه آشیل و چشم اسفندیارش مصون باشد، طعمه گرگان نخواهد شد. اگر مقامات روح ملی و غیرت میهنی داشته باشند، مایه وهن ایران است که فردی چون نتانیاهو داعیه‌دار «نجات ملت ایران» شود. فردوسی، شاعر میهن‌دوست و آگاه به تاریخ، این هشدار را قرن‌ها پیش به مسئولین و مقامات قدرتمند داده است که اشتباه آن‌ها سبب سوءاستفاده دشمنان و ویرانی کشور می‌شود:

دریغ است که ایران ویران شود
کنامِ ددان و شغالان شود.

 

 

| ارسال نظر