>
شبِ پرتنش پردیس ملت؛

روز سوم جشنواره فیلم فجر ۴۴ میان بمبِ عمل‌نکرده، قتلِ معمایی و جاده‌های خاکستری

روز سوم جشنواره فیلم فجر ۴۴ میان بمبِ عمل‌نکرده، قتلِ معمایی و جاده‌های خاکستری
نشست خبری «نیم‌شب» از خود فیلم جنجالی‌تر بود. اظهارات تند و بی‌ادبانه مهدویان خطاب به خبرنگار، استفاده از واژه «مزخرف»، حمله به بازیگران «ترسو» و تأکید بر شعار دادن به نام وطن‌پرستی، فضای نشست را ملتهب کرد و حتی باعث شد خبرنگاران به نشانه اعتراض سالن را ترک کنند.
نویسنده : علیرضا سپهوند
کد خبر : ۳۹۳۵۶

به گزارش ایران24، سومین روز از چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر را می‌توان یکی از پرحاشیه‌ترین و درعین‌حال تعیین‌کننده‌ترین روزهای این دوره دانست؛ روزی که هم از نظر ترکیب فیلم‌ها و هم از حیث فضای نشست‌های خبری، چهره واقعی‌تری از حال‌وهوای جشنواره امسال ارائه داد. پردیس ملت، به‌عنوان سینمای رسانه، شاهد نمایش سه فیلم «پروانه»، «نیم‌شب» و «اسکورت» بود؛ آثاری که هرکدام به شکلی تلاش داشتند به دغدغه‌های روانی، اجتماعی و سیاسی امروز نزدیک شوند، اما واکنش‌ها به آن‌ها به‌شدت متفاوت و گاه متناقض بود.
روز سوم جشنواره فیلم فجر ۴۴ میان بمبِ عمل‌نکرده، قتلِ معمایی و جاده‌های خاکستری

«پروانه»؛ معمایی که زود لو می‌رود
روز سوم با فیلم «پروانه» به کارگردانی محمد برزویی‌پور آغاز شد؛ فیلمی در ژانر جنایی روان‌شناختی که سعی دارد با فضایی تیره و داستانی معمایی، مخاطب را درگیر کشف حقیقت یک قتل کند. داستان درباره قتل زنی به نام پروانه است و همسر او با بازی مهدی پاکدل به‌عنوان مظنون اصلی تحت بازجویی قرار می‌گیرد. در طول روایت، روابط پنهان و انگیزه‌های شخصیت‌ها کم‌کم آشکار می‌شود.

نقطه قوت «پروانه» بیش از هر چیز در فضاسازی سرد و ملتهب آن و همچنین بازی هومن برق‌نورد است که نسبت به دیگر بازیگران، اجرای پخته‌تر و تأثیرگذارتری ارائه می‌دهد. با این حال، فیلم در فیلمنامه با مشکلات جدی مواجه است. روایت به‌سرعت قابل پیش‌بینی می‌شود و گره‌های داستانی عمق لازم را ندارند. تأکید بیش از حد بر دیالوگ‌های توضیحی، ریتم فیلم را در میانه دچار افت می‌کند و پایان‌بندی، علی‌رغم تلاش برای شوک‌آفرینی، از نظر عاطفی چندان اثرگذار نیست.

ارجاعات آشکار فیلم به «جزیره شاتر» مارتین اسکورسیزی، بیش از آنکه به غنای اثر کمک کند، باعث مقایسه‌ای ناخواسته می‌شود که «پروانه» در آن بازنده است و تأثیری که بیشتر به تقلید نزدیک شده تا الهام خلاقانه.
روز سوم جشنواره فیلم فجر ۴۴ میان بمبِ عمل‌نکرده، قتلِ معمایی و جاده‌های خاکستری

«نیم‌شب»؛ بمبی که فیلم را هم منفجر نکرد

اما شلوغ‌ترین و پرتنش‌ترین سانس روز سوم بدون تردید به «نیم‌شب» ساخته محمدحسین مهدویان تعلق داشت؛ فیلمی که پیش از نمایش، به‌عنوان یکی از کنجکاوی‌برانگیزترین آثار جشنواره مطرح شده بود. «نیم‌شب» بر اساس یک اتفاق واقعی ساخته شده: بمبی که در یکی از شب‌های جنگ ۱۲روزه در منطقه یوسف‌آباد تهران منفجر نشد و حالا تیم خنثی‌سازی باید با آن روبه‌رو شود.

فیلم تلاش می‌کند با ساختاری مینیمال، زمان محدود و لوکیشنی بسته، حس اضطراب جمعی و تعلیق را منتقل کند. دوربین مستندگونه و نزدیک به شخصیت‌ها، تماشاگر را به دل موقعیت می‌برد و از نظر فضاسازی، اثر قابل‌قبولی ارائه می‌دهد. بازی احسان منصوری نیز از معدود نقاط اجماع منتقدان بود و بسیاری او را یکی از بهترین بازیگران فیلم دانستند.

با این حال، «نیم‌شب» در شخصیت‌پردازی به‌شدت ضعیف عمل می‌کند. اغلب کاراکترها به تیپ‌های اجتماعی تقلیل یافته‌اند و امکان همذات‌پنداری عاطفی با آن‌ها فراهم نمی‌شود. فیلم عمداً از اوج و فرود کلاسیک فیلمنامه فاصله می‌گیرد، اما این انتخاب بیشتر شبیه ناتوانی در روایت مؤثر است تا یک تصمیم آگاهانه هنری. ریتم یکنواخت، دیالوگ‌های شعاری و موقعیت‌های کلیشه‌ای، فیلم را به اثری شبیه تله‌فیلم‌های مناسبتی نزدیک می‌کند.

نشست خبری «نیم‌شب» اما از خود فیلم هم جنجالی‌تر بود. اظهارات تند و بی‌ادبانه مهدویان خطاب به خبرنگار، استفاده از واژه «مزخرف»، حمله به بازیگران «ترسو» و تأکید بر شعار دادن به نام وطن‌پرستی، فضای نشست را ملتهب کرد و حتی باعث شد خبرنگاران به نشانه اعتراض سالن را ترک کنند. هرچند او در ادامه بابت برخی کلمات عذرخواهی کرد، اما این نشست تصویری پرتنش و دو قطبی از رابطه فیلمساز و رسانه ارائه داد.
روز سوم جشنواره فیلم فجر ۴۴ میان بمبِ عمل‌نکرده، قتلِ معمایی و جاده‌های خاکستری

«اسکورت»؛ جاده‌ای برای یافتن هویت مستقل

آخرین فیلم روز سوم، «اسکورت» دومین ساخته یوسف حاتمی‌کیا بود؛ فیلمی اکشن اجتماعی که با واکنش‌های مثبت‌تری نسبت به دو فیلم قبلی مواجه شد. داستان درباره مردی است که برای تأمین داروی سرطان، ناچار می‌شود وارد مأموریتی خطرناک شود و نقش اسکورت یک شوتی قاچاقچی را بپذیرد. فیلم به جهان خاکستری انسان‌هایی می‌پردازد که از سر ناچاری، میان قانون، وجدان و بقا گرفتار شده‌اند.

«اسکورت» در فضاسازی جاده‌ای، ایجاد تعلیق و ریتم کلی موفق عمل می‌کند و بازی‌های امیر جدیدی، افشین هاشمی و به‌ویژه هدی زین‌العابدین از نقاط قوت آن است؛ تا جایی که بسیاری، زین‌العابدین را یکی از شانس‌های جدی سیمرغ می‌دانند. با این حال، فیلم در فیلمنامه محافظه‌کارانه پیش می‌رود و برخی موقعیت‌ها به عمق لازم نمی‌رسند.

سایه مقایسه با سینمای ابراهیم حاتمی‌کیا ناخواسته بر سر فیلم وجود دارد، اما «اسکورت» بیش از آنکه تقلید باشد، نشان‌دهنده تلاش یک فیلمساز جوان برای یافتن مسیر شخصی خود است. فیلم هنوز به امضای سینمایی مستقل و جسورانه نرسیده، اما به‌عنوان تجربه دوم، نشان می‌دهد یوسف حاتمی‌کیا در مسیر درستی حرکت می‌کند.
روز سوم جشنواره فیلم فجر ۴۴ میان بمبِ عمل‌نکرده، قتلِ معمایی و جاده‌های خاکستری

روز سوم جشنواره فیلم فجر ۴۴، روز تضادها بود؛ از معمایی که زود لو رفت، تا بمبی که نه در داستان و نه در درام منفجر نشد، و فیلمی جاده‌ای که امید به آینده یک فیلمساز جوان را زنده نگه داشت. اگرچه حاشیه‌ها بار دیگر بر متن غلبه کردند، اما همین تنش‌ها نشان می‌دهد جشنواره هنوز زنده است؛ جشنواره‌ای که میان سینما، سیاست، ایدئولوژی و رسانه، همچنان در حال دست‌وپنجه نرم کردن با خودش است.
روز سوم جشنواره فیلم فجر ۴۴ میان بمبِ عمل‌نکرده، قتلِ معمایی و جاده‌های خاکستری

| ارسال نظر