شوخیهای سریال «شیش ماهه» بیمایه و پوچ است/ مهران مدیری از قله به کلیشه رسید
به گزارش ایران۲۴، سریال «شیش ماهه» از همان آغاز پخش، توجه بسیاری از مخاطبان و فعالان حوزه هنر را به خود جلب کرد. بازگشت مهران مدیری به تلویزیون آن هم پس از سالها فاصله گرفتن از رسانه ملی، به خودی خود یک اتفاق مهم فرهنگی محسوب میشود.
مدیری برای چند نسل از مخاطبان ایرانی، نه فقط یک کارگردان یا بازیگر، بلکه نماد دورانی از طنز تلویزیونی است که خنده را با نقد اجتماعی پیوند میزند و مفاهیم جدی را در قالب شوخیهای ماندگار به نمایش میگذارد. همین سابقه درخشان باعث شده پخش سریال «شیش ماهه» از همان ابتدا با سطح بالای انتظار، کنجکاوی و حس نوستالژی همراه شود، انتظاری که به نظر میرسد برآورده نشده است. بسیاری از تماشاگران پس از دیدن قسمتهای ابتدایی سریال، از سردی فضای طنز، ضعف در شوخیها و ناتوانی در ایجاد ارتباط عاطفی با سریال سخن گفتند. شاید درست نباشد با دیدن «شیش ماهه» زود قضاوت کرد، اما هر چقدر داستان جلوتر میرود بیشتر ضعفهای سریال عیان میشود. البته سلایق متفاوت است، خوب یا بد، داستان به نقد منفی اکثریت افراد جامعه خصوصا قشر سینماگر تبدیل شده است. پخش سریال طنز «شیشماهه» با کارگردان و بازیگران مطرح و معروف شایسته این است که دستکم اثری در سطحی قابل قبول ارائه دهد. این اثر، اما با آثار گذشته مهران مدیری تفاوت مشهودی در ایجاد موقعیتهای کمدی دارد.
فاصله عمیق شیش ماهه با جامعه
برخی منتقدان معتقدند آنچه در «شیشماهه» دیده میشود، مجموعهای از ایدهها و شوخیهایی است که ریشه در آثار قدیمیتر این کارگردان دارد؛ فرمولهایی که در زمان خود کارآمد و محبوب بودند، اما امروز دیگر توان ایجاد ارتباط مؤثر با مخاطب را ندارند. در سریالهای قدیمیتر، شوخیها مستقیماً از دل زندگی روزمره مردم بیرون میآمدند، از روابط خانوادگی گرفته تا مناسبات اداری و اجتماعی. اما در «شیشماهه» این پیوند کمرنگتر شده و جای خود را به شوخیهایی داده که بیشتر شبیه بازنمایی کلیشههای رایج در فضای مجازیاند.
یکی از مهمترین انتقادهایی که به «شیش ماهه» وارد میشود، مقایسه ناگزیر آن با آثار شاخص پیشین مهران مدیری است. سریالهایی مانند «پاورچین»، «شبهای برره»، «نقطهچین» و «مرد هزارچهره» حتی سالها بعد از پخش، در حافظه جمعی مخاطبان باقی ماندهاند. دیالوگها و موقعیتهای طنز این آثار در شبکههای اجتماعی بازتولید میشوند که نشانهای از تأثیرگذاری عمیق آنهاست. در مقابل، «شیش ماهه» نتوانسته چنین ردپای مهمی از خود به جای بگذارد. بسیاری از مخاطبان معتقدند شوخیهای سریال بیش از حد ساده و سطحیاند یا اینکه آنقدر به الگوهای موجود در فضای مجازی نزدیک شدهاند که به جای خلق طنز ماندگار، یادآور ویدیوهای کوتاه و زودگذر اینستاگرامی هستند. این نوع شوخیها شاید در قالب کلیپ چند دقیقهای کارکرد خوبی داشته باشند، اما در یک سریال تلویزیونی با نام مهران مدیری، انتظاری فراتر از این وجود دارد.
با نگاهی به میزان موفقیت آثار گذشته مدیری، شکاف میان گذشته و امروز روشنتر است. «شبهای برره» در زمان پخش، به یکی از پربینندهترین سریالهای تلویزیون تبدیل شد و هنوز هم در نظرسنجیهای غیررسمی و پلتفرمهای سینمایی، بهعنوان یکی از محبوبترین سریالهای ایرانی کل دوران شناخته میشود. «پاورچین» نیز در اوایل دهه ۸۰ توانست با روایت طنزآمیز از روابط اجتماعی و زندگی شهری، ارتباط تاثیرگذاری با مخاطب برقرار کند. اما سریال «شیشماهه» نهتنها از نظر بازخورد عمومی، بلکه از نظر میزان گفتوگو و بازتاب در فضای مجازی نیز نتوانسته به سطح آثار یادشده نزدیک شود. در حالی که سریالهای قدیمی مدیری حتی سالها بعد از پخش هم بارها بازنشر میشوند و همچنان موضوع بحثاند، «شیشماهه» تا این لحظه کمتر توانسته وارد گفتوگوی عمومی مخاطبان شود.
نکته مهم دیگر، خود نام مهران مدیری است. این نام بهتنهایی سطح انتظارات را بالا میبرد. مخاطبی که با آثار دهه ۸۰ بزرگ شده، ناخودآگاه در هر اثر جدید بهدنبال همان حس و حال، خلاقیت و جسارت میگردد. قطعا اگر «شیشماهه» با نام کارگردانی کمتر شناختهشده ساخته میشد، واکنشها تا این حد سختگیرانه نبود، اما سابقه درخشان مدیری، حالا به معیاری برای قضاوت آثار جدیدش تبدیل شده است.
وجود فیلمنامه ضعیف تاثیر معناداری بر ساخت اثر دارد، فیلمنامهای که میتوانست به ساخت فیلم شکل دهد؛ دچار یک روند تکراری در محتوای فضای مجازی خصوصا در اینستاگرام شده است. این سریال با تصور اینکه یک سری از شوخیهایی که فقط آن را در فضای مجازی و اینستاگرام میبینیم، شوخیهای خاص انجام میدهد، ولی چیزی که رقم میخورد به هیچ وجه برای مخاطب کمدی و خنده دار نیست.
سریال «شیش ماهه» با تمام تلاشی که برای تغییر لحن شوخی به سبک نو و مدرن دارد؛ اما چیزی که مخاطب میتواند با آن همذات پنداری کند فقط شوخیهای بیمایه و پوچ است. تغییر سبک شوخی کردن نیازمند سنجیدن تمامی جوانب در محتوای شوخی است، برای همین نمیتوان فقط به نوعی از محتواهای اینستاگرامی بسنده کرد. اگر مخاطب این سریال را در پیجهای زرد یا اینستاگرام ببیند، فقط از ذهنش نوعی تبلیغات در کلیپهای اینستاگرامی عبور میکند. نمونههایی از آن را میتوان به اداهایی به سبک بلاگرهای اینستاگرام نظیر، وایرال شدن فیلم برای جذب مشتری، «همه مردها یک کرباسند»، چشم و هم چشمی که به وفور در اینستاگرام مشاهده میکنیم و ترویج خرافات اشاره کرد.
مقایسه این سریال با آثار موفق گذشته مهران مدیری نشان میدهد که فاصله میان نوستالژی و نیازهای نسل جدید، فاصلهای ساده و قابل چشمپوشی نیست. اگر مدیری بخواهد بار دیگر جایگاه پیشین خود را در طنز تلویزیونی بازپس بگیرد، شاید لازم باشد بیش از هر چیز، به ریشههایی بازگردد که روزگاری طنز او را زنده، اجتماعی و ماندگار کرده بود.