>

غزه در آستانه مرحله دوم؛ وقتی دیپلماسی امنیتی جای توپ و تانک می‌نشیند

غزه در آستانه مرحله دوم؛ وقتی دیپلماسی امنیتی جای توپ و تانک می‌نشیند
دیدار هیئت رهبری حماس با رئیس سازمان اطلاعات ترکیه در استانبول، فقط یک ملاقات تشریفاتی نیست؛ این دیدار نشانه‌ای از ورود پرونده غزه به فاز تازه‌ای است که در آن امنیت، سیاست و مدیریت مدنی به‌طور همزمان روی میز قرار گرفته‌اند. مرحله دومی که اگر درست خوانده نشود، یا بیش‌ازحد ساده‌سازی شود، می‌تواند به همان سرعتی که امید ساخته، ناامیدی تولید کند.
نویسنده : محمدمهدی دارا
کد خبر : ۳۹۰۳۷

به گزارش ایران 24، غزه، پس از ماه‌ها جنگ فرسایشی، ویرانی گسترده و فشار بی‌سابقه انسانی، حالا وارد نقطه‌ای شده که دیگر صرفاً میدان نبرد نیست؛ بلکه آزمایشگاهی است برای سنجش توان بازیگران منطقه‌ای در مدیریت «پساجنگ». آنچه در استانبول میان هیئت حماس و رئیس سازمان اطلاعات ترکیه رخ داد، از جنس بیانیه‌های مصرف رسانه‌ای نبود. این دیدار، در امتداد تلاش‌های هماهنگ میانجی‌ها – مصر، قطر و ترکیه – برای عبور از آتش‌بس شکننده و ورود به مرحله‌ای ساختاری‌تر تعریف می‌شود.

مرحله دوم توافق، برخلاف مرحله نخست که تمرکز آن بر توقف درگیری و تبادل‌های فوری بود، مستقیماً به مسئله قدرت، اداره، مشروعیت و بازسازی گره خورده است. به بیان ساده‌تر، پرسش اصلی دیگر این نیست که «جنگ متوقف می‌شود یا نه»، بلکه این است که «غزه چگونه اداره خواهد شد و به دست چه کسانی». در این میان، نقش ترکیه به‌عنوان بازیگری که هم با حماس کانال فعال دارد و هم در معادلات منطقه‌ای وزن امنیتی قابل‌توجهی دارد، بیش از گذشته برجسته شده است.

استانبول؛ نقطه تلاقی امنیت و سیاست

انتخاب استانبول برای این دیدار، خود حامل پیام است. ترکیه طی سال‌های اخیر تلاش کرده میان حمایت سیاسی از فلسطین و حفظ کانال‌های دیپلماتیک با بازیگران مختلف توازن ایجاد کند. سازمان اطلاعات ترکیه، برخلاف وزارت خارجه، ابزار چابک‌تری برای گفت‌وگوهای حساس دارد؛ گفت‌وگوهایی که نه صرفاً سیاسی‌اند و نه کاملاً امنیتی، بلکه ترکیبی از هر دو.

حضور ابراهیم کالن در این معادله، نشان می‌دهد آنکارا پرونده غزه را از سطح موضع‌گیری‌های علنی به سطح مدیریت امنیتی ارتقا داده است. این یعنی ترکیه خود را فقط تماشاگر یا حامی لفظی نمی‌بیند، بلکه به‌دنبال نقش‌آفرینی در معماری مرحله دوم توافق است. معماری‌ای که شامل بازگشایی گذرگاه‌ها، ورود کمک‌های انسانی، و مهم‌تر از همه، شکل‌گیری ساختار اداره غزه می‌شود.

کمیته تکنوکرات؛ راه‌حل یا مسکن؟

یکی از کلیدی‌ترین محورهای مطرح‌شده در این دیدار، آغاز به کار کمیته تکنوکرات اداره نوار غزه است. ایده تشکیل چنین کمیته‌ای، پاسخی است به فشارهای بین‌المللی برای کنار گذاشتن ساختارهای کاملاً سیاسی و نظامی از مدیریت روزمره غزه. در ظاهر، کمیته‌ای متشکل از چهره‌های غیرحزبی و متخصص می‌تواند بار خدمات عمومی، بازسازی و مدیریت بحران انسانی را به دوش بکشد.

اما مسئله اینجاست که هیچ ساختار تکنوکراتی در خلأ قدرت سیاسی دوام نمی‌آورد. تجربه‌های مشابه در منطقه نشان داده‌اند که تکنوکرات‌ها زمانی موفق‌اند که پشتوانه سیاسی روشن و خطوط قرمز مشخص داشته باشند. در غزه، این پشتوانه بدون هماهنگی با حماس و سایر جریان‌های مقاومت اساساً امکان‌پذیر نیست. بنابراین، تأکید حماس بر آغاز به کار این کمیته، نه به‌معنای عقب‌نشینی سیاسی، بلکه تلاشی برای بازتعریف نقش خود در قالبی کم‌هزینه‌تر در مقطع فعلی است.

تصمیم اولیه این کمیته برای معافیت کامل مردم غزه از عوارض و مالیات‌های محلی، بیش از آنکه یک اقدام اقتصادی باشد، پیامی سیاسی است: تلاش برای بازسازی حداقلی اعتماد اجتماعی در شرایطی که جامعه غزه زیر فشار فقر، آوارگی و خستگی روانی قرار دارد.

بازگشایی رفح؛ گلوگاه واقعی مرحله دوم

اگر بخواهیم مرحله دوم توافق را به یک نقطه حساس تقلیل دهیم، آن نقطه بدون تردید گذرگاه رفح است. بازگشایی رفح نه‌فقط برای ورود کمک‌های انسانی، بلکه برای تثبیت هرگونه ساختار اداری در غزه حیاتی است. بدون رفح، هیچ کمیته‌ای، هرچقدر هم تکنوکرات، ابزار اجرایی واقعی نخواهد داشت.

در این میان، نقش مصر تعیین‌کننده است و ترکیه به‌خوبی از این واقعیت آگاه است. گفت‌وگو با حماس در استانبول را باید مکمل رایزنی‌های موازی با قاهره دانست؛ تلاشی برای هم‌راستا کردن منافع امنیتی مصر با ضرورت‌های انسانی غزه. ترکیه می‌داند که بدون اقناع مصر، مرحله دوم توافق روی کاغذ باقی می‌ماند.

 بازیگران منطقه‌ای؛ هرکدام با متر و معیار خود

مرحله دوم توافق غزه، صحنه‌ای است که در آن هر بازیگر منطقه‌ای با محاسبات خاص خود وارد می‌شود. مصر به‌دنبال مهار تبعات امنیتی و جلوگیری از سرریز بحران به سینا است. قطر تلاش می‌کند نقش سنتی خود به‌عنوان میانجی مالی و سیاسی را حفظ کند.

ترکیه اما در موقعیتی متفاوت ایستاده است؛ آنکارا هم به‌دنبال تثبیت جایگاه خود در معادلات فلسطین است و هم می‌خواهد نشان دهد قادر است پرونده‌های پیچیده امنیتی را بدون تکیه صرف بر غرب مدیریت کند.

در سوی دیگر، رژیم صهیونیستی با بدبینی عمیق به هرگونه ساختار پساجنگ در غزه نگاه می‌کند. تل‌آویو نگران است که هر مدل اداره‌ای، حتی تکنوکرات، در نهایت به تثبیت نفوذ حماس منجر شود. همین نگرانی است که می‌تواند مرحله دوم توافق را به میدان چانه‌زنی‌های فرسایشی و حتی کارشکنی‌های امنیتی بکشاند.

 حماس؛ از میدان نبرد تا میز مدیریت

حماس در این مقطع تاریخی، در حال عبور از یک گذار پیچیده است. این جنبش نمی‌تواند و نمی‌خواهد خود را صرفاً به‌عنوان یک نیروی نظامی تعریف کند، اما در عین حال حاضر نیست دستاوردهای میدانی خود را به بهای حذف سیاسی واگذار کند. پذیرش کمیته تکنوکرات را باید در همین چارچوب دید؛ تلاشی برای تقسیم نقش‌ها بدون واگذاری اصل قدرت.

از منظر حماس، مرحله دوم توافق فرصتی است برای بازسازی اجتماعی و حفظ انسجام داخلی، نه عقب‌نشینی ایدئولوژیک. تأکید مکرر این جنبش بر «اصول ثابت ملت فلسطین» در بیانیه‌های رسمی، دقیقاً برای خنثی‌سازی این روایت است که توافق، به‌معنای پایان مقاومت تلقی شود.

چالش‌های عملی؛ وقتی توافق روی زمین می‌لنگد

بزرگ‌ترین تهدید مرحله دوم، فاصله میان متن توافق و واقعیت میدانی است. ورود کمک‌ها، بازسازی زیرساخت‌ها و اداره خدمات عمومی، همگی نیازمند ثبات نسبی امنیتی‌اند؛ ثباتی که با کوچک‌ترین حادثه می‌تواند فرو بریزد. تجربه آتش‌بس‌های پیشین در غزه نشان داده که حتی یک سوءتفاهم میدانی می‌تواند کل روند را به عقب برگرداند.

از سوی دیگر، بحران اقتصادی و روانی جامعه غزه، صبر اجتماعی را به حداقل رسانده است. تصمیم کمیته تکنوکرات برای معافیت مالیاتی، اگرچه گامی مثبت است، اما بدون منابع مالی پایدار، به‌سرعت با بن‌بست مواجه می‌شود. اینجاست که نقش بازیگران خارجی و میزان تعهد واقعی آن‌ها به بازسازی غزه به آزمون کشیده می‌شود.


مرحله دوم توافق غزه، نه پایان جنگ است و نه آغاز صلحی پایدار؛ بلکه یک «وقفه مدیریت‌شده» در چرخه‌ای طولانی از تقابل است. دیدار حماس و رئیس سازمان اطلاعات ترکیه را باید نشانه‌ای از تلاش برای عقلانی‌سازی این وقفه دانست؛ تلاشی برای تبدیل میدان نبرد به میدان مدیریت، بدون آنکه توازن قوا به‌طور کامل به هم بخورد.

اگر این مرحله با درک واقع‌بینانه از موازنه قدرت، محدودیت‌ها و نیازهای انسانی پیش برود، می‌تواند حداقل از فروغلتیدن دوباره غزه به جنگی تمام‌عیار جلوگیری کند. اما اگر به ابزاری برای وقت‌کشی سیاسی یا تحمیل نسخه‌های بیرونی تبدیل شود، نه‌تنها بحران را حل نخواهد کرد، بلکه سطح ناامیدی و بی‌ثباتی را عمیق‌تر خواهد ساخت.

غزه امروز بیش از هر چیز، نیازمند مدیریت است؛ مدیریتی که نه تسلیم باشد و نه توهم‌آلود. آینده این باریکه، در گروی آن است که بازیگران منطقه‌ای و خود فلسطینی‌ها تا چه حد بتوانند میان مقاومت، سیاست و زندگی روزمره تعادل برقرار کنند.

| ارسال نظر