>
اختصاصی در استودیو ایران‌۲۴ مطرح شد:

خزعلی: بدون حزب، اصل ۲۷ معطل می‌ماند/ جنگ قطعی و خسارات سنگین در راه است/اصلاحاتِ بی‌مرزبندی با بیگانه، براندازی است/ لاریجانی گفت جنگ نمی‌شود؛ فردایش شد

خزعلی: بدون حزب، اصل ۲۷ معطل می‌ماند  جنگ قطعی و خسارات سنگین در راه است اصلاحاتِ بی‌مرزبندی با بیگانه، براندازی است  لاریجانی گفت جنگ نمی‌شود؛ فردایش شد
دبیرکل جبهه آزادی با انتقاد از بیانیه اخیر جبهه اصلاحات گفت اعتراض قانونی هیچ نسبتی با خشونت و دخالت بیگانگان ندارد و هشدار داد: عبور از قانون، براندازی است. ایران در مسیر یک رویارویی قطعی قرار دارد، جنگ رخ می‌دهد. قطعاً خسارت‌های سنگینی وارد می‌شود؛ فقط آن‌ها محاسبه می‌کنند کی بزنند که کمتر بخورند.
نویسنده : عذرا کبورانی
کد خبر : ۳۹۳۶۷

 

کد ویدیو

به گزارش گروه سیاسی «شبکه خبری ایران۲۴»، مهدی خزعلی دبیرکل جبهه آزادی و پزشک متخصص چشم و عضو جبهه اصلاحات روز شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ در استودیو «شبکه خبری ایران۲۴» حضور یافت و دیدگاه‌های خود را درباره بیانیه جریان اصلاحات، اعتراضات و اغتشاشات اخیر بیان کرد.

خزعلی، متولد ۱۳۴۴ در قم و فرزند آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی، سابقه طولانی در فعالیت‌های پژوهشی، اجرایی و فرهنگی دارد و مدیر مؤسسه فرهنگی ـ انتشاراتی حیّان و بنیان‌گذار مؤسسه اباصالح است. او پیش‌تر با شورای نگهبان و سازمان نظام پزشکی برای احراز صلاحیت انتخاباتی دچار مشکل شده و از ثبت‌نام‌کنندگان انتخابات ریاست جمهوری نیز بوده است.

مشروح این گفت‌وگوی تصویری و تفصیلی را در ادامه بخوانید و تماشا کنید:

ایران۲۴: دکتر، شما در نامهای که اخیراً خطاب به آقای موسوی نوشتید، معترضان خیابانی را مزدور، تروریست و حتی خشنتر از داعش توصیف کردید.
در مقابل، جبهه اصلاحات در بیانیه اخیر خود، این تحرکات را «اعتراضات مدنی و مطالبات مشروع دانسته است.
این دو روایت متضاد را چگونه میتوان در یک چارچوب فکری واحد توضیح داد؟

 خزعلی: بحث جدی ما درباره اعتراض قانونی طبق اصل ۲۷ قانون اساسی است؛ اعتراضی مسالمت‌آمیز، بدون سلاح و بدون خشونت. این عین قانون است و باید اجرا شود. اگر حاکمیت در این ۴۷ سال به‌درستی به آن تن نداده، خطا کرده است. مطالبه ما روشن بوده:
چرا مجوز داده نمی‌شود؟ چرا نباید امکان بیان اعتراض وجود داشته باشد؟

اما مسئله مهم این است که هر کنشی مقدمه و پیش‌نیاز دارد. همان‌طور که می‌دانید، هر واحدی پیش‌نیاز واحد دیگر است. نمی‌شود بی‌گدار به آب زد؛ باید ابتدا گدار را سنجید، عمق را ارزیابی کرد و بعد وارد آب شد. بنابراین لازم است نیازها و الزامات یک اعتراض قانونی دیده شود.

در قانون اساسی، تفاوت معترض مسالمت‌آمیز موضوع اصل ۲۷ با اغتشاشگر، تروریست و مزدور بیگانه به‌روشنی تعریف شده است.
سؤال روشن است:
آیا سوزاندن یک پرستار، اعتراض مسالمت‌آمیز است؟
آیا دانشجوی پزشکی که پیکر سوخته‌اش در شبستان مسجد باقی مانده، قربانی اعتراض مسالمت‌آمیز است؟
آیا ترور، جزو اعتراض قانونی است؟

ما تجربه تاریخی داریم. در دهه ۶۰، گروهک مجاهدین خلق به ترور بیش از ۱۷ هزار نفر افتخار می‌کردند؛ از رئیس قوه قضائیه و رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر گرفته تا نمایندگان مجلس، ائمه جمعه و حتی کاسب و بقال و قصاب، صرفاً به جرم داشتن ظاهر مذهبی.

در شبی که با فراخوان اغتشاشات مواجه شدیم، هم‌زمان کدهای آشکار «کشته‌سازی از سوی ترامپ، نتانیاهو و موساد اعلام شد. رسماً گفته شد باید صدها هزار کشته داده شود تا ایران شکست بخورد. این‌ها اظهارات رسمی است. وقتی دشمن علناً از عملیات سخن می‌گوید، دیگر جای تردید باقی نمی‌ماند.

فراخوان‌ها نه برای اعتراض روزانه، بلکه برای اغتشاش شبانه بود؛ زمانی که تروریست‌ها و اراذل بیرون می‌آیند. اگر قرار بود اعتراض باشد، می‌توانست در روز و در مکان مشخص انجام شود؛ همان‌گونه که ما در جنبش سبز عمل کردیم:
۲۵ خرداد، میدان انقلاب، میدان امام خمینی، میدان هفت‌تیر؛ حتی با سکوت. در همان تجمعات، اگر کسی شعار «مرگ» می‌داد، مردم او را منع می‌کردند و می‌گفتند: «مرگ نداریم، ما اعتراض داریم.

خشونت، در هر شکل و از هر طرف، محکوم است.
اما برای تفکیک روشن، ما نیاز به کد، معیار، تراز و دستورالعمل داریم. به‌نظر من حداقل سه اصل باید رعایت شود:

۱. در هر بیانیه‌ای، محکومیت صریح دخالت بیگانگان ـ به‌ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی ـ باید در سطر اول بیاید. ما در برابر ترامپ و نتانیاهو متحد ایستاده‌ایم.
۲. خشونت، به هر شکل و به هر بهانه‌ای، محکوم است.
۳. اعتراض مسالمت‌آمیز نه آموزش جنگ شهری می‌دهد، نه دستور ساخت سلاح سرد، نه تحریک به خون‌ریزی می‌کند.

واقعیت میدانی این بود که در ساعات اولیه، نه نیروی انتظامی حضور داشت، نه بسیج؛ نه امکان برخورد داده شده بود و نه اینترنت قطع شده بود. من خودم دو ساعت در خیابان ستارخان حضور داشتم، میان خودروها و موتورسیکلت‌های سوخته و خیابانی که موانع در آن چیده شده بود. در چنین شرایطی، هر فرد مذهبی می‌توانست به‌سادگی طعمه ترور شود.

ما اسناد داریم؛ از اظهارات رسمی مقامات آمریکایی و اسرائیلی گرفته تا اعترافات عوامل اطلاعاتی درباره اجرای پروژه‌های شورش، تخریب، آتش‌سوزی و فلج‌سازی امدادرسانی در کشورهای مختلف. این یک الگوی تکرارشونده است.

کسی که دنبال راهپیمایی مسالمت‌آمیز است، به مقدسات توهین نمی‌کند، مسجد و امامزاده را تهدید نمی‌کند و آموزش اغتشاش نمی‌دهد. اما ما به‌وضوح دیدیم که در رسانه‌ها و فضای مجازی، اهانت به مسجد، چادر، ائمه و شعائر دینی به‌صورت سیستماتیک انجام شد. خود من بارها در مناظره‌های زنده شاهد این توهین‌ها بوده‌ام.

تفاوت ماهوی وجود دارد؛
بین جنبشی که شعارش «یا حسین»، «یا ابوالفضل»، «الله‌اکبر» است
با جریانی که با شنیدن نام دین، واکنش خشونت‌آمیز نشان می‌دهد.

برای اثبات همین تفاوت، در سال ۱۴۰۱ وقتی از پشت‌بام «الله‌اکبر» گفتم، از خانه‌های اطراف با الفاظ رکیک و توهین‌های جنسی پاسخ داده شد. این واقعیت اجتماعی است.

وقتی می‌گوییم این یک تفاوت ماهوی است، یعنی این جریان به جنگ دین آمده است؛ و در روایات نیز آمده که در آخرالزمان، جنگ با دین آغاز می‌شود و حفظ دین دشوار خواهد شد.

ایران۲۴:شما خودتان عضو جبهه اصلاحات هستید. این نقد تند به بیانیه جبهه اصلاحات را چگونه از جایگاه یک عضو این جریان توضیح میدهید؟

کد ویدیو

 خزعلی:بله، بنده عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی جامعه پزشکان هستم که یکی از احزاب مهم جبهه اصلاحات است.
اما بسیاری از دوستان ما از اصلاحات عبور کردهاند، حتی اگر خودشان متوجه نباشند.

اصلاحات یعنی حفظ ریشه و هرس شاخههای کج، نه کندن ریشه با لودر.
وقتی ریشه را میزنید، این دیگر اصلاحات نیست؛ براندازی است.

آقای موسوی و برخی دیگر، از اصلاحات عبور کردهاند و به قانون اساسی پایبند نیستند. در علوم سیاسی، این مفاهیم تعریف مشخص دارد:
یا اصلاح میکنید، یا انقلاب، یا کودتا، یا مداخله خارجی.

اگر کسی میگوید اصلاحطلب است، باید به قانون اساسی و اصول آن پایبند باشد.
آقای تاجزاده وقتی کاندیدای ریاستجمهوری میشود، یعنی میخواهد به همین قانون اساسی سوگند بخورد. نمیشود هم قانون را قبول نداشت و هم با همان قانون رئیسجمهور شد.

بسیاری از این دوستان از مسیر اصلاحات عبور کردهاند. اگر اصلاحطلب هستید، باید از مسیر احزاب، قانون و سازوکارهای تعریفشده حرکت کنید.
این نقدی است که من، بهعنوان یک عضو اصلاحات، صریح و شفاف مطرح کردهام؛ چه در این گفتوگو و چه در نامهای که نوشتم و برای آن به ۱۱ شهر سفر کردم.

ایران۲۴: شما حامی آقای میرحسین موسوی چطور به یکباره اینگونه تغییر مواضع دادید؟

کد ویدیو

خزعلی: ما در مقاطعی از آقای موسوی حمایت کردیم که در مقابل احمدینژاد بود، او را یک خطر و نفوذی میدانستم و حمایت از موسوی را مشابه حمایتی میدانم که امروز از پزشکیان در مقابل جلیلی انجام دادم. آنجا هم انتخاب، انتخابِ «دفع خطر بزرگتر» بود.

 در آخرین سخنرانیام در آخرین شهری که رفتم، صراحتاً گفتم به موسوی رأی میدهیم تا بتوانیم او را نقد کنیم. ما نقد داشتیم. من ۱۲ بار به زندان رفتم چون نقد کردم. قرار بود موسوی بیاید تا نقد شود، اما امروز جبهه اصلاحات از او بتی ساخته که نه ارتش دارد، نه سپاه، نه زندان، نه اطلاعات، نه قدرت؛ اما جرأت نقدش را هم ندارید. این یعنی دیکتاتوری.

شما در جبهه اصلاحات جرأت ندارید آقای خاتمی و موسوی را نقد کنید، حتی خطای او را هم نمیتوانید بگویید. این استبداد است. اصلاحطلبی یعنی آزادی اندیشه، آزادی بیان و آزادی نقد.

 من گفتم به پزشکیان رأی میدهم، از او حمایت میکنم، اما از شب دوازدهم بعد از انتخابات اولین نقد را شروع میکنم. همین کار را هم کردم. هنوز هم حمایتش میکنم، اما نقد وظیفه من است. من نقادم.

 موسویِ قبل از انقلاب یک فرد اهل هنر بود، در زیرزمین هنرهای زیبا با همسرش آشنا شد. همسرش با دفتر فرح همکاری داشت و حجاب نداشت. بعد از انقلاب چادر سر کرد، رئیس دانشگاه الزهرا شد. بعد از جنبش مهسا دوباره چادر را کنار گذاشت. تو داری عوض میشوی؛ من اما همانم که بودم.

 من قبل از انقلاب هم مذهبی بودم، در خانواده مذهبی با زنان چادری بزرگ شدم و امروز هم همانم. نه جنبش سبز، نه جنبش مهسا، نه انقلاب، نه حتی سقوط حکومت، من را عوض نمیکند. اصول دارم؛ مبتنی بر قرآن و عترت. اما موسوی تغییر کرده؛ کسی که از «دوران طلایی امام» حرف میزد، امروز همان دوران را زیر سؤال میبرد. کسی که از اجرای بیتنازل قانون اساسی میگفت، امروز قانون اساسی را قبول ندارد؛ پس تو عوض شدی؛ تو آمدی و ما را فریب دادی.

خزعلی خطاب به موسوی گفت: تو با «یا حسین» آمدی، با «ابوالفضل علمدار» آمدی. من در مسجد برایت سخنرانی کردم. حالا یا حسین کجاست؟ اللهاکبر کجاست؟ ارتباطت با مسجد، دین، خدا و امام حسین چیست؟ شال سبزی که خاتمی به نام سیادت به تو داد و  انداختی چه نسبتی با امروزت دارد؟ چیزی نمانده. امروز ارتباطت با کسانی است که مسجد و امامزاده میسوزانند، چادر از سر مردم میکشند و به حضرت زهرا(س) توهین میکنند و تو مرزت را با آنها مشخص نکردی؛  تو در حال حمایت از اغتشاشگر و از مامور موساد هستی

 بیانیه دادی، اما دلت نسوخت که ۳۵۰ مسجد را سوزاندند؟ دلت نسوخت به هزار مرکز نظامی و انتظامی حمله شد؟ در کجای دنیا به پلیس میگویند حمله کنید؟ پلیسی را زندهزنده در آتش سوزاندند و فیلمش را با افتخار پخش کردند. چرا محکوم نکردید؟ چرا سربریدنها،  عمامه پراندن، برهنه کردن طلبه جوان و جنایتها را محکوم نکردید؟ تو فقط یکطرفه غش میکنی.

 اگر دوران نخستوزیری تو «دوران طلایی» بود، چرا نزدیک به ۴ هزار زندانی که حکم داشتند و دوران محکومیتشان رو به پایان بود، یکی از آنان برادر شهید جهانآرا  اعدام شدند؟ نماینده وزارت اطلاعات امضا کرد، بعد آقای رئیسی و نفر بعد. آقای منتظری اعتراض کرد. آن زمان شد دوران طلایی، اما امروز که در حصر هستی همهچیز خبر داری  شده دوران سیاه؟ این استاندارد دوگانه است.

 زمانی که قرار بود نخستوزیر شوید، رئیسجمهور وقت حتی خبر نداشت و ساعت ۲ از اخبار فهمید که شما باید نخستوزیر شوید. با فشار همان نیروهای سپاهی و با شعارها در نماز جمعه و فشار جمعیت و موتورسواران خیابانی، نخستوزیر شدید و آن زمان، دوران طلایی بود.

اما وقتی احمدینژاد با فشار همان نیروها رئیسجمهور شد، اعتراض کردید. پس ملاک خودتان هستید؛ اگر به نفع شما باشد، میشود دوران طلایی. من نخستوزیر شدم، رئیسجمهور نمیخواست، اما فشار را قشنگ اعمال کردید.

 پدرم به همراه چند نفر دیگر نزد امام رفتند تا اجازه دهند رئیسجمهور وقت، آقای خامنهای، نخستوزیر دوم انتخاب کند. امام جمعه برگشت و جملهای گفت که همه ما را مجاب کرد. امام فرمودند فرماندهان سپاهی جنگ آمدهاند و گفتهاند اگر موسوی برود، جنگ میخوابد؛ حالا یا راست میگویند یا نه  جنگ نباید بخوابد؛ اگر هم نخوابد، خودشان آن را میخوابانند. ما ناچاریم موسوی را بپذیریم تا بهانهای نباشد که جنگ بخوابد؛ یعنی امام را هم تهدید کردند.

آقای خامنهای هم به همین مصلحت پذیرفت، پدر ما و بقیه هم پذیرفتند که موسوی نخستوزیر شود تا جنگ نخوابد. امام گفت اگر هم نپذیریم، میخوابانند. ببینید، در شرایط جنگ، شما میخواستید جنگ بخوابد و امام، آقای خامنهای و پدر ما تسلیم این تهدید شدند.

امروز هم کشور کاملاً در محاصره است، ناوگان آمریکا آمده، ترامپ تهدید میکند و در شرایط جنگی هستیم. اغتشاش داخلی، مکمل موفقیت عملیات نظامی است. شما امروز همان کار را میکنید و میخواهید ما را مجبور به تمکین کنید؛ با این بیانیهها میخواهید کشور را در برابر ترامپ و شرایطش تسلیم کنید.

 ما با استعمار برهنه و عریان و بیمنطقی مواجهایم که با وقاحت میگوید نفت شما را میخواهم، منافع شما را میخواهم، میخواهم مثل عربستان گاو شیرده باشید. ترامپ میگوید پنج هزار میلیارد دلار جمع کردهام و میخواهد بیاید ایران را بدوشد، و شما با بیانیهها همان کاری را میکنید که آن روز برای نخستوزیر شدنتان با امام کردید؛ امروز هم میخواهید ما را به تسلیم در برابر ترامپ وادار کنید.

اگر مستقل باشید و همراه ترامپ و نتانیاهو نباشید، باز هم از شما حمایت میکنیم، اما وقتی دقیقاً به خواست ترامپ عمل میکنید، دیگر نمیشود سکوت کرد. بیانیه شما، بیانیه دیگران، بیانیه آقای تاجزاده و ۱۷ نفر دیگر، دقیقاً ستون پنجم دشمن است برای آمادهسازی فضای داخلی جهت حمله است.

 هر کس با این جریان باشد، ستون پنجم است و یک ملت هوشیار، اول ستون پنجم را میزند، چون ستون پنجم از پشت هدف قرار میدهد.

 ایران۲۴:با توجه به صحبتهای شما، اینطور برداشت میشود که معتقدید آقای میرحسین موسوی عملاً در مسیر دشمنان ایران حرکت کرده و در یادداشتهای خود این جهتگیری را بهصورت روشن بیان کرده است.
در مقابل، جبهه اصلاحات معتقد است بیتوجهی به مطالبات مردم باعث شده کشور در معرض مداخلات خارجی قرار بگیرد.
به نظر شما خطر اصلی کدام است؛ اعتراضات داخلی یا انباشته شدن مشکلات و نارضایتیهای حلنشده؟

کد ویدیو

خزعلی: من ۴۰۷ روز زندان رفتم، ۱۳ مرحله اعتصاب غذا داشتم، تا ۴۰ کیلو وزن کم کردم. خیلیها رفتند، بریدند، جلوی دوربین اعتراف کردند؛ اما من ایستادم. بیشتر از خیلیها هزینه دادهام. پس بیایید واقعیت را بگوییم و دروغ نگوییم.

قبل از انقلاب، آمریکا رسماً مطرح کرده بود که ایران باید به شش کشور تجزیه شود. این تمدن بزرگ برایش خطر بود. این موضوع جدید نیست. در سال ۱۳۵۵، زمان محمدرضا شاه، همین بحثها مطرح بود. بنابراین خیال تسلیم محض سادهانگاری است؛ آمریکا با ما کنار نخواهد آمد.

هنر این است که مسئولان ما هوشمند باشند؛ شعارهای نابجا ندهند، پرچم صلح را بالا ببرند، از دیوار سفارت بالا نروند. جنگ هشتساله هم با چراغ سبز آمریکا آغاز شد. بخشی از این مسیرِ پرهزینه، حاصل تصمیمات هم اصلاحطلبان بوده و هم اصولگرایان.

من الان مخاطبم اصلاحات است. دعوای امروز من با بیانیه اصلاحطلبان است. آن ادبیات اخراج، حذف و دیکتاتورمآبانه را قبول ندارم. نقد باید از خودمان شروع شود.

حکومت مگر دست چه کسانی بوده؟
۸ سال هاشمی، ۸ سال خاتمی، ۸ سال روحانی، نخستوزیری آقای موسوی؛ یعنی حدود ۳۴ سال. چرا وقتی ما کنار میرویم، میگوییم همهچیز تاریک شد و وقتی خودمان هستیم، همهچیز طلایی است؟

هیچکس، نه اصلاحطلب و نه اصولگرا، نمیتواند با چوب هریپاتر کشور را درست کند. با بودجه ۴۰ میلیارد دلاری حتی حقوق کارمند و بازنشسته هم بهسختی پرداخت میشود. زیرساختها فرسوده شده، برق فرسوده شده و تحریمها فشار واقعی آوردهاند.

اما راهحل تسلیم نیست. ناامید کردن مردم، بازی در زمین دشمن است. ما مردمی هستیم که کمیت، غواصان، خیبر و جزیره مجنون را فراموش نکردهایم. من آخرین نفری بودم که از جزیره مجنون خارج شدم. بسیجی خیبر را نمیشود تحقیر کرد.

من پای نظام و اصولش ایستادهام، چون میخواهم اصلاح کنم. ناامیدها اصلاحطلب نیستند؛ آنها براندازند. اصلاحات راه دارد.

راه اصلاح از نگاه من:

  1. نه به بیگانه؛ آمریکا، اسرائیل و هر قدرت خارجی.
  2. نه به خشونت.
  3. حزبی شدن سیاست؛ هر کس با شناسنامه فکری روشن وارد شود.

اصلاح با حزب، کار مدنی و انتخابات است؛ نه با براندازی، خشونت و زیر زدن بازی.
اگر مهرههای شطرنج را به هم بزنی، بازندهای. ریاستجمهوری را با لودر نمیدهند؛ با رأی مردم میدهند. گاندی همینطور اصلاح کرد.

مشکل فقط مسجدسوزی نیست؛ در بیانیهها خشونت و فتنه میبارد. من با چشم خودم دیدم مسجد سوزاندند، پرچم امام حسین را آتش زدند، بسیجی را کشتند و جمعیت کف زد. اگر همانجا اعتراض میکردند، قتل اتفاق نمیافتاد.

فتنه یعنی از بین بردن امنیت. فتنه یعنی مردم ساعت شش عصر بترسند به خانه بروند. من دیدم زنهای چادری برای حفظ جانشان چادرشان را درآوردند. این دیکتاتوری است.

من نمیتوانم کنار کسی بایستم که به مقدسات، به شهدا، به حضرت زهرا(س) با الفاظ رکیک توهین میکند و برای بعضیها قهرمان میشود. این استاندارد دوگانه است.

ایران۲۴ : تأکید  بر نقش آمریکا و اسرائیل باعث سادهسازی بحران داخلی و نادیده گرفتن ضعف حکمرانی میشود. آیا این روایت، خطر کماهمیت جلوه دادن مشکلات داخلی را ندارد؟

کد ویدیو

 خزعلی: اول باید بپذیریم که ریشه بسیاری از مشکلات، اقتصادی است و این مشکلات با تحریم، دشمنی و فشار خارجی تشدید شدهاند. این یک معجزه است که کشور هنوز سرپا مانده.

آلمان بعد از جنگ جهانی اول، در اثر تحریمها دچار فروپاشی اقتصادی شد و نتیجهاش ظهور هیتلر بود. مردم به کسی پناه بردند که وعده بازگرداندن عزت میداد. تاریخ را باید کامل دید.

من نقد جدی دارم: امنیت ما ضعیف شده، نفوذ دشمن بالاست. فقر، نفوذپذیری را بالا برده. پلیسی که زیر خط فقر است، چطور امنیت کامل برقرار کند؟

اما همزمان میشود کارهایی کرد:

  • بازگرداندن اموال مصادرهشده به مردم
  • برخورد واقعی با رانت و اختلاس
  • شفافسازی املاک نجومی، بدون خط قرمز اصلاحطلب و اصولگرا
  • بازگرداندن یارانهها از ثروتمندان رانتی به فقیران واقعی

یارانه پیرزن کپرنشین نباید صرف گرم کردن استخر در باستیهیلز شود. عدالت یعنی این پول به صاحبش برگردد. این مسیر سخت است، اما تنها راه اصلاح است.

ایران۲۴:دکتر، از اجرای قانون اساسی دفاع میکنیم و حفظ نظام شما هم بر آن تأکید دارید. اصل ۲۷ قانون اساسی درباره برگزاری تجمعات است. بعد از چهار دهه، اخیراً به این اصل پرداخته شده، اما بسیاری از لوایح و مصوبات در کشور تصویب میشوند و به مرحله اجرا نمیرسند.به نظر شما اگر مصوبه اجرای تجمعات عملیاتی نشود، شرایط به کجا میرسد؟ چرا طی این سالها به اصل ۲۷ رسیدگی نشد تا اعتراضات به اغتشاش کشیده نشود؟ و اساساً حاکمیت چه باید بکند؟

کد ویدیو

 خزعلی:اگر حاکمیت اراده دخالت مردم را داشت، سازوکارش فراهم میشد. شوراهای شهر و روستا در قانون اساسی بود، اما تا دوره آقای خاتمی مسکوت ماند. یعنی هم دوره نخستوزیری آقای موسوی گذشته بود، هم دوره آقای هاشمی، اما اجرا نشد.

اصل ۲۷ هم باید جدی گرفته و اجرایی شود. اعتراض اگر مسیر قانونی داشته باشد، تخلیه میشود. صداوسیما باید به اندازه جمعیت، به همه سهم بدهد؛ ارمنی، یهودی، اهلسنت، هر گروهی به اندازه جمعیتش حق دارد حرفش را بزند. نیروی انسانی هم باید امنیت معترض قانونی را تأمین کند. این کار پیچیدهای نیست؛ فقط اراده میخواهد.

اما حتی اگر همین مجلس حداقلی هم تصویب کند، پیشنیاز دارد. پیشنیازش حزب است. یعنی منِ معترض بتوانم در قالب حزب خودم تجمع کنم، انتظامات داشته باشم و بدانم چه کسی در جمع ماست تا عامل موساد یا خشونتطلب وارد نشود.

من عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی جامعه پزشکان هستم؛ حزبی متشکل از پزشکان متخصص. اما سالهاست دنبال این هستیم که ارتباط واقعی شورای مرکزی با بدنه اعضا برقرار شود. ۱۲ سال پیگیری کردم. حتی دبیرکل وقت، آقای دکتر ظفرقندی، بارها تذکر داد، اما این ارتباط شکل نگرفت.

این در حالی است که همین انجمن، منظمترین حزب اصلاحطلب است. بقیه احزاب وضعیت بدتری دارند. این تمرین دموکراسی نیست. حزب باید محل رشد سیاسی باشد، نه یک اسم روی کاغذ.

در جبهه اصلاحات هم همین مشکل وجود دارد. نقد درونجبههای تحمل نمیشود. صرفاً بهخاطر نقد آقای موسوی، عدهای گفتند باید من از جبهه اصلاحات اخراج شوم. چرا نتوانیم مناظره کنیم؟ چرا آقای جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات، دعوت به مناظره را نپذیرفت؟

در انجمن خودمان، بهخاطر اختلاف نظر سیاسی، من را از یک گروه مجازی حذف کردند؛ در حالی که عضو شورای مرکزی با رأی پزشکان هستم. این یعنی استبداد رأی، حتی قبل از رسیدن به قدرت.

ایران۲۴:اگر یک جوان معترض از شما بپرسد بهجای آمدن به خیابان، چه کار کند، پاسخ صریح شما چیست؟

کد ویدیو

 خزعلی:تنها راه نجات ما مبارزه مدنیِ پرهیز از خشونت است. اگر احتمال میدهی حضور خیابانی به خشونت کشیده شود، نباید بروی. اما باید تلاش کنی مسیر قانونی را باز کنی.

امروز دنیای مجازی ابزار قدرتمندی است. میشود بدون حضور فیزیکی، فعالیت سیاسی کرد، حزب ساخت، شبکهسازی کرد. اما باید مراقب بود وارد جرم نشویم؛ فحاشی، افترا، نشر اکاذیب جرم است.

من ۱۲ بار زندان رفتم، ۱۳ بار اعتصاب غذا کردم، اما یک دست صدا ندارد. راهش این است: حزب بسازیم. اگر جبهه آزادی به اندیشهات نزدیک نیست، برو حزب دیگری بساز یا به حزبی نزدیکتر بپیوند.

حتی اگر مردم اندیشهای غیر از اندیشه من انتخاب کردندسلطنتطلب، جمهوریخواه، سوسیالیستاگر انتخاب مردم باشد، باید پذیرفت. امیرالمؤمنین(ع) با وجود کودتا، به خاطر مردم جنگ داخلی راه نینداخت.

اما یک خط قرمز هست: خشونت سازمانیافته.
تظاهرات روزانه بدون ماسک، بدون تخریب، بدون قرآنسوزی، بدون مسجدسوزی، به خشونت کشیده نمیشود، چون خود مردم مراقبت میکنند. اگر همان اول، عامل خشونت را بیرون کنند، نه مسجدی میسوزد و نه بهانهای دست دشمن میافتد.

در فقه امیرالمؤمنین(ع)، اگر لشکری بیاید و حتی یک بیگناه کشته شود، مسئولیت جمعی است. فتنه یعنی از بین بردن امنیت جامعه؛ یعنی زن چادری برای حفظ جانش چادرش را درآورد. این فتنه است.

ایران۲۴: به عنوان سخن پایانی، اگر نکته‌ای هست که به روند گفت‌وگو ما کمک کند، بفرمایید

کد ویدیو

 

خزعلی: من فکر میکنم اگر بخواهم بهعنوان سخن پایانی سه توصیه ارائه کنم، این سه مورد است: حزب، حزب و حزب.
تا زمانی که ما حزب نداشته باشیم، حزبی عمل نکنیم و درون احزاب خودمان شفاف، منظم و درست رفتار نکنیم، به جایی نخواهیم رسید.

در بیرون از کشور هم هیچ کشوری با دخالت بیگانه، کودتا، اغتشاش و کشتار به جایی نرسیده است. نمونههای آن اندونزی است که کشتار میلیونی اتفاق افتاد، نیکاراگوئه و کشورهای دیگر. همین کشتارهایی که با اعتراضهای ساختگی آمریکا شکل گرفت.
لیبی هنوز به ثبات نرسیده؛ نه لیبی، نه عراق، نه افغانستان. هر جا آمریکا و استعمار دخالت کرده، برای این بوده که آن کشورها را بدوشد. هنوز پول عراق به نیویورک میرود و آنقدر که آنها صلاح بدانند پرداخت میشود.

حتی آلمان، بعد از قریب به ۸۰ سال، هنوز عملاً مستعمره صهیونیستهاست. صدراعظم آلمان برای سفر به یک کشور همسایه باید از وزارت خارجه آمریکا اجازه بگیرد. اینها را نباید فراموش کنیم.
هیچ اتفاقی تصادفی نیست. آمریکا به بیش از ۶۰ کشور جهان حمله کرده و در بیش از ۲۰ کشور دموکراتیک هم منتخبین مردم را با ابزارهایی مثل دارو، اغتشاش، آتشسوزی و بحرانسازی کنار زده و بازی را عوض کرده است.

هر جا برخلاف میلش باشد، وارد عمل میشود. در روایات آخرالزمانی هم آمده که دجال در مقطعی قدرت را در دنیا در دست میگیرد؛ اما این وعده را به شما میدهم که همه آنها شکست میخورند.
من سالهاست جلوی دوربین میگویم: حماس را میزنند، حزبالله را میزنند و به ایران میرسند. در ایران هم ابتدا هزینه ایجاد میکنند، اما در ادامه و در تعقیبی که ایران انجام میدهد، نابودی آنها رقم میخورد.

قطعاً بدانید ما پیروزیم. قطعاً بدانید فرمانده لشکریان ایران، همان فرمانده عساکر خراسان در تعبیر روایات است که پرچم را به دست صاحبالزمان میرساند.
سختیها بسیار بیشتر از این خواهد بود؛ کمرها را باید محکم ببندیم. در این مسیر، هر کسی که مردم را متزلزل کند یا تفرقه ایجاد کند، چه شاهزاده باشد چه تاجزاده، در زمین دشمن بازی میکند و ستون پنجم دشمن است. مراقب باشید.

باید دست در دست هم بدهیم. نقدها سر جای خود، اما بازی در زمین دشمن ممنوع است.
من زمانی به مرحوم آیتالله صانعی گفتم اگر اینها از رهبری عبور کنند، من و منتظری را هم کنار میزنند. مشابه همین تعبیر را مرحوم آقای هاشمی هم داشتند؛ میگفتند اگر رهبری را بزنند، من را هم میزنند.

اگر این جماعت تروریست حاکم شوند، کنار چوبه دار احمد خاتمی، حتماً محمد خاتمی هم خواهد بود.
دیروز هم با پسر آقای کروبی صحبت میکردم. درباره بیانیههای آقای کروبی گفتم: حسینآقا، چوبه دار من و تو یکی است. فکر نکن اگر بیانیه بدهی، آنها آقای جنتی را میکشند و تو را روی سرشان میگذارند. نه؛ پدرت هم کنار آقای جنتی دار زده میشود. این فضا، فضای استعمار است. در زمین آمریکا بازی نکنید.

ایران۲۴: در یک جمله کوتاه درباره تهدیدهای ترامپ؛ شما فکر می‌کنید جِرأت می‌کند تهدید‌ها را  عملی کند؟

کد ویدیو

خزعلی: من بارها گفتهام. همان موقع که آقای لاریجانی میگفت قطعاً جنگ نمیشود، فردایش جنگ شد.
من عامل میدانم؛ قطعاً جنگ میشود، قطعاً به ایران حمله میکنند و قطعاً خسارتهای سنگینی وارد میشود. ما در جنگ هستیم. فقط آنها محاسبه میکنند کی بزنند که کمتر بخورند.

قطعاً پاسخ ایران قوی و کوبنده خواهد بود. آنها نمیتوانند دست از سر ما بردارند. حتی اگر تسلیم شویم، مثل لیبی. مطمئن باشید حمله به ایران قطعی است.
هر کس میگوید حمله نمیشود، نه آمریکا را شناخته و نه روایات آخرالزمانی ما و آنها را خوانده است. هم در روایات یهود و مسیحیت آمده و هم در روایات ما.
آنها قطعاً حمله خواهند کرد و قطعاً پاسخ شایسته خواهند دید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

| ارسال نظر