>
اختصاصی در استودیوی ایران۲۴ مطرح شد:

صارمی‌راد: آرامشِ ظاهری می‌تواند مقدمه غافلگیری نظامی باشد/ تنش، معامله، عقب‌نشینی؛ ترامپ تاکو است

صارمی‌راد: آرامشِ ظاهری می‌تواند مقدمه غافلگیری نظامی باشد  تنش، معامله، عقب‌نشینی؛ ترامپ تاکو است
کارشناس روابط بین‌الملل با هشدار نسبت به خطر «غافلگیری نظامی» تأکید کرد: کاهش احتمال جنگ نه‌تنها تهدید را کم نمی‌کند، بلکه می‌تواند آن را پنهان‌تر و پیچیده‌تر کند. آمریکا اگر تاکنون حمله‌ای نکرده، نه از سر اراده، بلکه به دلیل ناتوانی عملی بوده است؛ در نهایت، باید دید ترامپ تا چه حد تاکو است.
نویسنده : عذرا کبورانی
کد خبر : ۳۹۵۸۷

 

کد ویدیو

به گزارش گروه سیاسی «شبکه خبری ایران۲۴»؛ رضا صارمی‌راد کارشناس روابط بین‌الملل و استاد دانشگاه روز یکشنبه ۱۲ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ با حضور در استودیوی «شبکه خبری ایران۲۴»، در گفت‌وگویی تصویری و تفصیلی به بررسی ریشه‌ها و ابعاد سیاست‌های دونالد ترامپ در قبال ایران پرداخت؛ مشروح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید و تماشا کنید؛

ایران۲۴: گفتید افزایش ناوگان نظامی آمریکا بیشتر در چارچوب فشار اقتصادی و الگویی برای امتیازگیری بیشتر و سپس مذاکره تعریف می‌شود، نه مقدمه‌ای برای جنگ. در واقع بارها بیان کرده‌ایدکه ترامپ از الگوی نیکسون الهام می‌گیرد و به دنبال «نیکسون شدن» است.

حالا این سؤال مطرح می‌شود که در این سناریو، ایران دقیقاً کجا امتیاز می‌دهد و کجا اساساً بازی و نظم این جریان را بر هم می‌زند؟ اگر امکان دارد، یک مصداق عینی هم برای ما بیان کنید که این مدل فشار علیه ایران در عمل با شکست مواجه شده یا بالعکس، موفق بوده است.

 صارمی‌راد: ببینید، ایالات متحده آمریکا در حدود یک سال گذشته، از زمانی که ترامپ وارد کاخ سفید شده، مدلی را اجرا می‌کند که با مدل‌های روسای جمهور قبلی آمریکا تفاوت‌هایی دارد. این تفاوت، عریان‌گویی سیاست‌ها توسط ترامپ است؛ پدیده‌ای که عملاً در میان روسای جمهور آمریکا سابقه نداشته است.

ترامپ خیلی شفاف می‌گوید: من نفت اینجا را می‌خواهم، منابع آنجا را می‌خواهم، موقعیت ژئوپلیتیک این منطقه را می‌خواهم. در حالی که روسای جمهور قبلی آمریکا و سیاست‌گذاران این کشور معمولاً این اهداف را در چارچوب‌ها و لفافه‌هایی بیان می‌کردند. برای مثال، زمانی که به عراق حمله کردند، بحث حقوق بشر و سلاح‌های کشتار جمعی را مطرح کردند. یا هنگام حمله به افغانستان، مسئله مقابله با تروریسم و حملات تروریستی را برجسته کردند. در حمله به یوگسلاوی در دوره کلینتون نیز ادبیاتی نظیر نقض حقوق بشر در منطقه بالکان و حمایت از گروه‌های جدایی‌طلب مطرح می‌شد.

اما ترامپ کاملاً شفاف حرف می‌زند؛ می‌گوید من نفت ونزوئلا را می‌خواهم، منابع معدنی را می‌خواهم، به سراغ گرینلند می‌روم، تعرفه‌ها را افزایش می‌دهیم تا با چین مقابله کنیم. در حالی که مثلاً بایدن چنین رویکرد مستقیمی نداشت و سعی می‌کرد فشار بر چین را به‌صورت غیرمستقیم، مانند محدودسازی صادرات میکروپروسسورها، اعمال کند.

این شفاف‌گویی یکی از ویژگی‌های ترامپ است. در همین راستا، درباره اتفاقات و اغتشاشات دی‌ماه نیز شاهد بودیم که پیش از وقوع حوادث ۱۸ و ۱۹ دی، زمینه‌چینی کرد و اعلام کرد اگر معترضین کشته شوند، آمریکا ورود می‌کند و حمایت خواهد کرد؛ در حالی که در آن زمان هنوز هیچ تلفات انسانی رخ نداده بود. موضع‌گیری او حتی یکی دو روز قبل از آغاز ناآرامی‌ها انجام شد.

پس از شروع اغتشاشات نیز صراحتاً اعلام کرد که به مراکز حمله شود و گفت «کمک در راه است». این سطح از شفافیت بی‌سابقه بود. اگر اعتراضات سال ۸۸، حوادث بنزینی ۹۸ یا اتفاقات ۱۴۰۱ را بررسی کنید، آمریکایی‌ها هیچ‌گاه در سطح رئیس‌جمهور چنین موضع‌گیری مستقیمی نداشتند. معمولاً این مواضع در سطح سخنگوی وزارت خارجه، سخنگوی کاخ سفید، معاون رئیس‌جمهور یا نهایتاً وزیر امور خارجه مطرح می‌شد و نه در این حد که بگویند «ما وسط میدان می‌آییم».

در ادامه، آمریکایی‌ها تلاش کردند با یک اقدام نظامی فضا را تغییر دهند. تصمیمی که ترامپ در روزهای حوالی ۲۰ یا ۲۱ دی‌ماه گرفته بود، حمله نظامی بود. اما هرچه جلوتر آمد، متوجه شد که زمینه آماده نیست. شنیده‌ها حاکی از آن است که در جلسه‌ای با فرماندهان نظامی آمریکا پرسیده بود آیا می‌شود در عرض یک ساعت هم سایت‌های هسته‌ای، هم سایت‌های موشکی و حتی رهبری را هدف قرار داد. پاسخ‌ها باعث یک شوک جدی شد؛ فهمیدند که چنین کاری ممکن نیست.

درست است که ناوگان نظامی بزرگی به منطقه آورده بودند، اما این ناوگان قابل مقایسه با ناوگان دوران دفاع مقدس نیست. آن زمان حدود ۷۰ ناو جنگی در منطقه حضور داشت و تعداد کشتی‌های پشتیبانی به بیش از ۱۴۰ فروند می‌رسید. در حالی که اکنون نهایتاً ۸ تا ۱۰ ناو در منطقه حضور دارند، آن هم بدون پشتیبانی کامل و بدون پوشش هوایی مؤثر.

تصور آمریکایی‌ها این بود که محور مقاومت از بین رفته، اما وقتی به شواهد میدانی و تصاویری که منتشر شد نگاه می‌کنیم، این تصور با واقعیت فاصله زیادی دارد؛ 

انصارالله اعلام کرد کشتی‌هایی را که هدف قرار داده‌اند، مشخص کرده و صراحتاً گفت اگر ایران مورد حمله قرار بگیرد، ما وارد عملیات می‌شویم. این موضع‌گیری، در کنار اعلام حمایت گروه‌های مقاومت در عراق، نشان‌دهنده جدی بودن فضا بود. یک زمانی شما صرفاً بیانیه می‌دهید، اما زمانی دیگر فیلمی منتشر می‌شود که تعداد زیادی از افراد در صف ثبت‌نام برای عملیات استشهادی هستند.

موضع‌گیری حزب‌الله هم بسیار مهم بود؛ اعلام کرد که ما به‌هرحال بی‌طرف نخواهیم بود. حزب‌اللهی که خودش تحت هدف قرار گرفتن است، به‌نوعی تا اینجا تحمل کرده، آن هم به‌خاطر شرایط خاصی که در لبنان حاکم است، اما تصریح کرد اگر ایران مورد هدف قرار بگیرد، دیگر این مماشات و تحمل نقض آتش‌بس را نخواهد پذیرفت. همین مواضع باعث شد فضا سنگین‌تر شود.

بعد از این، آمریکایی‌ها متوجه شدند که ما جدی هستیم. یک چیز این است که شما صرفاً صحبت می‌کنید، اما یک چیز دیگر این است که وارد عمل می‌شوید و می‌گویید من برخورد می‌کنم، مقابله می‌کنم. یک زمانی جدی وارد می‌شوید و می‌گویید من تنگه هرمز را مدیریت می‌کنم. مدیریت تنگه هرمز یعنی چه؟ یعنی مثلاً اجازه عبور به کشتی‌های وابسته به آمریکا یا متحدانش داده نشود.

ایران۲۴: دکتر، در خصوص این‌که در مقطع اغتشاشات، تصمیم ترامپ برای حمله جدی‌تر شد، سؤال این است که در حوزه سیاست داخلی ما، کدام تنش‌ها یا ضعف‌ها باعث شد عملاً یک «پاس گل» به ترامپ داده شود تا تجاوز به ایران را جدی‌تر بررسی کند؟

صارمی‌راد: ببینید، بعد از جنگ ۱۲ روزه، آن‌ها به هدفی که داشتند ــ یعنی آوردن مردم به کف خیابان ــ نرسیدند. همچنین خسارت‌هایی که رژیم صهیونیستی دید و تغییر رویکردی که در پیش گرفت، باعث شد مسیرشان را عوض کنند. رفتند به سمت افزایش فشارهای اقتصادی با هدف ایجاد اعتراضات معیشتی؛ اعتراضاتی که بتواند فرصت لازم را برای اقدام نظامی فراهم کند. چون تجربه اقدام صرفاً نظامی را در خردادماه داشتند و نتیجه نگرفتند، تصمیم گرفتند مدل را تغییر دهند.

محدودیت‌هایی که برای واردات ارز ایجاد شد ــ فکر می‌کنم از مهر و آبان ــ تحریم تعدادی از صرافی‌هایی که با ما همکاری داشتند، فشار بر اشخاص فعال در نقل‌وانتقال ارز، همه این‌ها فشارها را از همان نقطه آغاز کرد. افزایش قیمت ارز و بخشی از سیاست‌های دولت، از جمله نحوه تخصیص ارز ترجیحی، دست به دست هم داد تا اعتراضات ابتدا به‌صورت مسالمت‌آمیز آغاز شود و بعد به اغتشاشات هجدهم و نوزدهم دی‌ماه برسد.

واقعیت این است که آمریکایی‌ها با یک طراحی قبلی وارد میدان شدند؛ آماده بودند که این اتفاق بیفتد و بر موج آن سوار شوند. این هماهنگی را شما وقتی می‌بینید که به‌صورت هم‌زمان در بیش از ۱۰۰ شهر یک الگوی مشابه از اتفاقات رخ می‌دهد. قطعاً چنین چیزی بدون هماهنگی قبلی امکان‌پذیر نیست.

ایران۲۴: دکتر، شما تأکید دارید که آمریکا به دلیل محدودیت‌های پشتیبانی، توان جنگ بلندمدت را ندارد و بیشتر به اقدام کوتاه‌مدت فکر می‌کند. از نظر شما این اقدام کوتاه‌مدت شامل چه اهدافی می‌شود؟  آمریکا ممکن است از چه خط قرمزهایی عبور کند؟

صارمی‌راد:اقدام کوتاه‌مدت می‌تواند شامل هدف قرار دادن مراکز امنیتی یا نظامی باشد و شاید برخی مراکز اقتصادی هم در اولویت‌های بعدی قرار بگیرند، هرچند هنوز درباره تبعات آن به جمع‌بندی نرسیده‌اند. ببینید، وقتی شما جایی را هدف قرار می‌دهید، باید پاسخ آن را هم بپذیرید. پاسخ چیست؟ ما به‌صراحت اعلام کرده‌ایم که اهدافی در داخل سرزمین‌های اشغالی، کشتی‌های آمریکایی و پایگاه‌های آمریکا جزو اهداف مشروع ما در منطقه هستند و به محض هر اقدام، پاسخ داده خواهد شد.

وقتی ما این چارچوب را اعلام می‌کنیم، یعنی عملاً سطح جنگ را گسترش می‌دهیم. در نهایت هم بحث مدیریت تنگه هرمز مطرح است که یکی از گزینه‌های جدی ماست. این‌ها اقداماتی است که در رصدهای ماهواره‌ای طرف مقابل هم دیده می‌شود. یک زبان، زبان دیپلماسی است که می‌گوییم اتفاقی نمی‌افتد، اما هم‌زمان سازوکارها در حال آماده شدن است. همین آماده‌سازی‌ها نگرانی آمریکایی‌ها را بیشتر می‌کند، چون می‌دانند اقدامشان می‌تواند تبعات بسیار گسترده‌ای داشته باشد.

اساساً در آمریکا، فعلاً اجماع و آمادگی لازم برای ورود به یک جنگ وجود ندارد.

ایران۲۴: در مورد اقدام کوتاه‌مدت دقیقا چه می‌تواند باشد؟ حمله‌ای نمایشی، حمله به زیرساخت‌ها، یا ترور هدفمند؟

صارمی‌راد: این اقدام کوتاه می‌تواند، حمله‌ای نمایشی باشد، ممکن است حمله به زیرساخت‌ها باشد یا حتی ترور هدفمند؛ همه این‌ها محتمل است.ممکن است یکی از این‌ها رخ دهد یا حتی ترکیبی از آن‌ها. اما نکته مهم این است که ما اعلام کرده‌ایم پاسخ‌مان در سطحی بالاتر خواهد بود. همین مسئله باعث نگرانی آمریکایی‌ها شده است.

یک زمانی این تصور وجود داشت که آمریکا حمله می‌کند و ایران نهایتاً یک پایگاه را می‌زند. اما وقتی ما گفتیم اگر شما بزنید، همه پایگاه‌های شما و حتی سرزمین‌های اشغالی جزو اهداف مشروع ما هستند، آن‌جا بود که آمریکایی‌ها به فکر فرو رفتند که آیا اصلاً می‌توانند این جنگ را مدیریت کنند یا نه.

در داخل آمریکا هم نگاهی وجود دارد به رفتارهای ترامپ که اگر موافق باشید، می‌توانم در ادامه به آن بپردازم؛ 

این نگاه در داخل ساختار قدرت آمریکا وجود دارد و لازم است به آن پرداخته شود. حالا نمی‌دانم در سؤال‌های شما هست یا نه، اما درباره رفتارهای ترامپ و نگاهی که در داخل ساختار قدرت آمریکا نسبت به او وجود دارد، باید گفت یک دیدگاه جدی مطرح است که می‌گوید آمریکا برای رژیم صهیونیستی بیش از اندازه هزینه می‌دهد.

من توصیه می‌کنم صحبت‌های تاکر کارلسون، مجری سابق شبکه فاکس نیوز، را ببینید. همچنین شاخص‌هایی از نمایندگان کنگره آمریکا، مثل توماس مَسی یا خانم مارجوری گرین، وجود دارند که خیلی شفاف می‌گویند ما باید مشکلات داخلی خودمان را حل کنیم و قرار نیست در نقاط دیگر دنیا برای خودمان هزینه ایجاد کنیم.

اصلاً خود ترامپ هم می‌گوید من آمده‌ام تا به جنگ‌های طولانی‌مدت و پرهزینه پایان بدهم و نباید وارد جنگ جدیدی شد. در داخل ساختار کاخ سفید هم نگاه‌ها یکسان نیست. یعنی سیاست داخلی خود آمریکا لزوماً موافق این شرایط و موافق جنگ یا تصمیم ترامپ نیست.

برای مثال، در داخل کاخ سفید افرادی مثل استیو ویتکاف طرفدار این هستند که به‌جای تشدید تنش، به سمت مذاکره حرکت شود. یا مارکو روبیو هم تا حدی چنین نگاهی دارد. در مقابل، برخی افراد، از جمله معاون رئیس‌جمهور، نگاه متفاوتی دارند و می‌گویند ما یک موضع‌گیری کردیم و اعلام کردیم از اغتشاش‌گران حمایت می‌کنیم؛ اگر حالا عقب‌نشینی کنیم، اعتبارمان از بین می‌رود و باید یک حرکتی انجام دهیم.

این اختلاف نگاه‌ها در داخل آمریکا وجود دارد. اما من شخصاً فکر می‌کنم ترامپ در بسیاری از مواقع بیشتر از هر چیز به سود و منفعت نگاه می‌کند؛ یعنی بررسی می‌کند کجا سودش بیشتر است و کجا ضررش کمتر. این نگاه، معمولاً بر مشورت‌ها غلبه دارد. اگر به این نتیجه برسد که اقدامی برایش ضرر دارد، آن را متوقف می‌کند.

ترامپ یک مدل رفتاری مشخص دارد: تنش را تا بالاترین سطح می‌برد، بعد برای امتیاز گرفتن وارد عمل می‌شود و دوباره عقب می‌آید. حتی در آمریکا بعضی رسانه‌ها، فکر می‌کنم وال‌استریت ژورنال برای اولین‌بار، اصطلاح «تاکو» را درباره ترامپ به کار بردند؛ مخفف این عبارت که Trump Always Chickens Out، یعنی ترامپ همیشه عقب می‌کشد.

در یک مطلب نوشته شده بود که مثلاً از ۲۲ تهدید جنگی که ترامپ انجام داده، فقط دو مورد را عملیاتی کرده است؛ چه در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش و چه در دوره دوم. حتی خود آن خبرنگار بعدها این سؤال را مستقیماً از ترامپ پرسید که ترامپ معمولاً به‌صورت غیرمنتظره تنش ایجاد می‌کند و بعد می‌رود در جایی صحبت می‌کند؛ در واقع بیشتر آن فضای تبلیغاتی برایش اهمیت دارد. شما نگاه کنید، مثلاً می‌گوید گرینلند را اشغال می‌کنم، می‌گیرمش، عملیات نظامی انجام می‌دهم؛ اما بعد می‌رود با دبیرکل ناتو جلسه می‌گذارد. نتیجه آن جلسه چه بود؟ هیچ چیز مشخصی از آن بیرون نیامد. اصلاً معلوم نشد چه گفتند. نهایتاً گفتند ما پیشنهاد دادیم پایگاه‌های نظامی گسترش پیدا کند و سرمایه‌گذاری اقتصادی انجام شود.

خود ترامپ هم گفت یک توافق بسیار خوب و بلندمدت بستیم و طوری حرف زد که انگار گرینلند به‌نوعی به آن‌ها واگذار شده است. اما دبیرکل ناتو بعداً مصاحبه کرد و گفت داستان گرینلند تمام شد؛ بدون هیچ نتیجه‌ای. یعنی عملاً این پرونده هم مثل خیلی از پرونده‌های باز دیگر، بی‌سرانجام ماند.

همین وضعیت را در پرونده اوکراین می‌بینید، یا الان در موضوع اداره غزه و آن کنفرانسی که برای صلح غزه راه‌اندازی شد؛ هنوز به هیچ نتیجه‌ای نرسیده است. اوکراین هم همین‌طور، ونزوئلا هم هنوز مشخص نیست دقیقاً چه اتفاقی قرار است برایش بیفتد. نقش خانم رودریگز، معاون رئیس‌جمهور ونزوئلا، وضعیت نفتی که درباره‌اش صحبت می‌شود، همه این‌ها در ابهام است.

این‌ها جزو همان پرونده‌هایی است که ترامپ هیچ‌وقت کار را تا انتها نمی‌برد؛ معمولاً کار را نیمه‌تمام رها می‌کند. از کوبا گرفته تا عراق و حالا هم این پرونده‌ها. یک موضوع را کمرنگ می‌کند و موضوع دیگری مثل کوبا را پررنگ می‌کند.

ایران۲۴: حالا برگردیم به بحث اصلی‌مان تا از موضوع گفت‌وگو خارج نشویم. شما تأکید داشتید که رفتارهای ترامپ غیرمنتظره است و از طرفی هم می‌گویید ایران این‌بار می‌خواهد رفتاری شبیه ترامپ داشته باشد؛ یعنی حرکتی غیرمنتظره و غیرقابل پیش‌بینی. اما در صحبت‌هایتان اعلام کردید که اگر ترامپ حمله کند، اهداف ما مشخص است؛ از تنگه هرمز و آبراه‌ها گرفته تا سرزمین‌های اشغالی که آن‌ها را هدف مشروع اعلام کردید؛ سؤال اینجاست: آیا این دو با هم تناقض ندارد؟ از نظر شما چگونه می‌توانیم با وجود اینکه اهداف‌مان را از قبل اعلام کرده‌ایم، آمریکا را دچار خطای محاسباتی کنیم؟

صارمی‌راد: ما اساساً می‌خواهیم آمریکایی‌ها دچار خطای محاسباتی نشوند. برای جلوگیری از این اتفاق، در بالاترین سطح اعلام می‌کنیم که همه اهداف را می‌زنیم. صهیونیست‌ها هم بارها، حداقل دو بار از طریق پوتین، پیام داده‌اند که نمی‌خواهند وارد درگیری شوند و اخیراً هم اعلام کرده‌اند که در این درگیری نیستند. اما ما می‌گوییم اگر درگیری شروع شود، شما بخشی از آن هستید.

ایران۲۴: ما می‌گوییم می‌خواهیم غیرقابل پیش‌بینی باشیم، اما در عین حال اهداف مشروع‌مان را اعلام می‌کنیم: آبراه‌ها، سرزمین‌های اشغالی، پایگاه‌ها و کشتی‌های آمریکا. این تناقض نیست؟

صارمی‌راد: وقتی در بالاترین سطح اعلام می‌کنید که همه پایگاه‌های آمریکا در منطقه ــ که حدود ۳۰ هزار نیروی نظامی آمریکایی در آن‌ها مستقر هستند ــ همچنین سرزمین‌های اشغالی، فرودگاه‌ها و مراکز نظامی جزو اهداف هستند، آمریکایی‌ها عملاً نمی‌توانند برای همه این‌ها تدبیر هم‌زمان داشته باشند.

تصور آن‌ها این بود که ما واکنشی محدود نشان می‌دهیم، اما ما اعلام کرده‌ایم که در بالاترین سطح پاسخ می‌دهیم؛ یعنی همه اهداف. اینجا تناقضی وجود ندارد. غیرقابل پیش‌بینی بودن به این معناست که مشخص نیست کدام پایگاه هدف قرار می‌گیرد: پایگاه ناوگان پنجم در بحرین، پایگاه العدید، اینجرلیک یا هر پایگاه دیگر. همه این‌ها اهداف مشروع هستند.

ایران۲۴: از طرف دیگر، شما تأکید می‌کنید که حمله نظامی آمریکا به ایران به هیچ وجه به نفعش نیست؛ نه اجماع بین‌المللی دارد، نه منفعت اقتصادی، و حتی به اقتصاد آمریکا و رقابتش با چین هم ضربه می‌زند. با وجود این هزینه‌های بالا، چرا هنوز گزینه حمله نظامی به ایران روی میز ترامپ است؟

صارمی‌راد: واقعیت این است که «گزینه روی میز» عبارتی است که تقریباً همه روسای جمهور آمریکا گفته‌اند. اوباما هم گفت، جورج بوش هم گفت؛ با این تفاوت که جورج بوش در سال ۸۲ حدود ۳۰۰ هزار نیروی نظامی در دو سوی ایران مستقر کرده بود و موقعیتش به‌مراتب از الان ــ که چند هزار نیرو روی ناوها دارند ــ قوی‌تر بود، اما باز هم اقدام نکرد؛ چون می‌دانست تبعاتش چیست و بعضی وقت‌ها نمی‌دانند تبعات یک اقدام چیست و بعضی وقت‌ها می‌دانند چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد، اما هزینه‌هایش بسیار بالاست. یک جاهایی هم واقعاً نمی‌دانند چه می‌شود؛ مثلاً اگر فلان کشتی در تنگه هرمز هدف قرار بگیرد، دقیقاً چه واکنشی از طرف آمریکا رخ می‌دهد و ممکن است چند نفر آمریکایی کشته شوند.

مشکل اینجاست که ما متهم به بزرگ‌نمایی آمریکا می‌شویم، در حالی که شاید در سال‌های گذشته چنین چیزی وجود داشت، اما الان داریم واقع‌نمایی می‌کنیم. چون به این نتیجه رسیده‌ایم که نمی‌شود هر پنج یا شش ماه، یا هفت هشت ماه یک‌بار، آمریکایی‌ها تهدید کنند، جایی را بزنند و تمام. این مسئله باید یک‌بار و برای همیشه حل شود.

آمریکایی‌ها باید متوجه شوند که هزینه‌های این مسیر آن‌قدر بالاست که ناچارند راه دیگری را انتخاب کنند. آن‌ها همه راه‌ها را رفته‌اند؛ اقدام نظامی را امتحان کرده‌اند، تحریم‌ها را اعمال کرده‌اند، فشارهای ارزی را وارد کرده‌اند، اغتشاشات داخلی را دنبال کرده‌اند. شاید یکی دو مورد دیگر مثل ترور هم در ذهن داشته باشند، اما در نهایت چه کار باید بکنند؟ باید بیایند پای میز مذاکره.

این را باید برای آمریکایی‌ها جا بیندازیم که راه‌حل، مذاکره است؛ آن هم مذاکره در شرایط برابر. شرایط برابر یعنی چه؟ یعنی بدون هیچ پیش‌شرطی. این‌که بیاید بگوید من می‌خواهم درباره همه موضوعات صحبت کنم، در حالی که ما فقط درباره برنامه هسته‌ای گفته‌ایم حاضر به گفت‌وگو هستیم.

ما گفته‌ایم حاضریم اطمینان بدهیم. ما که به آژانس اعتماد داشتیم و شما حمله کردید. حالا اگر نگرانی‌هایی وجود دارد، می‌توان بازرسان دوباره بیایند و بازرسی انجام دهند. ما می‌خواهیم کار را به این شکل پیش ببریم. هدف ما این است که یک‌بار و برای همیشه این مسئله حل شود.

ایران۲۴: اما اگر خدای نکرده بخواهند پروژه سوریه یا لیبی را برای ایران در نظر بگیرند؛ یعنی ما را خلع سلاح کنند و با شرط‌گذاری‌هایی که برای مذاکره مطرح می‌کنند، عملاً ایران را به سمت خلع سلاح ببرند، آن‌وقت این می‌شود مذاکره زیر سایه تهدید.

صارمی‌راد: ما صراحتاً اعلام کرده‌ایم که مذاکره زیر سایه تهدید را قبول نداریم.

ایران۲۴:  الان هم که تهدید وجود دارد. وقتی می‌گوید شرط من این است که اورانیوم‌تان را تحویل بدهید و اصلاً اورانیوم نداشته باشید، یعنی به‌نوعی می‌خواهد ما را خلع سلاح کند. سؤال این است که چه تضمینی وجود دارد که سناریوی سوریه یا لیبی برای ایران تکرار نشود؟

صارمی‌راد: ببینید، لیبی حتی موشک‌هایش را هم تحویل داد؛ حتی موشک‌های کوتاه‌بردش را. اما ما از ابتدا گفته‌ایم غیر از برنامه هسته‌ای، درباره هیچ موضوع دیگری صحبت نمی‌کنیم. در برنامه هسته‌ای هم گفته‌ایم حاضر به دادن تضمین هستیم؛ یعنی به‌نوعی بازگشت به چارچوب برجام، به این معنا که برنامه‌های توسعه‌ای ما دوباره تحت نظارت آژانس قرار بگیرد.

غیر از این، هیچ تضمینی وجود ندارد. درباره سوریه هم فکر می‌کنم اساساً این مثال چندان به ایران قابل تعمیم نیست. در سوریه مدلی اجرا شد که اصلاً در ایران قابلیت اجرا نداشت. تلاش‌هایی کردند، اما عملاً نتوانستند کاری پیش ببرند.

لیبی اما یک کشور وابسته بود؛ برنامه هسته‌ای بومی نداشت. یک برنامه ابتدایی بود که با کمک دو کشور شکل گرفته بود. در حالی که برنامه هسته‌ای ما بومی است؛ برنامه‌ای که قابل از بین بردن نیست. به همین دلیل اگر مذاکره‌ای انجام شود، باید در چارچوبی شبیه برجام باشد.

من البته ادبیات ترامپ را خیلی جدی نمی‌گیرم، اما آخرین صحبت‌هایش که امروز صبح مطرح شد، فقط درباره برنامه هسته‌ای بود و با این مضمون که نمی‌خواهم ایران سلاح هسته‌ای داشته باشد. این چیزی است که ما بارها اعلام کرده‌ایم.

در مجموع، فکر می‌کنم فضای مذاکرات فضایی است که ما باید در آن دنبال اهداف خودمان باشیم، بدون این‌که امتیازی به آمریکایی‌ها بدهیم.

ایران۲۴: دکتر، شما گفتید می‌خواهیم به شرایط برجام برگردیم. آیا واقعاً قرار است یک بازگشت به عقب داشته باشیم و شرایط گذشته را تکرار کنیم؟ کم‌کاری‌ها کجا بود که حالا به این نقطه حساس رسیده‌ایم و تصمیم‌گیری برایمان سخت شده است؟

صارمی‌راد:من منظورم بازگشت کامل به برجام نبود، بلکه به‌صورت کلی به چارچوب برجام اشاره کردم. برجام یک توافق تمام‌شده است. ما می‌توانیم در یک چارچوب مشابه درباره موضوع هسته‌ای صحبت کنیم، نه این‌که دقیقاً با همان شرایط قبلی. چون نه ما در آن شرایط هستیم و نه شرایط بین‌المللی مثل گذشته است؛ 

 

در آن شرایط، فضای ما تغییر کرده و توسعه برنامه اصلی‌مان بسیار گسترده‌تر شده است. قطعاً به شرایط آن زمان برنمی‌گردیم. منظور من چهارچوب‌های کلی است؛ یعنی یک توافق برای نظارت بر برنامه هسته‌ای ایران. وگرنه خود برجام ایرادات زیادی داشت و ما تلاش می‌کنیم دیگر هیچ‌وقت به آن ایرادات برنگردیم.

در همان زمان هم ما حسن نیت‌مان را به طرف‌های غربی نشان دادیم، اما این آن‌ها بودند که با روی کار آمدن ترامپ از برجام خارج شدند و آن را لغو کردند. بعد از آن هم بحث مکانیزم ماشه و اسنپ‌بک مطرح شد که اروپایی‌ها چند ماه قبل پیگیری کردند. با این حال، ما حسن نیت خودمان را نشان داده‌ایم.

اگر برنامه توسعه هسته‌ای ایران را نسبت به سال ۹۵ نگاه کنید، می‌بینید که بسیار گسترده‌تر شده است؛ چه در حوزه غنی‌سازی و چه در توسعه فناوری‌های هسته‌ای در حوزه‌های مختلف، پیشرفت‌های قابل توجهی داشته‌ایم. در حوزه نیروگاه اتمی بوشهر هم فاز دو و سه در حال ساخت است و کار با جدیت در حال پیش رفتن است.

در خصوص بازدیدهای آژانس هم باید گفت نظارت‌ها در سایت‌هایی که هدف قرار نگرفته‌اند، همچنان ادامه دارد؛ مثل نیروگاه اتمی بوشهر، مرکز پژوهشی و تحقیقاتی تهران و سایر مراکزی که آسیبی ندیده‌اند. اما درباره مراکزی که هدف قرار گرفته‌اند و آقای گروسی هم پیگیر بازدید از آن‌هاست، این موضوع باید با نظر شورای عالی امنیت ملی بررسی و درباره آن تصمیم‌گیری شود. هنوز زمان آن نرسیده و ما منتظر هستیم ببینیم گزارش آقای گروسی چه خواهد بود.

شرط اولیه ما این است که آژانس ابتدا این حملات را محکوم کند و موضع خود را درباره سایت‌هایی که تحت نظارت آژانس بوده‌اند، به‌صورت شفاف اعلام کند؛ این‌که دقیقاً چه اتفاقی افتاده و قرار است چه اقدامی انجام شود. برای اولین بار، سایت‌هایی که تحت نظارت آژانس بوده‌اند هدف قرار گرفته‌اند و سؤال این است که پروتکل آژانس در چنین شرایطی چیست و چه موضعی دارد. تاکنون در این زمینه اقدام مشخصی صورت نگرفته است.

آقای گروسی در این موضوع مقاومت زیادی دارد. البته در توافقی که در قاهره انجام شد، اشاره‌هایی مطرح شد، اما این کافی نیست. باید به‌طور مشخص اعلام شود که آژانس با چه پروتکلی می‌خواهد از این سایت‌ها بازدید کند. این مسئله هنوز روشن نشده است.

ایران۲۴: در خصوص تعرفه‌ها هم یک سؤال از شما داشتم. ترامپ اعلام کرده که تعرفه‌ها را تا ۲۵ درصد افزایش می‌دهد علیه کشورهایی که با ایران مراودات اقتصادی دارند. در حالی که چین الان در اقتصاد جهانی نقش اول را ایفا می‌کند و از طرفی ترامپ هم می‌خواهد قدرت اول باشد و چنین شرایطی را نمی‌پسندد. شما این موضوع را چطور ارزیابی می‌کنید؟

صارمی‌راد: این تعرفه‌ها هنوز اجرایی نشده، اما تهدید آن مطرح شده است. آنچه آمریکایی‌ها در حوزه تعرفه‌ها مطرح کرده‌اند و ترامپ گفته، فعلاً به‌صورت فرمان اجرایی صادر نشده است. ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی خودش گفته هر کشوری که با ایران ارتباط اقتصادی داشته باشد، با افزایش ۲۵ درصدی تعرفه‌ها مواجه می‌شود، به‌ویژه در حوزه فروش نفت.

اما اجرای چنین تصمیمی پیچیدگی‌های زیادی دارد. اصل ماجرا این است که خود فرمان اجرایی هم در آمریکا با چالش‌های جدی روبه‌روست. ببینید، فرمان اجرایی یک اختیاری است که در دست رئیس‌جمهور قرار دارد، اما رئیس‌جمهور آمریکا در یک بازه زمانی حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ روزه می‌تواند یک قانون را اجرا یا متوقف کند. اما وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، ظرف همین چند ماه باید تکلیف آن مشخص شود؛ یعنی یا باید به قانون تبدیل شود یا کنار گذاشته شود. همین حالا فرمان‌های اجرایی ترامپ در حوزه تعرفه‌ها با شکایت در دیوان عالی فدرال آمریکا مواجه شده‌اند. بسیاری از ایالت‌ها، به‌ویژه کالیفرنیا و نیویورک، شکایت کرده‌اند و می‌گویند اصلاً مبنای قانونی برای این تعرفه‌ها وجود ندارد.

استناد ترامپ به یک قانون مربوط به سال ۱۹۷۷ است؛ در حالی که آن قانون برای شرایط خاصی تدوین شده بود، نه این‌که رئیس‌جمهور بتواند به بهانه تنش یا درگیری با یک کشور، تعرفه‌های گسترده‌ای را بر واردات و صادرات همه کشورها اعمال کند. این شکایت‌ها در حال رسیدگی است و ممکن است کل این سیاست تعرفه‌ای که ترامپ علیه کشورهای مختلف اعمال کرده، لغو شود. ایالت‌ها می‌گویند این تعرفه‌ها به اقتصاد آن‌ها آسیب زده و موجب خسارت شده است. کمااینکه در برخی موارد، دادگاه‌های آمریکا قبلاً هم بعضی از تعرفه‌های ترامپ علیه برخی کشورها را لغو کرده‌اند.

نکته دیگر این است که تا زمانی که فرمان اجرایی به قانون تبدیل نشود، اساساً نمی‌توان اقدام عملی گسترده‌ای بر مبنای آن انجام داد. از سوی دیگر، چین با آمریکا یک چارچوب مشخص در حوزه مراودات تجاری دارد؛ هم تعرفه‌بندی وجود دارد و هم توافق‌هایی برای کاهش تعرفه‌ها. حالا اگر دوباره بخواهند تعرفه‌ها را ۲۵ درصد افزایش دهند، در حالی که دومین شریک بزرگ تجاری ما چین است، قطعاً تنش اقتصادی جدیدی ایجاد می‌شود.

چین هم بی‌پاسخ نمی‌ماند؛ همان‌طور که چند ماه پیش در واکنش به فشارهای آمریکا، صادرات فلزات نادر و کمیاب خاکی ــ که عملاً انحصار آن در دست چین است ــ را محدود کرد و آمریکایی‌ها را تحت فشار قرار داد. در نهایت آمریکا عقب‌نشینی کرد. حالا سؤال این است که آیا دوباره می‌خواهند همان مسیر را بروند؟

در مورد عراق هم اساساً موضوع تعرفه معنا ندارد. عراق صادرات قابل‌توجهی به آمریکا ندارد که بخواهند روی آن تعرفه ببندند. بخش زیادی از مراودات اقتصادی عراق با ایران در حوزه برق و گاز است. حالا قرار است عراق چه کار کند؟ برق و گاز را قطع کند؟ این عملاً ممکن نیست. همین حالا بغداد و شهرهای بزرگ عراق با خاموشی‌های طولانی‌مدت مواجه‌اند. قطع برق و گاز، عراق را با بحران جدی روبه‌رو می‌کند. بنابراین بخشی از این تهدیدها نه اقتصادی است و نه حتی عملیاتی.

در مورد امارات هم وضعیت مشابهی وجود دارد. امارات یک شبکه درهم‌تنیده اقتصادی با ایران دارد. اگر بخواهد تعرفه اعمال کند، سؤال این است که تعرفه را دقیقاً روی چه کالایی و با چه حجمی می‌خواهد ببندد؟ میزان صادرات امارات به آمریکا چقدر است که بخواهند آن را مشمول تعرفه کنند؟ حجم مراودات امارات با کشورهایی مثل ایران چقدر است؟ به نظر می‌رسد بخش قابل توجهی از اقدامات ترامپ در همین چارچوب عملیات روانی و افزایش تنش برای امتیازگیری تعریف می‌شود.

ایران۲۴: در مورد مذاکره هم که گفتید در نهایت چاره‌ای جز گفت‌وگو وجود ندارد، اگر قرار باشد جنگی اتفاق نیفتد. در این شرایط، نقش میانجی‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

صارمی‌راد: میانجی‌ها هم به‌خاطر هزینه‌هایی که ممکن است متحمل شوند، فعال شده‌اند. کشورهایی مثل قطر، عمان و حتی ترکیه خودشان در معرض تبعات درگیری هستند. اگر در تنگه هرمز اتفاقی رخ دهد، صادرات گاز قطر تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد، صادرات نفت عربستان دچار مشکل می‌شود و امارات هم به‌شدت آسیب می‌بیند.

از طرف دیگر، کشورهایی مثل ترکیه احساس می‌کنند ممکن است هدف بعدی باشند. در ترکیه این تصور وجود دارد که اگر اتفاقی برای جمهوری اسلامی بیفتد، بعد از آن نوبت خودشان است؛ همان‌طور که از سوی برخی بازیگران تهدید شده‌اند. مصر هم به‌نوعی همین احساس را دارد. از یک سو تنش‌ها می‌تواند به ضرر مصر تمام شود و از سوی دیگر، مصر تلاش می‌کند خود را به‌عنوان یک بازیگر اثرگذار در جهان عرب معرفی کند و نقش پررنگ‌تری برای خود تعریف کند. مصری‌ها این نگرانی را دارند که اگر شرایط منطقه به‌هم بریزد، خودشان هم در معرض پروژه‌های بعدی قرار بگیرند.

در مجموع، همه کشورهای منطقه نگرانی‌هایی دارند که اگر جنگی در منطقه رخ دهد، شرایط به کجا می‌رسد. با توجه به صحبت‌هایی که مطرح کردید، اولین اتفاقی که می‌افتد، افزایش شدید قیمت نفت است. میزان دقیق آن مشخص نیست، اما آمریکا مجبور می‌شود برای مدیریت بازار به سراغ ذخایر استراتژیک خود برود.

از زمان دولت بایدن و با شروع جنگ غزه و عملیات طوفان‌الاقصی، آمریکا برای کنترل بازار به‌طور مداوم از ذخایر استراتژیک خود استفاده کرده و این ذخایر حالا تقریباً به نصف کاهش پیدا کرده است. اگر بحران جدیدی رخ دهد و فشار بیشتری ایجاد شود، ذخایر استراتژیک آمریکا به‌شدت کاهش می‌یابد و برای مدیریت بازار مجبور می‌شود نفت بیشتری وارد بازار کند؛ اتفاقی که می‌تواند آسیب‌های جدی و ضریب فشار اقتصادی بالایی به همراه داشته باشد؛ آسیب دیدن آمریکا در این شرایط افزایش پیدا می‌کند و قیمت نفت بالا می‌رود. این در حالی است که ترامپ در زمان انتخابات شعار می‌داد اگر من رئیس‌جمهور شوم، قیمت نفت را به ۵۰ دلار می‌رسانم. در آمریکا هزینه‌ها به‌شدت بالا رفته و تورم روندی افزایشی دارد؛ بخش زیادی از این تورم هم به حوزه انرژی وابسته است، به‌ویژه در بخش مواد غذایی. جابه‌جایی کالا در آمریکا عمدتاً با کامیون انجام می‌شود و با توجه به گستردگی کشور، افزایش قیمت انرژی مستقیماً روی قیمت مواد غذایی اثر می‌گذارد. این مسئله می‌تواند نارضایتی داخلی ایجاد کند.

همین حالا محبوبیت ترامپ در پایین‌ترین سطح خود نسبت به رؤسای جمهور مشابه در قرن بیست‌ویکم قرار دارد؛ حدود ۳۸ درصد، که رقم بسیار پایینی است. این‌ها عواملی هستند که می‌توانند فضای داخلی آمریکا و حتی معادلات جهانی را تغییر دهند.

از طرف دیگر، چین هم از افزایش قیمت نفت آسیب می‌بیند، همان‌طور که کشورهای اروپایی و هند نیز به‌عنوان مصرف‌کنندگان بزرگ انرژی تحت فشار قرار می‌گیرند. به همین دلیل است که رفت‌وآمدها و تحرکات دیپلماتیک افزایش پیدا کرده است. برای مثال، مشاور امنیت ملی دولت هند چند روز پیش به‌صورت برنامه‌ریزی‌نشده به تهران سفر کرد. یا سفرهای آقای لاریجانی به روسیه و مذاکرات وزیر دفاع روسیه با محور ایران و ونزوئلا با همتای چینی‌اش، همه نشان می‌دهد که آن‌ها هم نگران هستند.

نگرانی اصلی این است که اگر جنگی رخ دهد، فراتر از یک چارچوب محدود ــ مثلاً صرفاً درگیری ایران و آمریکا ــ گسترش پیدا کند و ابعاد منطقه‌ای و حتی جهانی بگیرد.

ایران۲۴:  در سال‌های اخیر گفته می‌شد که صحبت‌های آقای پزشکیان می‌تواند پالس ضعف به دشمنان بدهد. سؤال این است که این صحبت‌ها تا چه حد در تصمیم‌گیری تهران یا نگاه دشمنان تأثیرگذار بوده است؟

صارمی‌راد: به نظر من، تأثیر خاصی نداشته است. آقای پزشکیان شخصیتی است که سابقه فعالیت در این سطح از روابط بین‌الملل را نداشته و با ادبیات دیپلماسی و مراودات بین‌المللی به‌طور کامل آشنا نبوده، اما این‌که آمریکایی‌ها بر اساس این صحبت‌ها برنامه‌ریزی کلان خود را تغییر دهند، ساده‌انگاری است.

آمریکایی‌ها برنامه‌ریزی‌های خود را در چارچوب‌های بلندمدت انجام می‌دهند و تصمیمات‌شان را وابسته به افراد نمی‌کنند؛ این‌طور نیست که بگویند اگر فلان شخص چنین گفت، ما هم فلان اقدام را انجام می‌دهیم. به نظر من، این موضوع تأثیری بر نگاه آمریکا نسبت به ایران نداشته است.

ایران۲۴: در مورد این‌که برخی دستگاه دیپلماسی را ضعیف می‌دانند شما چه نظری دارید؟ عملکردشان چگونه است؟

صارمی‌راد: باید گفت دستگاه دیپلماسی مثل همه وزارتخانه‌ها نقاط قوت و ضعف دارد. من معتقدم تیم وزارت امور خارجه، به‌ویژه در حوزه تنش‌های منطقه‌ای، عملکرد قابل قبولی داشته است. البته در برخی حوزه‌ها، مثل دیپلماسی اقتصادی، ضعف‌هایی وجود دارد. یکی از راه‌های مقابله با تحریم‌ها، گسترش روابط اقتصادی با کشورهای همسایه است که می‌توانست بهتر از این عمل شود.

اما در حوزه سیاست خارجی و به‌ویژه در مواجهه با تهدیدات آمریکا، به نظر من عملکرد وزارت خارجه قابل قبول بوده است.

ایران۲۴:  برای سخن پایانی، اگر نکته‌ای هست که به جمع‌بندی گفت‌وگوی ما کمک کند، بفرمایید.

صارمی‌راد: عرض می‌کنم  با توجه به فضای فعلی، به‌عنوان نظر شخصی خودم، احتمال وقوع جنگ کاهش پیدا کرده است. نمی‌گویم جنگ ناممکن است؛ ما باید همیشه آماده باشیم. این آمادگی باید دائمی باشد و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. آمریکایی‌ها سابقه بدی دارند؛ نمونه‌اش اتفاقاتی بود که در خردادماه، بین دور پنجم و ششم مذاکرات رخ داد و به ما حمله شد.

با این حال، هرچه زمان از آن اتفاقات و از اغتشاشات می‌گذرد، زمینه اقدام نظامی کاهش پیدا می‌کند. آمریکایی‌ها باید پاسخ بدهند که دقیقاً به چه دلیل و با چه توجیهی می‌خواهند اقدام نظامی انجام دهند. در مجموع، به نظر می‌رسد احتمال جنگ روندی کاهشی دارد؛ این چیزی است که ما هم در میدان و هم در حوزه سیاست خارجی و نظامی مشاهده می‌کنیم.

البته این به معنای صفر شدن احتمال جنگ نیست. حتی کاهش احتمال جنگ، گزینه غافلگیری را پررنگ‌تر می‌کند. وظیفه نیروهای نظامی ما این است که در هر شرایطی آماده باشند و غافلگیر نشوند. ما باید همیشه آماده باشیم و دشمن را دست‌کم نگیریم.

آنچه تاکنون اتفاق افتاده، حداقل به ما این را یادآوری کرده که آمریکایی‌ها قابل پیش‌بینی نیستند و به هیچ تعهد اخلاقی پایبند نیستند. اگر تا امروز حمله‌ای صورت نگرفته، به این دلیل نیست که نمی‌خواستند؛ بلکه به این دلیل است که نمی‌توانستند. از حدود شانزدهم دی‌ماه تا امروز، دوازدهم بهمن، امکان اقدام نظامی برایشان فراهم نبوده؛ نه این‌که اراده‌اش را نداشته باشند؛ 

فضا آماده نبود و یک‌سری عوامل وجود داشت؛ عواملی که برای آن‌ها غیرقابل پیش‌بینی بود و باعث شد اقدامی انجام ندهند. وگرنه تا الان اقدام خودشان را انجام داده بودند. بنابراین ما باید آمادگی لازم را داشته باشیم. در عین حال، نظر من این بود که با توجه به شرایط فعلی، احتمال وقوع جنگ کاهش پیدا کرده است.

ایران۲۴:  با این حال، با توجه به صحبت‌های شما، من پاسخ دقیق سؤالم را دریافت نکردم. ترامپ حداقل‌های خود را نگفته؛ بیشتر تهدید و لفاظی کرده است. اما ما عملاً اهداف‌مان را اعلام کرده‌ایم و گفته‌ایم چه حرکت‌هایی می‌خواهیم انجام دهیم. این مسئله، غیرقابل پیش‌بینی بودن ما را تا حدی زیر سؤال می‌برد.

صارمی‌راد: ترامپ چرا اهدافش را نگفت؟ او پنج یا شش هدف را اعلام کرد، اما بعد از همه آن‌ها عقب‌نشینی کرد. به‌طور مستقیم گفته که ما این حرکت‌ها را انجام نمی‌دهیم و گفته من اقدام نظامی نمی‌کنم به این شرط که ایران برنامه‌اش را تعطیل کند یا امتیاز بدهد.

ایران۲۴: اما نگفته که اگر اقدام نظامی بخواهد انجام دهد، دقیقاً چه حرکتی خواهد بود.

صارمی‌راد: ما هم نگفتیم دقیقاً چه اقدامی انجام می‌دهیم. ما گفتیم در بالاترین سطح، همه این موارد اهداف مشروع هستند؛ از اهداف نظامی و امنیتی گرفته تا سایر اهداف. گفتیم اگر اقدامی صورت بگیرد، پاسخ ما در همان چارچوب و در سطحی بالاتر خواهد بود.در نهایت، باید دید ترامپ تا چه حد «تاکو» است یا نه.

 

 

 
 

 

 

| ارسال نظر