وداع با یک افسانه: زندگی و میراث رابرت دووال، بازیگر «پدرخوانده» و «سانتینی بزرگ»
به گزارش ایران24، به نقل از ورایتی، رابرت دووال، که برای فیلم «لطافتهای مهربان» برندهٔ جایزهٔ اسکار شد و برای نقشهایش در فیلمهایی از جمله «پدرخوانده»، «اینک آخرالزمان» و «سانتینی بزرگ» نامزد اسکار شده بود، درگذشت. او ۹۵ سال داشت.
خبر درگذشت دووال در فیسبوک و از طریق بیانیهای از سوی همسرش، لوسیانا دووال، اعلام شد. او نوشت: «دیروز با همسر محبوبم، دوست عزیزم و یکی از بزرگترین بازیگران زمانهمان خداحافظی کردیم. باب در خانه و در آرامش، در حالی که در احاطهٔ عشق و آسایش بود، چشم از جهان فروبست. برای جهان، او بازیگری برندهٔ جایزهٔ اسکار، کارگردان و داستانگو بود. برای من، او همهچیزم بود.»
او ادامه داد: «اشتیاق او به حرفهاش تنها با عشق عمیقش به شخصیتها، یک غذای عالی و نشستن در جمع و سخن گفتن برابری میکرد. باب برای هر یک از نقشهای فراوانش، همهچیز خود را وقف شخصیتهایش و حقیقت روح انسانیای کرد که آنها نمایندگی میکردند. با این کار، او چیزی ماندگار و فراموشنشدنی برای همهٔ ما به جا میگذارد. از سالها حمایتی که از باب نشان دادید سپاسگزاریم و از اینکه این زمان و حریم خصوصی را برای گرامیداشت خاطراتی که از خود بر جای گذاشته به ما دادید، متشکریم.»
طبیعتگرایی خشن و بیپیرایهٔ دووال به سبک بازیگری نسلی بدل شد که رابرت دنیرو، داستین هافمن و جین هکمن را نیز در بر میگرفت؛ در فیلمهایی همچون «شبکه» و «فرستاده» که خود او نیز کارگردانیاش کرد. و اگرچه شاید هرگز به اندازهٔ دنیرو ستارهای بزرگ نشد، توانایی بیتکلف او در یکی شدن کامل با شخصیتهایی که بازی میکرد، ستایش همکارانش و همچنین منتقدان را برایش به ارمغان آورد. همانطور که فرانسیس فورد کاپولا زمانی به روزنامهٔ نیویورک تایمز گفته بود، در مقطعی «تشخیص تفاوت میان مردان نقش اول و بازیگران بزرگ نقشهای مکمل دشوار میشود.»
او «بازیگرِ بازیگران» بود؛ کسی که هفت نامزدی اسکار به دست آورد و در عین حال در آثار تلویزیونی همچون «کبوتر تنها» و «ردپای شکسته» نیز درخشید؛ در مجموع پنج نامزدی امی کسب کرد و دو بار برنده شد.
نخستین نقش مهم سینماییاش و یکی از بهیادماندنیترین آنها شخصیت ترسناک بو رادلی در فیلم «کشتن مرغ مقلد» محصول ۱۹۶۲ بود. هرچند حرفهٔ دووال با وجود این آغاز قدرتمند، مدتی طول کشید تا به جریان بیفتد، اما تا اوایل تا میانهٔ دههٔ هفتاد میلادی، او به بلوغ هنری خود رسیده بود و توانایی بازیگری بیوقفه و بیدرز در قالب شخصیتهای گوناگون را با گاهبهگاه ایفای نقشهای پررنگتر ترکیب میکرد.
در سال ۱۹۶۹، او با کارگردانی جوان به نام فرانسیس فورد کاپولا در درام صمیمانهٔ «مردم باران» همکاری کرد و سال بعد نقش جذاب فرانک برنز را در «مَش» ساختهٔ رابرت آلتمن به دست آورد. او همچنین در فیلم تجربی «تیاچایکس ۱۱۳۸» ساختهٔ جورج لوکاس بازی کرد. در همان زمان، این بازیگر روی صحنهٔ تئاتر نیز کارهای جالبی انجام میداد.
اما فیلمی که همهچیز را دگرگون کرد، «پدرخوانده» محصول ۱۹۷۲ بود؛ فیلمی که در آن نقش مشاور صبور و زیرک خانواده، تام هیگن، را ایفا کرد نقشی که نخستین نامزدی اسکار را برایش به همراه آورد. او این نقش را در «پدرخوانده: قسمت دوم» در سال ۱۹۷۴ تکرار کرد. همچنین در فیلم «مکالمه» ساختهٔ کاپولا و در نقش دکتر واتسون در «راهحل هفت درصدی» به کارگردانی هربرت راس ظاهر شد.
در سال ۱۹۷۶، او نقشی بهیادماندنی به عنوان مدیر بیرحم یک شبکهٔ تلویزیونی در «شبکه» ایفا کرد و سه سال بعد، در نقش سرهنگ کیلگور در «اینک آخرالزمان» ساختهٔ کاپولا، جملهٔ ماندگار «من بوی ناپالم را در صبح دوست دارم» را بر زبان آورد و دومین نامزدی اسکار خود را به دست آورد.
در سال ۱۹۷۷، او و اولو گروسبارد برای اجرای نمایش «بوفالوی آمریکایی» اثر دیوید ممت در برادوی با یکدیگر همکاری کردند که با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد. همان سال، مستندی روستایی با عنوان «ما جتست نیستیم» ساخت و در اوایل دههٔ هشتاد فیلم کوچک و دقیق «آنجلو، عشق من» را کارگردانی کرد.
با این حال، تا زمان بازی در «سانتینی بزرگ» نبود فیلمی که در آن نقش شخصیت اصلی، پدری پرخاشگر و نظامیمسلک را ایفا کرد که جایگاه خود را به عنوان بازیگر نقش اول در سینما تثبیت کرد و در سال ۱۹۸۰ نخستین نامزدی اسکار خود در بخش بهترین بازیگر نقش اول را به دست آورد. سال بعد، در کنار رابرت دنیرو در فیلم «اعترافات راستین» مورد تحسین جشنوارهٔ فیلم ونیز قرار گرفت. سپس در سال ۱۹۸۴، بازی آرام و دقیق او در «لطافتهای مهربان» به نویسندگی هورتون فوت و کارگردانی بروس برسفورد، جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش اول را برایش به ارمغان آورد.
با این حال، پس از آن اغلب برای نقشهای مکمل یا همنقش اول در صدر فهرست بازیگران قرار میگرفت؛ از جمله در «طبیعی»، «رنگها»، «روزهای تندر»، «رزِ سرگردان»، «جرونیمو: افسانهای آمریکایی» و «برخورد عمیق».
دووال برای فیلم «رسول» محصول ۱۹۹۷ که آن را کارگردانی کرد و نقش اصلیاش را نیز بر عهده داشت توجه زیادی جلب کرد. او برای نقش کشیشی زنباره در تگزاس که پس از ارتکاب عملی خشونتآمیز ناچار است زندگی تازهای آغاز کند، نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش اول شد. در جوایز ایندیپندنت اسپیریت، «رسول» جایزهٔ بهترین فیلم را دریافت کرد و دووال نیز دو نامزدی، یکی به عنوان بازیگر و دیگری به عنوان کارگردان، به دست آورد.
او سال بعد برای نقش مکمل خود به عنوان وکیلی درخشان اما عجیبوغریب که دشمن حقوقی جان تراولتا در درام دادگاهی «اقدامی مدنی» است، نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل شد.
دیگر آثار او شامل فیلم اکشن «در شصت ثانیه ناپدید شو» با بازی نیکلاس کیج و تریلر علمیتخیلی «روز ششم» با آرنولد شوارتزنگر؛ فیلم ورزشی «شوتی به سوی افتخار» که در آن با لهجهٔ اسکاتلندی صحبت کرد؛ و درام گروگانگیری «جان کیو» بود.
دووال نویسندگی، کارگردانی و بازی در فیلم معمایی «تانگوی ترور» محصول ۲۰۰۳ را نیز بر عهده داشت؛ داستان یک آدمکش با تمایلات وسواسی که به آرژانتین فرستاده میشود و با یک رقاص درگیر میشود.
او در فیلم وسترن «دشت باز» ساختهٔ کوین کاستنر در سال ۲۰۰۳ به این ژانر بازگشت، سپس نقش ژنرال رابرت ای. لی را در «خدایان و ژنرالها» ایفا کرد و در «شیرهای دستدوم» بازی کرد؛ فیلمی کوچک که در آن او و مایکل کین در نقش دو عموی بزرگ عجیبوغریب برای هیلی جوئل آزمنت به هنرنمایی پرداختند.
دووال در «صاحب شب هستیم» ساختهٔ جیمز گری نقش یک پلیس عبوس را ایفا کرد، اما در نقشهای کوچکی در «چهار کریسمس» و طنز سال ۲۰۰۵ «از شما برای سیگار کشیدن متشکریم» نیز با نگاهی طنزآمیز به شخصیتهای خشک و عبوس مشهور خود پرداخت.
این بازیگر با نزدیک شدن به هشتادسالگی نیز از سرعت کار خود نکاست: در سال ۲۰۰۹ در «جاده» ساختهٔ جان هیلکوت ظاهر شد؛ در فیلم کوچک اما محبوب «پایین بیا» نقش یک گوشهنشین ریشو را بازی کرد که به تعبیر راجر ایبرت «پیرمردی زیرک و شیطان» است؛ و نقش مکملی ایفا کرد و تهیهکنندگی «دل دیوانه» را بر عهده داشت — فیلمی که برای بسیاری یادآور «لطافتهای مهربان» دووال بود.
او با بیل ویتلیف، فیلمنامهنویس «کبوتر تنها»، برای فیلم «شبی در مکزیک قدیم» در سال ۲۰۱۴ دوباره همکاری کرد و همان سال در «قاضی» در نقش قاضیای که به قتل در تصادف رانندگی متهم شده و توسط پسرش (رابرت داونی جونیور) دفاع میشود — پسری که نمایندهٔ همهچیزهایی است که او دربارهٔ قانون از آنها بیزار است — بازی کرد. نشریهٔ ورایتی نوشت این فیلم «بر پایهٔ یک انتخاب بازیگری ساده اما الهامبخش استوار است؛ تقابل وقار نمادین دووال با تیزی و شوخطبعی تند داونی، و سپس فراهم کردن فرصتهای فراوان برای هنرنمایی هر دو.» دووال برای بازی در این فیلم هفتمین نامزدی اسکار خود را به دست آورد.
در سال ۲۰۱۵، نخستین تجربهٔ کارگردانی او پس از «تانگوی ترور» در سال ۲۰۰۲، یعنی فیلم مستقل و جاهطلبانهٔ «اسبهای وحشی»، در جشنوارهٔ جنوب از جنوبغربی به نمایش درآمد. یکی از آخرین نقشهای سینمایی او در «چشم آبی کمرنگ» ساختهٔ اسکات کوپر در سال ۲۰۲۲ بود.
دووال که در سندیگو متولد شد، فرزند یک دریادار نیروی دریایی ایالات متحده بود و در نقاط مختلف کشور، بهویژه آناپولیسِ ایالت مریلند محل آکادمی نیروی دریایی آمریکا رشد یافت. در واقع، به اصرار والدین و معلمانش بود که دووال به مطالعهٔ نمایش روی آورد. پس از فارغالتحصیلی از کالج پرینسیپیا و پایان خدمت نظامیاش، دووال نزد سنفورد مایزنر در پلیهاوس همسایگی نیویورک به تحصیل پرداخت.
او با دوستانی مانند رابرت مورس، جین هکمن و داستین هافمن معاشرت داشت. اجرای تکشبیِ نمایش «نمایی از پل» اثر آرتور میلر در سال ۱۹۵۷ به کارگردانی گروسبارد، برایش به کار در تلویزیون در مجموعهٔ «شهر برهنه» و حضورهای مهمان در «مدافعان»، «تئاتر دایرهٔ آرمسترانگ»، «افبیآی» و دیگر برنامهها انجامید.
در طول دههٔ شصت، حتی پس از موفقیت عظیم «کشتن مرغ مقلد»، او با ایفای نقشهای مکمل در فیلمهایی از جمله «کاپیتان نیومن، پزشک»، «تعقیب»، «کارآگاه»، «شهامت واقعی» و «بولیت» امرار معاش میکرد. او همچنین از چهرههای ثابت فیلمهای وسترن همچون «قانونگذار»، «یورش بزرگ نورثفیلد مینهسوتا» و «جو کید» بود.
اما او همزمان در تئاتر نیز کارهای درخشانی انجام میداد؛ در نمایشهایی چون «حرفهٔ خانم وارن»، «مرا با نام حقیقیام صدا بزن»، «روزها و شبهای بیبی فنسترمیکر» و یک اجرای کامل آفبرادوی از «نمایی از پل» در سال ۱۹۶۵ که در آن جان وویت و سوزان انسپک نیز همبازیاش بودند. درامهای شهری جنایی نیز، در کنار وسترنها، از دیگر زمینههای اصلی فعالیت او بودند. از جمله در دههٔ هفتاد در فیلمهایی مانند «نشان ۳۷۳»، «فرار» و «نخبگان قاتل» ساختهٔ سم پکینپا.
تلویزیون گهگاه نقشی پرمایه و کاملاً چندبُعدی در اختیار این بازیگر قرار میداد. در سال ۱۹۷۹، او در فیلم تلویزیونی «آیک» در نقش ژنرال دوایت دی. آیزنهاور بازی کرد. ده سال بعد، در مینیسریال تحسینشدهٔ شبکهٔ سیبیاس با عنوان «کبوتر تنها» بازی کرد و نامزد جایزهٔ امی شد. او در فیلم تلویزیونی شبکهٔ اچبیاو در سال ۱۹۹۲ با عنوان «استالین» در نقش دیکتاتور شوروی ظاهر شد که دومین نامزدی امی را برایش به همراه داشت.
در سال ۱۹۹۷ برای نقش اصلی در «مردی که آیشمن را دستگیر کرد» نامزد امی شد؛ و در سال ۲۰۰۶ نهتنها نقش اصلی بلکه تهیهکنندگی اجرایی مینیسریال «ردپای شکسته» را نیز بر عهده داشت؛ موفقیتی که شبکهٔ کابلی ایامسی را بهعنوان تولیدکنندهٔ محتوای اصلی مطرح کرد و برای دووال دو جایزهٔ امی به ارمغان آورد، یکی برای بازیاش و دیگری، مشترک با دیگر تهیهکنندگان، برای بهترین مینیسریال. او برای اچبیاو در فیلم تلویزیونی «همینگوی و گلهورن» در سال ۲۰۱۲ نیز ظاهر شد که در آن نقش یک ژنرال روس را ایفا کرد.