احمدی بیغش: بلاتکلیفی و جنگ روانی در جامعه از خود جنگ نظامی هم خطرناکتر است/ باجخواهی را مذاکره نمیدانیم/ اصلاحطلبان بهجای بیانیهنویسی باید پاسخگوی کارنامه خود باشند
«محمود احمدی بیغش » عضو پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی روز دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ با حضور در «شبکه خبری ایران۲۴»، در گفتوگویی تصویری و تفصیلی به تشریح دیدگاههای خود درباره مذاکرات و ضرورت ایجاد توازن میان امنیت ملی و مذاکره در سیاست خارجی پرداخت.
مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید و تماشا کنید.
ایران ۲۴: دکتر، در گفتوگویی که چند روز پس از جنگ ۱۲ روزه با ایران ۲۴ داشتیم، درباره مذاکره فرمودید که نباید به دنبال مذاکره و ارتباط با غرب باشیم و باید بر ظرفیتهای داخلی و شرایط منطقهای تمرکز کنیم. اکنون در بهمن ۱۴۰۴ و با توجه به شرایط اقتصادی و تحولات پیچیده منطقه، آیا همچنان بر همان دیدگاه پافشاری دارید؟
احمدی بیغش: بله. ببینید، من در مصاحبه قبلی این موضوع را به آن شکل مطلق بیان نکردم؛ عرایضم مقدمه و مؤخره داشت. اکنون هم بر همان مطالب تأکید دارم. آن زمان عرض کردم اگر مذاکرات در شرایط برابر و با حفظ احترام متقابل باشد، مناسب است. حتی تصریح کردم که اگر دولتمردان آمریکایی ـ که یک طرف مذاکره هستند ـ به این عقلانیت سیاسی برسند که حقوق مردم ما را محترم بشمارند، مذاکره مانعی ندارد؛ دقیقاً همین را گفتم. اما اگر مذاکره یکطرفه باشد، این باجخواهی است و اشکال دارد. ما هیچگاه نباید زیر بار مذاکرهای که باجخواهی باشد برویم. در مذاکره، هر دو طرف باید یکدیگر را به رسمیت بشناسند و حقوق هم را محترم بشمارند. اکنون هم میگویم اگر چنین شرایطی فراهم شود، مذاکره خوب است؛ چه با آمریکا و چه با دیگر کشورهایی که خود را در مقابل ما میدانند ـ که امروز محور این موضوع بیشتر آمریکاست. اما اگر قرار باشد نشست یا مذاکرهای یکطرفه باشد، اساساً اسم آن مذاکره نیست.
ایران ۲۴: دکتر، درباره قدرت موشکی ایران صحبتهای زیادی مطرح میشود و آن را یکی از مؤلفههای بازدارندگی میدانند. در حوزه سیاست خارجی، چگونه میتوان میان مذاکره و امنیت ملی ـ که به بازدارندگی مرتبط است ـ توازن برقرار کرد؟
احمدی بیغش: ببینید، من میخواهم عرض کنم همین چند روز پیش، در روز ۲۲ بهمن، ایران قدرت عظیم خود را به رخ دنیا کشید. همیشه که عامل بازدارندگی صرفاً موشک نیست؛ اثر و قدرت مردم بسیار فراتر از موشک است. مردم ایران غیرت خود را، مثل همیشه، یک بار دیگر در روز ۲۲ بهمن ـ یعنی چند روز پیش ـ به جهانیان نشان دادند. این بزرگترین عامل بازدارندگی است.
در کنار آن، موضوع توان موشکی نیز مطرح است. بعد از حضور مردم، توان موشکی ایران نیز یک مؤلفه مهم بازدارندگی به شمار میآید. امروز ایران یک قدرت موشکی در دنیاست؛ همانطور که گفته میشود ۱۰ کشور دارای قدرت هستهای هستند، ایران نیز امروز یک قدرت برتر موشکی در جهان و بزرگترین قدرت موشکی در منطقه است. این هم یکی دیگر از عوامل مهم بازدارندگی است.
البته ایران مؤلفههای دیگری نیز دارد که میتوان از آنها به عنوان عوامل بازدارندگی نام برد. انشاءالله هیچگاه نیازی نباشد ایران از ظرفیتهای بزرگ خود استفاده کند، چرا که همواره به دنبال آن بوده است تا با تعامل و گفتوگو چالشها را برطرف کند. همچنان امیدواریم با گفتوگو، موانع پیشروی یک زندگی سالم و روشن برطرف شود.
ایران ۲۴: به نظر شما در شرایط مذاکره، قدرت موشکی ایران یا ذخایر اورانیوم، کدامیک میتواند به عنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار گیرد؟ و اساساً کدامیک در برابر فشارهای آمریکا و اسرائیل جدیتر گرفته میشود؟
احمدی بیغش: ببینید، هر دو موردی که فرمودید برای ما عامل قدرت است؛ هم توان موشکی و هم مواد غنیشده. هر دو در جای خود ارزش دارند. اما همانطور که عرض کردم، در جنگ ۱۲ روزه که چند ماه پیش رخ داد، چه چیزی باعث شد دشمن ما ـ هم آمریکا و هم سرباز نیابتیاش، رژیم جعلی اسرائیل ـ وادار به عقبنشینی شود؟ آنچه آنها را عقب راند، قدرت موشکی و خواست و اراده مردم بود؛ نه موضوع درصد غنیسازی.
آمریکاییها دیدند اگر آن جنگ با همان روند ادامه پیدا کند، چیزی از اسرائیل باقی نخواهد ماند؛ به همین دلیل آتشبس را پذیرفتند. البته در بحث تلفات انسانی، ما ضربه سنگینی خوردیم و بسیاری از شهدای ما از مسئولان بلندپایه علمی و نظامی بودند که جایگزینی آنها آسان نیست. اما در طرف صهیونیستی چنین وضعیتی رخ نداد و تلفات بیشتر در میان مردم عادی یا ردههای پایینتر بود.
میخواهم عرض کنم در آن مقطع، این توان موشکی ما بود که آنها را وادار به عقبنشینی کرد؛ نه بحث غنیسازی. امروز نیز قدرت موشکی ما یک عامل بزرگ و بازدارنده است.
ایران ۲۴: تعدد در تصمیمگیریها و اظهارنظرها در رأس تصمیمسازی، آیا به روند دیپلماسی ما آسیب میزند؟ شما این شرایط را چگونه ارزیابی میکنید؟
احمدی بیغش: این موضوع بیربط و بیجا نیست و حتماً باید برای آن چارهای اندیشیده شود. لازم است عوامل تصمیمگیری و افرادی که در این مسائل نقش دارند، مشخص و محدود باشند. مردم قدرت تشخیص دارند؛ جایگاه وزیر امور خارجه، دبیر شورای عالی امنیت ملی و رئیسجمهور را میشناسند. بنابراین باید تدبیری اتخاذ شود تا این تعدد از بین برود و تصمیمسازی و تصمیمگیری آسانتر شود و مردم نیز از بلاتکلیفی خارج شوند.
وقتی مردم مصاحبهای میبینند، باید بدانند آن اظهارنظر چه جایگاهی دارد و تا چه میزان میتوان بر اساس آن برنامهریزی کرد. اگر ساختار بهگونهای است که این تعدد ایجاد میشود، باید اصلاح شود.
بهعنوان مثال، ضرورتی ندارد وزیر امور خارجه در همایشها یا برنامههای متعدد داخلی ـ مثلاً در اصفهان یا همدان ـ حضور داشته باشد. وزارت امور خارجه تعریف و وظایف مشخصی دارد و عنوان آن نیز گویای مأموریتش است؛ ارتباط آن بیشتر با دیپلماسی خارجی است تا مسائل داخلی. اینکه وزیر خارجه با چه نیتی در چنین برنامههایی شرکت میکند، نمیدانم، اما معتقدم باید جایگاه خاص خود را که مردم از او انتظار دارند، حفظ کند.
البته عواملی که موجب میشود وزیر امور خارجه در این شرایط دچار نوعی بلاتکلیفی شود نیز بیتأثیر نیست؛ همان تعددهایی که شما اشاره کردید، شاید باعث شود تمرکز از مأموریت اصلی وزارت امور خارجه گرفته شود. در گذشته کمتر شاهد چنین وضعیتی بودیم و معمولاً وزیر خارجه چارچوب کاری تعریفشدهتری داشت.
ایران ۲۴: چون بحث ما مربوط به امنیت ملی است این موضوع را بپرسم؛ دکتر، چطور شد که آقای لاریجانی پس از جنگ ۱۲ روزه و یک دوره انزوا، توانستند به جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی برسند؟ و کسانی که در گذشته دنبال حذف ایشان بودند، چه کسانی بودند و چرا این کارها را انجام میدادند؟
احمدی بیغش: ببینید، من آقای لاریجانی را از زمان مجلس هشتم میشناسم. در آن زمان که ایشان رئیس مجلس بود و من نماینده، هر جا لازم بود نقد میکردم، اما انصافاً باید گفت آقای لاریجانی فردی فهیمتر، عاقلتر، پختهتر و کارکشتهتر از بسیاری از سیاستمداران امروز است. او مدیری ارزشمند است.
اگر جایگاه ایشان در مجلس را با جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی امروز مقایسه کنیم، مشخص میشود که این انتصاب به شایستگی صورت گرفته است. برخی معتقد بودند شاید لابی یا رایزنی کرده باشد، اما من اصلاً چنین اعتقادی ندارم. آقای لاریجانی پس از محدودیتهای انتخاباتی، مسیر خود را ادامه داد و با حکم رهبری، نظام به این نتیجه رسید که از ظرفیت مدیریتی ایشان استفاده کند.
همچنین ایشان در میان مردم و نخبگان وجهه خوبی دارد. زمانی که منصوب شدند، من هم توییتی در حمایت از انتصاب ایشان منتشر کردم و هم در میان مردم و نخبگان نظرسنجی کردم؛ بازخوردها مثبت بود و نشان میداد که این انتصاب مورد قبول است. عملکرد ایشان تاکنون نیز قابل قبول بوده و همه باید در موفقیت ایشان کمک کنند.
ایران ۲۴:حالا اینکه برخی در گذشته دنبال حذف لاریجانی بودند؛ فکر میکنید دلایلشان چه بوده است؟
احمدی بیغش: خواستههای برخی افراد برآورده نشد و میدانم منظور شما از چه موضوعی و چه کسانی است. کسانی که به دنبال منافع شخصی بودند، از طرف آقای لاریجانی تأمین نمیشدند و در نتیجه دست افراد بداخلاق میافتاد. خدا را شکر که این موضوع مشخص شد و امروز از ظرفیت ایشان استفاده میشود.
در مورد این که گفته میشود شاید آقای لاریجانی از این جایگاه برای سکوی پرتاب استفاده کند، من این را قبول ندارم. وقتی ایشان کاندیدای ریاست جمهوری بودند، رد صلاحیت شدند و این برای ایشان عادی بود؛ حتی بیانیهای هم صادر کردند و به کار خود مشغول بودند. به نظرم آقای لاریجانی چهرهای است که ضمن داشتن نقاط ضعف انسانی، نیازی ندارد آسمان و ریسمان به هم ببافد تا به ریاست جمهوری برسد. ایشان در نظر مردم و مسئولان، چهرهای موجه و موفق است.
ایران ۲۴: دکتر، شما خودتان هم اشاره کردید که برخی این جایگاه را سکوی پرتاب ریاست جمهوری میدانند. فکر میکنید چنین اتفاقی در آینده ممکن است رخ دهد؟
احمدی بیغش: من آینده را پیشبینی نمیکنم، اما نکته مهم این است که هر کسی—چه جناب آقای دکتر علی لاریجانی و چه هر فرد دیگری در ایران، تنها حکومت شیعه دنیا—اگر بخواهد با تکیه بر مردم و به امید پرتاب شدن به سکوهای بالاتر حرکت کند، خیانت به مردم و خواستههای آنان کرده است. من آقای لاریجانی را در این کلاس بیتقوایی یا ضعف نمیبینم. ضمن اینکه، اگر نیت فرد خدمت به مردم باشد، جایگاه دبیری اصلاً جایگاه کوچکی نیست؛ بلکه جایگاهی والا و ارزشمند است.
ایران ۲۴: در گفتگوهای اخیر آقای لاریجانی گفتهاند نفوذ اسرائیل آنقدر که تبلیغ شده بود، گسترده نبوده و شبکههای جاسوسی تنها به دلیل بیاحتیاطیها ضربه خوردند. حالا شما که بارها درباره نفوذ هشدار دادهاید، دقیقاً منظور از این «بیاحتیاطیها» چیست؟
احمدی بیغش: ببینید، آنچه رخ داد، ترکیبی از چند عامل بود: بیاحتیاطی، نفوذ دشمن، دست کم گرفتن او و غرور برخی افراد. همه این عوامل دست به دست هم دادند تا دشمن در جنگ ۱۲ روزه به ما ضرباتی وارد کند، چه از نظر مادی و چه معنوی.
انتظار میرفت وقتی نخستوزیر رژیم جعلی اسرائیل اعلام میکند که ایران کارخانه پهپادسازی دارد، مسئولان امنیت کشور با خودشان خلوت کنند و ببینند آیا به وظایفشان عمل کردهاند یا نه. بعد هم مشخص شد که این ادعا درست بوده و بخشی از خسارات وارد شده ناشی از همین پهپادها بود.
این اتفاقات نشان میدهد که نفوذ دشمن دست کم گرفته شده بود. دشمن با شیوههای مختلف، چه در سازمانها، نهادها، مراکز علمی و دانشگاهی یا حتی در بدنه عمومی کشور، سعی در نفوذ و آسیبزنی داشت. پروژه نفوذ در ایران امروز همچنان فعال است و حتی با روشهای نوین قویتر از گذشته عمل میکند.
ما باید بدانیم که علاوه بر مردم که یک عامل قدرتی هستند، دستگاههای مسئول امنیتی وظیفه دارند این تهدیدها را جدی بگیرند، دشمن را کوچک نشمارند و در مقابلش ضعف نشان ندهند.
ایران ۲۴: دکتر زیدآبادی در یادداشتی در کانال خود نوشتهاند که درباره اعتراضات دیماه ـ که به گفته برخی به اغتشاش کشیده شد ـ کمیته حقیقتیاب داخلی نمیتواند اختلاف روایتها را جمعبندی کند. ایشان معتقدند حتی اگر بهترین گزارشها هم ارائه شود، باز هم این شرایط حل نخواهد شد. همچنین این موضوع را با حضور بازرسان آژانس انرژی اتمی در مراکز حساس کشور مقایسه کردهاند. ارزیابی شما از این قیاس چیست؟ آیا این دو موضوع قابل مقایسهاند؟
احمدی بیغش: با احترام به نظر آقای زیدآبادی، حتماً ایشان برای تحلیل خود ادلهای دارند و نظرشان قابل احترام است، اما من به شکل دیگری نگاه میکنم. اصلاً باید ببینیم تحقیق برای چه منظوری است و چه معنایی دارد.
در کشور ما اعتراضاتی شکل گرفت که در مسیر خود در حال حرکت بود، اما عواملی از داخل آمدند و آن را تصاحب کردند و اعتراضات را مصادره کردند. پشتیبانان خارجی مصمم نیز از آنها حمایت کردند و در نتیجه خسارتهای مادی سنگین و خسارتهای معنوی غیرقابل جبرانی به مردم و کشور تحمیل شد.
حالا سؤال این است که ما از تحقیق و تفحص یا کمیته حقیقتیاب چه میخواهیم به دست بیاوریم؟ اگر قرار است کمیتهای داخلی باشد، طبیعتاً این موضوع در حوزه وظایف پلیس، دستگاههای امنیتی و نهادهای مرتبط است که بررسی کنند و گزارش بدهند. در نهایت چه نتیجهای قرار است حاصل شود؟ آیا تردیدی وجود دارد که اغتشاشاتی رخ داد؟ من بین «اعتراض» و «اغتشاش» تفاوت قائل هستم؛ اعتراض را کاملاً منطقی میدانم، اما معتقدم اغتشاشگران آمدند و مطالبات معترضان را مصادره کردند و حتی خود معترضان نیز در این میان متضرر شدند.
به نظر من روشن است که عدهای عامدانه دست به این اقدامات زدند و عدهای نیز ناخواسته از آنها حمایت کردند. همچنین این باور وجود دارد که این اغتشاشات با کمک مستقیم آمریکا و اسرائیل به این نقطه رسید. بنابراین تشکیل کمیته حقیقتیاب برای اثبات چه موضوعی است؟
اگر هم گفته شود کمیته باید خارجی باشد، من اساساً این را بیمعنا میدانم. مگر در دو سال گذشته، دادگاه بینالمللی لاهه نخستوزیر اسرائیل را بهعنوان مجرم جنگی معرفی نکرد و اعلام نکرد هر کشوری که او به آن سفر کند موظف به بازداشتش است؟ آیا چنین اتفاقی افتاد؟ نهتنها این اتفاق نیفتاد، بلکه آمریکا همان قضات را نیز تحریم کرد. این نشان میدهد ساختارهای بینالمللی تا چه حد تحت نفوذ قدرتهای بزرگ هستند.
حضرت امام (ره) بیش از ۴۰ سال پیش فرمودند قانون حاکم بر سازمان ملل، قانون جنگل است؛ یعنی هر کس قدرت بیشتری داشته باشد، دست بالا را دارد. ما نباید تصور کنیم سازمان ملل یا نهادهای بینالمللی جدا از آمریکا و برخی کشورهای اروپایی عمل میکنند. با این نگاه، تشکیل کمیته حقیقتیاب خارجی برای مسائل داخلی ایران را قابل قبول نمیدانم.
ایران ۲۴: قیاس این موضوع با شرایط مربوط به انرژی اتمی و بازدیدهای آژانس از مراکز هستهای کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
احمدی بیغش: چه ارتباطی میان این دو وجود دارد؟ اینکه گفته شود در مراکز حساس کشور با چنین تفسیری روبهرو نبودهایم و حالا بخواهیم اتفاقات دیماه را با بازدیدهای سالهای گذشته از مراکز هستهای در قالب نظارتهای آژانس انرژی اتمی مقایسه کنیم، به نظر من قیاس درستی نیست. میان آنچه در آن دو روز در کشور رخ داد با موضوع بازرسیهای هستهای، سنخیتی برای مقایسه وجود ندارد.
برخی معتقدند تنها یک گزارش بینالمللی میتواند به این روایتها خاتمه دهد. سؤال این است که کدام گزارش بینالمللی حاضر است واقعیتهای ایران را منتشر کند؟ آیا در سطح بینالمللی فرد، گروه یا سازمانی وجود دارد که بیاید جنایتی را که به مردم ایران تحمیل شد تأیید کند و نقش آمریکا، اسرائیل یا افرادی را که در خارج بهعنوان اپوزیسیون و وابسته به آنها فعالیت میکنند، معرفی کند؟ چنین کاری انجام نخواهد شد.
به نظر من موضوع کاملاً روشن است و نیازی به این سازوکارها ندارد. واقعیتی اتفاق افتاده که حتی بسیاری از شهروندان آمریکایی نیز اذعان دارند پشتپرده این اغتشاشات، آمریکاییها بودهاند. با این شرایط، چگونه میتوان انتظار داشت همانها یا نهادهای تحت نفوذشان بیایند تحقیق کنند و سپس آمریکا را محکوم کنند؟
دنیا نسبت به چند دهه گذشته تغییر کرده و قواعد آن متفاوت شده است. نباید تصور کنیم قدرتهای بزرگ لزوماً حقوق ما را محترم میشمارند یا در چنین موضوعاتی بیطرفانه عمل خواهند کرد.
ایران ۲۴: شما پیشتر اشاره کردید که تمرکز برخی دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی بهجای دشمنان خارجی، بیشتر معطوف به نیروهای داخلی بوده است. این موضوع باعث شد سؤال را به بحث اغتشاشات مرتبط کنم؛ چراکه در بیانیه جبهه اصلاحات نیز یکی از محورهای اصلی همین بود که چرا همه مسائل به دشمنان خارجی نسبت داده میشود. همچنین برخی از اعضای جبهه اصلاحات بازداشت و سپس آزاد شدند. از نظر شما این اتفاقات چه معنایی دارد و دستگاههای امنیتی تا چه حد باید رسیدگی کنند تا بهجای جستوجوی مقصر در میان نیروهای داخلی، موضوعات به شکل شفاف برای مردم تبیین شود؟
احمدی بیغش: اولاً درباره موضوع اصلاحات باید عرض کنم بسیاری از افرادی که امروز در جبهه اصلاحات حضور دارند، سالیان سال در این کشور مسئولیتهای عالی داشتهاند. اگر ضعفی، کمبودی، مشکلی یا نارضایتی از نحوه مدیریت وجود دارد، بخشی از آن به عملکرد همین افراد بازمیگردد. در این ۴۷ سال، در مقاطع متعددی مدیریتهای ارشد کشور در اختیار همین آقایان بوده است و اگر امروز نارضایتیهایی انباشته شده، اینها هم در آن نقش داشتهاند.
به اعتقاد من، این افراد بیش از آنکه در جایگاه مطالبهگری باشند، باید پاسخگوی عملکرد خود باشند. بهجای صدور بیانیه و طرح مطالبه، لازم است درباره کارنامه خود توضیح دهند.
در خصوص بازداشت و آزادی برخی از این افراد نیز دستگاههای امنیتی باید برای مردم شفافسازی کنند؛ اینکه چرا بازداشت شدند و چرا آزاد شدند. اگر جرمی نداشتند، چرا بازداشت شدند؟ و اگر موضوعی وجود داشته، چرا نتیجه آن به اطلاع مردم نرسیده است؟ این مسائل باید روشن شود.
به هر حال بخشی از اعتراضات به عملکرد همین مدیران بازمیگردد. نمیگویم تنها عامل بودهاند، اما قطعاً در شکلگیری وضعیت موجود بیتأثیر نبودهاند و امروز نیز باید پاسخگو باشند، نه صرفاً صادرکننده بیانیه.
ایران ۲۴: دکتر، شما مجدداً اشاره کردید که سیستمهای اطلاعاتی و امنیتی ما بیشتر از تمرکز روی دشمنان خارجی، به مسائل داخلی میپردازند. با توجه به اغتشاشات اخیر که ۶۹۰ نفر از کشتهشدگان آن تروریست بودند، جبهه اصلاحات بیانیهای صادر کرد که محورهای آن درباره نفوذ و مسائل امنیتی کشور بود. با توجه به صحبت شما، این بیانیه را چگونه ارزیابی میکنید؟
احمدی بیغش: ابتدا باید روشن کنیم که طیف گستردهای از مردم که خود را حامی جبهه اصلاحات میدانند، قطعاً قابل احترام هستند؛ چه کسانی که خود را اصلاحطلب میدانند و چه آنهایی که اصولگرا هستند، همه ایرانیاند و به نظام و دستاوردهای انقلاب اعتقاد دارند. این مردم با دشمنی که داریم، یعنی با آمریکا، دشمناند.
اما یک لایه کوچک در میان این جریانها وجود دارد که به اصطلاح خواص هستند و گاهی با اقداماتی، عمداً یا سهواً، آب به آسیاب دشمن میریزند. من این افراد را اصلاحطلب واقعی نمیدانم. اصلاحطلبی ارزشمند است و به معنای تلاش برای اصلاح امور و پیشبرد مثبت است، نه کمک به دشمن.
به نظر من، بیشتر سران جبهه اصلاحات واقعاً دلسوز ملت و انقلاب هستند و قابل احتراماند. اما یک تعداد انگشتشمار، با مصادره جریان و نقش پیادهنظام، در خارج از کشور تلاش میکنند دستاوردهای مردم و امنیت کشور را به چالش بکشند. هیچکس حق ندارد در شرایط حساس کشور، چه اقتصادی و چه امنیتی، به نفع دشمن صحبت کند یا خوشحالی او را برانگیزد. آنها اصلاحطلب واقعی نیستند و نمیتوانند این عنوان را یدک بکشند.
ایران ۲۴: حالا این پروژه نفوذ دقیقاً مسئولش کیست؟
احمدی بیغش: ببینید، همه ما مسئولیم که مراقب باشیم، اما طبیعتاً دستگاههای امنیتی نخستین مسئولانی هستند که باید در این زمینه دقت کنند.
ایران ۲۴: اخیراً یک دیپلمات فرانسوی گفته که در نهایت بین ایران و آمریکا توافقی شبیه برجام ۲۰۱۵ شکل خواهد گرفت، اما با ساختاری متفاوت. به نظر شما چه پالسهایی از ایران دریافت کرده که به این تحلیل رسیده است؟
احمدی بیغش: خب، این دیپلمات به عقلانیت رسیده است. بالاخره در میان کارشناسان و تحلیلگران غربی کسانی هستند که متوجه شدهاند مردم ایران با زور و قلدری قابل شکست نیستند. اگر قرار باشد اختلافی حل شود، باید از طریق تعامل و گفتوگو با مردم ایران باشد.
وضعیت امروز منطقه با دو سال پیش بسیار متفاوت است. جنایتهای اسرائیل در دو سال گذشته در غزه و فلسطین افکار عمومی جهان را روشن کرده است. این همان نکتهای است که دیپلمات فرانسوی هم آن را دیده: اسرائیل برخلاف تبلیغات رسانههای غربی، نه آرام و نه صرفاً در پی حقوق خود است. آنها با حماقتی آشکار، مذاکرات در قطر را بمباران کردند و علناً از طرح «خاورمیانه بزرگ» سخن گفتند.
کشورهای منطقه هم متوجه شدند؛ ترکیه فهمید، عربستان دید که ممکن است نوبت آنها باشد، مصر بهعنوان کشور اسلامی قدرتمند متوجه شد که حتی با امتیاز دادن به اسرائیل و شتاب گرفتن در روند صلح، اسرائیل به آنها رحم نخواهد کرد. وقتی اینها را با قدرت ایران و صبر و پایداری مردم ایران طی ۴۷ سال ترکیب کنید، روشن میشود چرا این دیپلمات فرانسوی به این نتیجه رسیده است.
ایران ۲۴: دکتر، توافقی شبیه برجام ۲۰۱۵، آیا بهنوعی بازگشت به عقب محسوب میشود یا صرفاً یک تاکتیک است؟
احمدی بیغش: ایشان دقیقاً نگفته که قرار است همان توافق ۲۰۱۵ تکرار شود، بلکه منظورشان این است که مذاکرهای شکل خواهد گرفت که دستاوردهایی برای ایران به همراه داشته باشد. ما هم معتقدیم هر مذاکرهای که برای ایران دستاورد داشته باشد، ارزشمند است. ضرورتی ندارد دقیقاً مانند برجام ۲۰۱۵ باشد، زیرا شرایط تغییر کرده است و موقعیت ایران نیز امروز متفاوت است.
امروز دنیا به منطقی بودن و صلحطلب بودن ایران اعتراف کرده است. تجربه نشان داده زمانی که ما پشت میز مذاکره بودیم، حتی با تهدید حمله نظامی مواجه شدیم؛ آمریکاییها از یک سو دعوت به مذاکره میکردند و از سوی دیگر برای حمله نظامی آماده میشدند. مردم دنیا این رفتار را فهمیدهاند، بنابراین شرایط فعلی با سال ۲۰۱۵ تفاوت اساسی دارد.
ایران ۲۴: دکتر، با توجه به صحبتهایی که داشتید، در کانال شما مطلبی منتشر شده بود درباره یکی از کاربران و مخاطبان که یادداشتی درباره آلودگی و استفاده از مازوت نوشته بود و به فساد و فسادگران پرداخته بود. در این یادداشت آمده بود که هر کسی از فساد و حق حرف بزند، خانهنشین میشود. به نظر شما، واقعیت امروز کشور چگونه نشاندهنده این شرایط است و انتشار این یادداشت در کانال شما یعنی مورد تایید شماست؟
احمدی بیغش: همانطور که قبلاً عرض کردم، مطالبی که منتشر شد، دقیقا همان چیزی است که من توضیح دادم. من مفاسد را دیدهام و در تریبون هم بیان کردم، چه به صورت گفتاری و چه نوشتاری، اما هیچ توجهی نشد. آن کاربر هم صرفاً نظر خود را نوشته؛ او وضعیت کشور را دیده و گفته: «آنچه آقای احمدی بیغش گفته، صحت دارد و در آن منطقه اتفاق افتاده است.»
متأسفانه، به جای اینکه تشویق شوند، برخی خانهنشین شدند. من خودم هم همین تجربه را دارم. من با صدای بلند این مفاسد را گفتم، اما کسی پیگیری نکرد و نگفت: «آقای احمدی، بیایید در فضای امنی این مسائل را بررسی کنیم، بدون تهدید و رعب.
مدارک و اسنادی که دیدم، مرجع قضایی هم آنها را تأیید کرده بود. من این مدارک را پشت تریبون خواندم و خطاب به متخلفان گفتم: چرا از کسی که این اتهامات را دارد، حمایت میکنید؟
راه مبارزه با فساد در کشور چیست؟ مجلس و نمایندگان باید پیشگام باشند، حتی اگر برخی خانهنشین شدهاند. نماینده مردم بر اساس اصول ۸۴ و ۸۶ قانون اساسی اختیار دارد و باید در رأس مبارزه با فساد قرار بگیرد، حتی اگر توجهی نشود.
ایران ۲۴: دکتر، شایعات زیادی در رسانهها درباره شما منتشر شده و خودتان هم اشاره کردید که هدف از این خبرها تخریب و ایجاد حاشیه است. میخواهم دقیق بدانم این شایعات به چه موضوعاتی مرتبط هستند و آیا ریشه آن به مبارزه شما با فساد اقتصادی بازمیگردد؟
احمدی بیغش: نماینده مجلس دو مسئولیت اصلی دارد؛ یکی قانونگذاری و دیگری نظارت بر اجرای درست قوانین. وقتی یک قانون تصویب شد و به اجرا گذاشته میشود، وظیفه نماینده است که نظارت کند و مطمئن شود قوانین به درستی اجرا شوند و منحرف نشوند.
وقتی فساد رخ میدهد، نماینده باید مقابل آن ایستادگی کند و موضوع را به مراجع ذیربط اطلاع دهد، چرا که خودش نمیتواند مستقلاً با فساد مقابله کند. در دوران نمایندگی تمام تلاشم را کردم که بر بخش نظارت تمرکز کنم.
به طور مثال، پروندههایی را پیگیری کردم که فساد آنها محرز بود، اما پس از خروجم از مجلس، همان مفسدان جایگاه پیدا کردند و رسمیت گرفتند. پیش از آن اجازه نمیدادم این شبکهها یا افراد پیشرفت کنند، اما بعد از جدایی من، آنها به خواستههای خود رسیدند و برای انتقام، شایعات و مطالب بیاساس منتشر کردند.
میخواهم تأکید کنم که این افراد مفسد بودند و هستند، اما برخورد نشد و سپس با پررویی در رسانهها هر چه خواستند منتشر کردند. البته قدردان رسانههای پاک و حرفهای هستیم که به رسالت خود عمل میکنند، اما متأسفانه در میان رسانهها هم افراد نابابی حضور دارند که با پول گرفتن، دروغ و فساد ترویج میکنند و من مصداق و آدرس همه این موارد را دارم.
متأسفانه هیچ نهادی هم به این موضوع رسیدگی نکرده و نمیکند. وقتی آن زمان مسئولیت داشتم، فریاد زدم اما کسی پاسخگو نبود. امروز هم اگر بخواهم حرف بزنم، فقط مشکل برای خودم ایجاد میشود و نتیجهای ندارد.
ایران ۲۴: چطور عملکرد صدا و سیما را در این چند هفته اخیر ارزیابی میکنید؟
احمدی بیغش: بخشی از عملکرد صدا و سیما قابل تقدیر است و ارزش دارد، اما در بسیاری موارد به وظیفه اصلی خود عمل نمیکند. میپرسم: آیا صدا و سیما همان نهادی است که امام فرمود دانشگاه آدمسازی است؟ اگر چنین بود، باید دست مسئولانش را بوسید، اما متأسفانه چنین نیست. امروز صدا و سیما بیشتر شبیه یک بنگاه اقتصادی شده است.
در بحبوحه بحرانها، یک مجری یا کارشناس با رفتارش میتواند اثر منفی گستردهای روی جامعه بگذارد. چرا باید با خطاهای کوچک برخورد شود اما با «دانهدرشتها» مقابله نشود؟ عملکرد آن مجری یا کارشناس یک خطا بود، اما اگر مقابله با مسئولان بالاتر مجموعه انجام شود، اثرگذاری بسیار بیشتر خواهد بود. متأسفانه اکنون تمرکز روی افراد رده پایین است و کسی به مسئولان اصلی که باعث بروز چنین خطاهایی میشوند، پرداخته نمیشود.
ایران ۲۴: برای اینکه به بحثمان برگردیم و گفتگو را جمعبندی کنیم، نقش میانجیها را در شرایط فعلی مذاکرات چگونه میبینید؟
احمدی بیغش: اولاً، میانجیها، همان همسایههای ما هستند، و کارشان در مجموع مثبت است. اما واقعیت این است که آنها بیشتر نگران خودشان هستند تا ایران؛ میدانند اگر آتشی این بار شعلهور شود، خودشان هم آسیب خواهند دید. تجربه نشان داده اسرائیل بدون هیچ ملاحظهای عمل میکند و حتی با همسایههایش تعارف ندارد، همانطور که در حملات اخیرش مشخص شد.
میانجیها، چه ترکیه، عمان و دیگر کشورها، کارشان قابل احترام است، اما قبل از هر چیز برای حفظ موقعیت خودشان تلاش میکنند. آنها میدانند باید به قدرت ایران و مردمش اعتماد کنند، زیرا اسرائیل قابل اعتماد نیست و تهدید جدی است. همسایههای ما هم علاقهمند به یک ایران ضعیف هستند که آسیبی به آنها نرساند، نه یک ایران قدرتمند.
با این حال، اگر میانجیها کاری کنند که به نفع مردم ایران باشد، ما از آن استقبال میکنیم و تا کنون هم عملکردشان مثبت بوده است.
ایران ۲۴: دکتر، سوال آخر؛ در مسیر مذاکره هستیم و ممکن است توافق شکل بگیرد. اگر شرایط و شروطی که مطرح میشود، پذیرای ایران نباشد و توافقی حاصل نشود، شما چه احتمالاتی میبینید؟ احتمال جنگ وجود دارد یا نه؟
احمدی بیغش: انشاءالله جنگ نظامی رخ نخواهد داد. امروز دنیا دارد از جنگهای کلاسیک و پرهزینه فاصله میگیرد. جنگهایی مانند جنگ ۱۲ روزه یا جنگ ایران و عراق هزینههای کلان مادی و معنوی برای هر دو طرف دارد. حتی در جنگ ۱۲ روزه، صهیونیستها و ایران هر دو صدمات مادی و معنوی دیدند.
امروزه جنگها بیشتر به سمت عملیات روانی، رسانهای و ترکیبی میرود. شما وقتی وارد تاکسی یا مترو میشوید، همین که به محل کارتان میرسید، خبرها، شایعات و فضای بلاتکلیفی درباره جنگ به شما منتقل میشود. خود این بلاتکلیفی و فشار روانی نوعی جنگ است، حتی بدون شلیک یک گلوله. جنگهای سنتی و طولانی، مثل ۱۲ روزه یا هشت ساله علیه ایران، بعید به نظر میرسد.