رسانه ملی زیر ذرهبین؛ کارنامه چندساله مدیریت جبلی چه میگوید؟
به گزارش ایران24، انتصاب پیمان جبلی به ریاست سازمان صداوسیما در مهر ۱۴۰۰، در شرایطی صورت گرفت که این نهاد رسانهای با چالشهای متعددی در حوزه مخاطب، اعتماد عمومی، رقابت رسانهای و تحول دیجیتال مواجه بود. اکنون با گذشت چند سال از آغاز مدیریت او، با توجه به بازخوردهای عمدتا منفی، ارزیابی عملکرد این دوره نیازمند نگاهی چندبعدی و مبتنی بر شاخصهای حرفهای، اجتماعی و ساختاری است؛ نگاهی که هم نقدها و هم دفاعیات را دربر گیرد.
زمینه انتصاب و وعدههای تحول
جبلی که پیش از این سابقه معاونت برونمرزی صداوسیما و مدیریت شبکه العالم را در کارنامه داشت، با شعار «تحول» و «عدالتمحوری رسانهای» سکان سازمان را به دست گرفت. در حکم انتصاب او، بر تحول ساختاری، ارتقای کیفیت تولید، توجه به اقوام و اقشار مختلف و افزایش سرمایه اجتماعی تأکید شده بود.
از همان ابتدا، مدیریت جدید بر چند محور تمرکز کرد: جوانگرایی در بدنه مدیریتی، بازسازی ساختارهای تولید محتوا، تقویت رویکرد انقلابی و هویتی در برنامهسازی، توسعه سکوهای دیجیتال داخلی، با این حال، میزان تحقق این اهداف محل بحث و اختلاف نظر بوده است.
وضعیت مخاطب و رقابت رسانهای
یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی هر رسانه عمومی، میزان مخاطب و ضریب نفوذ آن است. در سالهای اخیر، صداوسیما با رقابت شدید پلتفرمهای آنلاین، شبکههای اجتماعی و شبکههای ماهوارهای فارسیزبان مواجه بوده است.
منتقدان مدیریت جبلی معتقدند که در این دوره، روند کاهش اعتماد و اقبال عمومی متوقف نشده و حتی در برخی مقاطع تشدید شده است. آنها به افزایش گرایش مخاطبان به رسانههای برونمرزی فارسیزبان اشاره میکنند و معتقدند سازمان نتوانسته روایت رقابتی و جذاب ارائه دهد.
در مقابل، مدیران سازمان استدلال میکنند که تغییر الگوی مصرف رسانهای پدیدهای جهانی است و کاهش مخاطب تلویزیون خطی صرفاً مختص ایران نیست. آنها به توسعه پلتفرم «تلوبیون» و حضور فعالتر در فضای مجازی بهعنوان گامهایی در جهت سازگاری با تحولات دیجیتال اشاره میکنند.
چالشهای محتوایی و بحرانهای رسانهای
دوره مدیریت جبلی با چند حاشیه و بحران رسانهای همراه بوده است؛ از جمله انتقادها نسبت به برخی برنامههای تلویزیونی که واکنشهای اجتماعی گستردهای برانگیخت. یکی از تازهترین موارد، حاشیه مربوط به برنامهای در شبکه افق بود که مجری یکی از برنامهها، کشته شدگان حوادث اخیر را به باد تمسخر گرفت و موجب اعتراضهای سیاسی و رسانهای شد.
در چنین مواردی، سازمان معمولاً با عزل مدیر مربوطه یا توقف برنامه واکنش نشان داده است. با این حال، منتقدان معتقدند تکرار این حواشی نشاندهنده ضعف در نظام نظارت محتوایی یا سیاستگذاری کلان است. آنان میگویند مسئله صرفاً خطای فردی نیست، بلکه به رویکرد غالب در تولید محتوا بازمیگردد.
در مقابل، حامیان مدیریت فعلی تأکید میکنند که سازمانی با این وسعت و تنوع شبکهها، ناگزیر با خطاهای موردی روبهرو میشود و واکنش سریع مدیریتی نشانه مسئولیتپذیری است.
رویکرد خبری و مسئله بیطرفی
یکی از جدیترین نقدها به عملکرد صداوسیما در سالهای اخیر، به نحوه پوشش اخبار داخلی و خارجی مربوط میشود. برخی صاحبنظران از جمله صادق زیباکلام، معتقدند رسانه ملی در ایفای نقش «رسانه عمومی» با رویکردی متکثر و فراگیر موفق نبوده و بیشتر بازتابدهنده یک نگاه سیاسی خاص است.
منتقدان میگویند در رویدادهای حساس اجتماعی و سیاسی، صداوسیما کمتر به انعکاس دیدگاههای متنوع پرداخته و همین امر به شکاف اعتماد انجامیده است. از نگاه آنان، حذف یا کاهش برنامههای مناظرهای و گفتوگوهای چالشی نیز به این تصویر دامن زده است.
در مقابل، مسئولان سازمان استدلال میکنند که صداوسیما موظف به حرکت در چارچوب سیاستهای کلان نظام است و نمیتواند همانند رسانههای خصوصی یا خارجی عمل کند. آنها همچنین به برنامههای تحلیلی و میزگردهای سیاسی بهعنوان نمونههایی از تنوع دیدگاه اشاره میکنند.
مدیریت منابع و بودجه
صداوسیما یکی از بزرگترین نهادهای رسانهای منطقه از نظر گستره شبکهها و بودجه است. بودجه این سازمان طی سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته و همواره محل بحث در افکار عمومی بوده است. در بودجه ۱۴۰۴ رقم بودجه اصلی این سازمان، ۲۹ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان است. اما قانون گذاران به همین بسنده نکردند. در چندین جای قانون بودجه، نام صدا و سیما تکرار شده و رقم بودجه این سازمان انتقادبرانگیز به ۴۳ هزار میلیارد تومان رسید. در لایحه بودجه ۱۴۰۵ برای سازمان صدا و سیما که انتقادات زیادی به عملکرد آن وجود دارد، ۳۳ هزار و ۵۱۲ میلیارد تومان پیشبینی شده است. اما این تنها رقمی است که در جدول اصلی یعنی جدول شماره ۷ دیده شده است. در جدول شماره ۹ که مربوط به «برآورد اعتبارات ردیف های متفرقه» است، یک هزار و ۹۶۰ میلیارد تومان دیگر برای «کمک به تولید آثار فرهنگی و افزایش آگاهی عمومی» پیش بینی شده است؛ در مجموع رقمی حدود ۳۵ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان.
در جدول ۱-۷ که مربوط به «اعتبارات ردیف های متفرقه منتقل شده به جدول شماره ۷ دستگاه های اجرایی» است، با عنوان «توسعه کمی و کیفی برنامههای تولیدی پویا نمایی، مستند، فیلم و سریال» مبلغ ۹ هزار میلیارد تومان برای صدا و سیما در نظر گرفته شده است. در جدول شماره ۹ که مربوط به «برآورد اعتبارات ردیف های متفرقه» باز هم نام صدا و سیما با یک هزار و ۹۶۰ میلیارد تومان جهت «کمک به تولید آثار فرهنگی و افزایش آگاهی عمومی» آمده است. تا الان مجموع ارقام صداوسیما به رقم افسانهای ۴۶ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان رسیده است.
منتقدان میپرسند آیا خروجی کیفی و میزان اثرگذاری سازمان متناسب با منابع تخصیصیافته بوده است یا خیر. برخی گزارشها از کاهش جذابیت سریالها و برنامههای سرگرمی حکایت دارد و معتقدند سازمان در رقابت با پلتفرمهای نمایش خانگی عقب مانده است.
در مقابل، مدیران سازمان به هزینههای سنگین تولیدات فاخر تاریخی، پوشش رویدادهای ملی و زیرساختهای فنی اشاره میکنند و میگویند بخشی از بودجه صرف مأموریتهای حاکمیتی و غیرتجاری میشود که لزوماً با معیارهای صرفاً اقتصادی قابل سنجش نیست.
در ادامه این گزارش تحلیلی درباره عملکرد پیمان جبلی، بد نیست به گمانهزنیهایی بپردازیم که تقریبا از سال گذشته، درباره آینده مدیریت سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است؛ گمانهزنیهایی که پس از انتشار نامه رهبر انقلاب خطاب به رئیس رسانه ملی، جدیتر شد.
نامهای که محل تفسیر شد
سال گذشته، انتشار نامهای از سوی رهبر انقلاب خطاب به رئیس رسانه ملی، توجه بسیاری از تحلیلگران سیاسی و رسانهای را جلب کرد. برخی ناظران، لحن نامه و فقدان تمجید صریح از عملکرد دوره جاری را نشانهای از نارضایتی یا دستکم مطالبه تحول عمیقتر ارزیابی کردند. البته چنین برداشتهایی بیشتر در سطح تحلیلهای غیررسمی مطرح شد و هیچ موضعگیری رسمی در این خصوص صورت نگرفت.
با این حال، همان زمان برخی تحلیلگران از احتمال پایان مأموریت جبلی در «ساختمان شیشهای جام جم» سخن گفتند؛ تعبیری که در ادبیات رسانهای به ساختمان مرکزی صداوسیما اطلاق میشود.
چالش مرجعیت رسانهای
همزمان، انتشار نتایج نظرسنجیهای مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) درباره میزان مخاطبان برنامههای صداوسیما از جمله ویژهبرنامههای شب یلدا و اختلاف آماری میان این دادهها و آمار اعلامی سازمان، بحثهایی درباره مرجعیت رسانهای تلویزیون ایجاد کرد. هرچند مدیران سازمان نسبت به برخی از این آمارها انتقاد داشتند، اما طرح عمومی این اختلافها، به بحث اعتماد و شفافیت آماری دامن زد.
در چنین فضایی، برخی فعالان سیاسی و رسانهای به طرح نام گزینههای احتمالی برای ریاست سازمان پرداختند. از جمله، عبدالرضا داوری در یک نظرسنجی توئیتری، چند چهره سیاسی را بهعنوان گزینههای محتمل مطرح کرد. در ادامه، مروری اجمالی بر سوابق این افراد خواهیم داشت.
محمد مخبر
معاون اول دولت سیزدهم که پس از پایان آن دولت در جایگاه دستیار رهبر انقلاب فعالیت میکند، یکی از نامهایی بود که در این گمانهزنیها مطرح شد. مخبر پیشتر ریاست ستاد اجرایی فرمان امام را برعهده داشته و از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام است.
با توجه به جایگاه فعلی و سطح مسئولیتهای کلان او، برخی تحلیلگران احتمال حضورش در رأس صداوسیما را چندان بالا نمیدانند. از منظر سلسلهمراتب سیاسی، این جابهجایی میتواند بهنوعی تغییر سطح تلقی شود؛ هرچند اهمیت سازمان صداوسیما بهعنوان بازوی رسانهای رسمی کشور، جایگاه ویژهای دارد.
محمدحسین صفار هرندی
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت نخست محمود احمدینژاد نیز در میان گزینههای مطرحشده قرار داشت. صفار هرندی سابقه طولانی فعالیت در حوزه رسانه و مطبوعات دارد و پیش از وزارت، در روزنامه کیهان فعالیت میکرد.
با این حال، برخی ناظران معتقدند با توجه به مواضع سیاسی صریح او و فاصله دیدگاههایش با بخشی از جریانهای سیاسی حاضر در دولت، حضورش در رأس سازمانی که رئیس آن در جلسات هیئت دولت نیز شرکت میکند، ممکن است با چالشهایی همراه باشد. البته این تحلیلها در سطح گمانهزنی باقی مانده است.
عزتالله ضرغامی
ضرغامی که سابقه دهساله ریاست صداوسیما (۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳) را در کارنامه دارد، از دیگر نامهایی است که با توجه به تجربه مستقیم مدیریتی در سازمان، مطرح میشود. او در سالهای اخیر عضو شورای عالی فضای مجازی بوده و مواضعی بعضاً متفاوت با گذشته خود اتخاذ کرده است.
بازگشت او به سازمان از منظر تجربه مدیریتی قابل توجه است، اما برخی تحلیلگران معتقدند با توجه به تغییر فضای رسانهای و نیز مسیر سیاسی فعلی ضرغامی، احتمال بازگشت دوبارهاش به جام جم چندان بالا نیست. با این حال، تجربه پیشین او همواره باعث میشود نامش در چنین فهرستهایی تکرار شود.
عبدالرضا رحمانی فضلی
وزیر کشور دولت حسن روحانی نیز از جمله گزینههایی است که در برخی تحلیلها مطرح شده است. رحمانی فضلی طی سه دهه گذشته در سمتهای مختلف مدیریتی فعالیت داشته؛ از جمله ریاست دیوان محاسبات، وزارت کشور و همکاری با علی لاریجانی در مجلس و شورای عالی امنیت ملی.
برخی تحلیلگران، تجربه او در حوزههای امنیتی و اجرایی و نیز سابقه فعالیت در تیم مدیریتی صداوسیما در دورههای گذشته را امتیاز تلقی میکنند. از سوی دیگر، حضورش در دولت روحانی و نزدیکی به طیفهای میانهرو، ممکن است او را به گزینهای با رویکرد اعتدالیتر تبدیل کند. با این حال، همانند سایر اسامی، این موارد در حد تحلیل و گمانهزنی رسانهای باقی مانده است.
طرح این اسامی بیش از آنکه نشانه تصمیم قطعی درباره تغییر مدیریت در سازمان صداوسیما باشد، بازتابدهنده فضای تحلیلی و گمانهزنیهای سیاسی پیرامون آینده این نهاد است. از آنجا که رئیس سازمان با حکم رهبر انقلاب منصوب میشود، هرگونه تغییر در این سطح، نیازمند تصمیم در عالیترین سطح حاکمیت خواهد بود.