خورسند: رئیسجمهور و تیم اقتصادی در «گلدنتایم» اعتراضات سکوت کردند/اعتراض معلم با حقوق ثابت و بدون ضریب حق است/ بیعرضگی برخی نمایندگان، هزینهاش با نظام است/فقر ایمان را میبرد و مردم دست به هر کاری میزنند
«مهدی خورسند» کارشناس روابط بینالملل، روز سهشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۴ با حضور در استودیوی «شبکه خبری ایران۲۴»، به تبیین دیدگاههای خود درباره تهدیدات ژئوپلیتیکی ایالات متحده آمریکا و نقش ایران، چین و روسیه در حفظ توازن منطقهای و مقابله با رژیم صهیونیستی پرداخت.
وی در بخش پایانی از این گفتوگو همچنین عملکرد دولت پزشکیان در جریان اعتراضات و اغتشاشات اخیر دیماه ۱۴۰۵ را مورد بررسی قرار داد. مشروح این بخش از مصاحبه را در ادامه بخوانید و تماشا کنید.
ایران۲۴: در پایان، با توجه به اعتراضات اخیر که به اغتشاشات تبدیل شد، دولت پزشکیان را مدعیالعموم میدانید یا متهم؟
خورسند: سؤال سختی است، اما من دولت پزشکیان را در جایگاه متهم نمیبینم. من به سیاست تکنرخی شدن ارز دولت پزشکیان انتقاد دارم، اما نه از منظر متهمبودن دولت. در عین حال، به این موضوع هم انتقاد دارم که برخی وزرا و بعضاً سخنگوی دولت، جایگاه مدعیالعمومی را برای خود گرفتهاند. دولت در اینجا باید پاسخگو باشد.
در آغاز اعتراضات نسبت به مسئله گرانیها، بارها در صفحه شخصیام در فضای مجازی نقد کردم که چرا یک مقام دولتی نمیآید با مردم صحبت کند. چه خوب بود رئیسجمهور در فضایی که هنوز اعتراضات در بازار بود، با مردم گفتوگو میکرد. این کار انجام نشد. حتی سخنگوی دولت میتوانست در بین مردم حاضر شود. چهار وزیر اقتصادی میتوانستند یک میزگرد در بازار تهران برگزار کنند تا این صدا از بازار به کف جامعه منتقل نشود.
ما متأسفانه مدعی مدیریت بحران هستیم، اما از فرصت استفاده نکردیم. بهترین «گلدنتایم» این بود که رئیسجمهور، که ارتباط خوبی با مردم دارد، دست سه وزیر اقتصادی خود را میگرفت و به میان بازار میرفت. نیروهای امنیتی هم حضور داشتند، اما برخی معترضانی که بعدها به سمت اغتشاش رفتند که بعضی از آنها واقعاً معاند بودند و از آنسوی بام افتادند بسیاریشان تحت تأثیر فضا و جو قرار داشتند.
اگر رئیسجمهور با سه وزیر اقتصادی خود به دل بازار میرفت ـ بازاری که اگر دچار فروپاشی شود کل کشور از هم میپاشد شرایط متفاوت میشد. شما سیاستی اعمال کردید که نااطمینانی اقتصادی در کشور ایجاد کرد؛ دلار هر روز یک قیمت داشت. فرض کنید امروز هزار تومان میخرم و فردا دو هزار تومان میفروشم، اما دوباره باید با همان دو هزار تومان بخرم؛ در این وضعیت بازاری شکل نمیگیرد. ما نیامدیم سیاستها را برای مردم توجیه کنیم و این فرصت توجیه را از خود گرفتیم؛ یا ترسیدیم یا دچار روحیه محافظهکاری بودیم.
به نظر من دولت در این فضا کمکاری کرد، اما در جایگاه متهم نیست؛ در جایگاه پاسخگوست و باید پاسخگو باشد. حتی معتقدم نمایندگان مجلس نیز باید به میان طبقات مختلف جامعه بروند؛ با بازاریان و فرهنگیان گفتوگو کنند.
دیشب با یکی از مقامات نظامی شهرستانمان صحبت میکردم. او میگفت یک معلم بازنشسته را میشناسد که در روزهای نخست اعتراضات حضور داشت؛ روزهایی که اعتراض بود و بعد تبدیل به اغتشاش شد. برخی افراد واقعاً خود را از آن فضا جدا کردند. وقتی بعداً او را دیدم، گفت همسانسازی حقوق ما انجام نشده؛ حقوق ثابتی میگیریم و ضریبی برای آن در نظر گرفته نمیشود، در حالی که فرزند و نوه دارد، هزینه ازدواج و عید و سایر مخارج را دارد؛ حق دارد.
ببخشید، اما همه جامعه مبتلا به همین مسئلهاند. شاید نخواهم سطح یک گفتوگوی کارشناسی را پایین بیاورم، اما همه ما من، شما، عوامل تولید و سایر افراد تلاش میکنیم نانی بر سر سفره ببریم. همه درگیر معیشت هستیم. وقتی معیشت تنگ شود، همانطور که از مولا علی نقل شده، اگر فقر از دری وارد شود، ایمان از در دیگر خارج میشود. وقتی ایمان نباشد، انسان ممکن است برای سیر کردن خود دست به هر کاری بزند. ما نباید اجازه دهیم جامعه به این نقطه برسد.
خطاب من به نمایندگان مجلس است: از شوآف و کارهای نمایشی دست بردارید و به دل طبقات مختلف مردم بروید. این نظام به شما فرصت و امکانات داده است. در برخی نمایندگان مجلس، ناتوانی جدی میبینم و هزینه این ناتوانی را نظام جمهوری اسلامی میپردازد. بیعرضگی در گفتوگو با اقشار مختلف مردم، پیامد دارد.
فضایی ایجاد شد، موجی شکل گرفت، تیری به تخته خورد و شما نماینده مجلس شدید؛ حالا باید حضور پیدا کنید. اگر قبل از نمایندهشدن مهارت کافی نداشتید، اکنون که دو سال از دوره نمایندگیتان گذشته، خود را تقویت کنید، فن بیان بیاموزید، دغدغههای مردم را بشناسید و مطالبات آنها را به مجلس و ارکان دولتی منتقل کنید. تا کی نظام باید هزینه ناتوانی برخی کارگزاران خود را بدهد؟
این نظام موجودیتی جدا از ما ندارد؛ این من و شما هستیم که باید آن را مدیریت کنیم. نظام به ما فرصت داده و ما باید با توان، علم، دانش، ارتباطات و سخن خود، به مردم کمک کنیم و حلقه وصل مردم و حاکمیت باشیم. اتخاذ موضع انفعالی و نمایشی، دردی از جامعه دوا نمیکند.
در این فضا، معتقدم دستگاه قضایی نیز باید در تخلفات اقتصادی، ورود جدیتر و علمیتری داشته باشد تا مردم نتیجه را لمس کنند. مردم امروز از من میپرسند: شما سلطان سکه را زمانی که سکه چهار میلیون تومان بود گرفتید؛ امروز که سکه به ۲۰۰ میلیون تومان رسیده، چه پاسخی دارید؟ من پاسخی ندارم و دستگاه قضایی هم پاسخ روشنی ارائه نمیدهد. ما باید با مفسدان اقتصادی برخورد کنیم.
دایره تمام صحبتهای امروز من اقتصادی است. مشکل امروز جامعه ما اقتصادی است. دشمن از هیچ طریقی نتوانست به ما ضربه بزند، اما اقتصاد در حال تبدیلشدن به پاشنه آشیل ماست. اگر نتوانیم در حکمرانی خود این مسائل را جبران کنیم، آسیب خواهیم دید و این آسیب برای ما هزینهساز خواهد بود.