از «قیصر» تا «رستم»، روایت سلحشوری در اثر جدید رضا صادقی
به گزارش ایران۲۴، در ادبیات فارسی، حماسه به روایت دلاوریها و کنشهای قهرمانانه اشاره دارد؛ مفهومی که در آثاری چون شاهنامه به اوج خود رسیده است. در قطعه جدید رضا صادقی ، حماسه بازگویی یک داستان قهرمانانه با شیوهای از بیان هنری است که با استفاده از عناصر هنری نوستالژیک در پیوند با اساطیر ایرانی از رستم و خوان هفتم و شکست دیو سپید تا تختی و جهانآرا را به قیصر سینمای ایران و حماسهای در دل کوی و برزن، گره میزند تا این حس حماسی از همیشه خودمانیتر و ملموستر باشد.

در عین حال، بهره از عناصر صوتی، ریتمیک و اجرایی خاص، حس شکوه، اقتدار، مبارزه و همبستگی را در مخاطب برمیانگیزد.
این قطعه وطنی کوتاه یک دقیقه و سی ثانیهای، با تم قیصر و ورودی با تونالیته چهارگاه در چند میزان اولیه، حس حماسه را با انتقال سریع به دستگاه نوا، به دلتنگی نوستالژیک پیوند میزند تا مخاطب را در این مسیر سلحشوری با خود، همراه کند.

به بیان دیگر، موسیقی حماسی رضا صادقی تجربهای جمعی میآفریند که شنونده را در فضای روایی و عاطفی یک رخداد بزرگ تاریخی و اسطورهای قرار میدهد.
روایت این موسیقی حماسی در بستر رخدادهای اساطیری، تاریخی، ورزشی و تا دفاع مقدس شکل گرفته تا روایتی از مقاومت و مبارزه به دست دهد.

موسیقی اینجا یادآوری حافظان حافظه جمعیست، از این منظر، هم کارکرد هنری دارد و هم کارکرد اجتماعی و تاریخی.
یکی از بارزترین شاخصههای اثر مذکور، استفاده از ریتم دوضربی منظم و قدرتمند است که زنگوله و ضرب باستانی و اشاره به موتیف اول موسیقی فیلم قیصر مسعود کیمیایی، حماسه را به دل کوچه و بازار میآورد. این ریتمها تداعیکننده حرکت، رژه، تاخت اسب یا پیشروی در میدان نبرد است. همچنین، تأکید بر ضرب قوی و استفاده از سازهای کوبهای، حس پویایی و قدرت را تقویت میکند.

در این قطعه، استفاده از فواصل چهارم و پنجم درست از نظر شنیداری حس استحکام و شکوه ایجاد میکنند. جهشهای ملودیک وسیع، بهویژه در بخشهای اوج، حالتی رجزخوانانه به ملودی بخشیدهاند.
البته اینجا، خواننده بر خلاف شیوه متداول موسیقی حماسی، از گستره وسیعی از صدا استفاده نمیکند و اجرای مینیمال و حفظ سبک و سیاق همیشگی رضا صادقی، روایت حماسه را ملموستر، امروزیتر و خودمانیتر میکند تا حس همذاتپندارانه ایجاد کند.ازینرو در این اثر خبری از اوجخوانیهای بسیار بلند و تحریرهای کشیده نی
این اثر ساختاری روایی دارد؛ به این ترتیب با بخش دیالوگ ماندگار فیلم قیصر و خونخواهی دایی برای ایجاد حس جانفشانی و سلحشوری در قیصر در انتقام خون برادر، آغاز میشود که در نوع خود تازگی دارد. سپس، کلام وارد بخشهای اسطورهای میشود.
تکرار موتیفهای خاص، تأکید بر نام قهرمانان و روایت اپیزودیک از ویژگیهای ساختاری اثر مذکور است.
موسیقی که بن مایه حماسی داشته باشد، همواره فراتر از یک اجرای هنری صرف است. در بسیاری از بخشهای آهنگ، مرز میان حماسه و سوگ از میان میرود و گونهای «سوگحماسه» شکل میگیرد؛ آثری که در عین بیان اندوه، شکوه و غرور را نیز منتقل میکند.

اثر حماسی جدید رضا صادقی نقشی هویتساز دارد. بازخوانی روایتهای قهرمانانه، حس همبستگی قومی و ملی را تقویت میکند و ارزشهایی چون شجاعت، وفاداری، عدالتخواهی و مقاومت را به شنونده القا میکند.
موسیقی حماسی را میتوان تلاقی تاریخ، ادبیات و موسیقی دانست. این اثر موسیقایی با بهرهگیری از ساختار روایی مینیمال، تجربهای جمعی از شکوه و مقاومت میآفریند که نهتنها روایتگر دلاوریهای گذشته، بلکه ابزار بازتولید هویت و حافظه تاریخی است. به همین دلیل، روح حماسه را در جامعه جاری نگاه میدارد.
