>

حماسه در نغمه تال و تمبک لرستان

حماسه در نغمه تال و تمبک لرستان
بخش مهمی از موسیقی حماسی لرستان، بازتابی از مقاومت‌های محلی در برابر نیروهای مهاجم یا دولت‌های مرکزی در دوره‌های مختلف تاریخی است؛ به‌ویژه در اواخر قاجار و اوایل قرن بیستم که درگیری‌های ایلی و تحولات سیاسی، زندگی مردم را تحت‌تأثیر قرار داد.
نویسنده : علیرضا سپهوند
کد خبر : ۴۱۰۵۱

به گزارش ایران۲۴، موسیقی لرستان، برخاسته از زیست کوهستانی و تاریخ پرحادثه مردمانی است که در دامنه‌های زاگرس با کوچ، نبرد، سوگ و شادی زیسته‌اند. در این جغرافیا، نغمه تنها برای طرب نیست؛ روایتگر ایستادگی، غیرت ایلی و خاطره جمعی است. جنبه حماسی در موسیقی لری، از دل روایت‌های شفاهی و فرهنگ عشایری برآمده و در قالب مقام‌ها، ترانه‌ها و اجراهای پرشور تداوم یافته است.

کد ویدیو

حماسه به‌مثابه حافظه تاریخی

بخش مهمی از موسیقی حماسی لرستان، بازتابی از مقاومت‌های محلی در برابر نیروهای مهاجم یا دولت‌های مرکزی در دوره‌های مختلف تاریخی است؛ به‌ویژه در اواخر قاجار و اوایل قرن بیستم که درگیری‌های ایلی و تحولات سیاسی، زندگی مردم را تحت‌تأثیر قرار داد. در چنین بستری، ترانه‌ها کارکردی فراتر از سرگرمی یافتند: آن‌ها به ابزار حفظ خاطره، انتقال روایت قهرمانان و تهییج جمعی بدل شدند.

در این آثار، قهرمان اغلب یک سردار، یک دلیر ایلی یا حتی یک چهره گمنام مردمی است که در برابر ظلم ایستاده است. لحن اجرا معمولاً پرقدرت، ریتم‌ها کوبنده و سازها ـ به‌ویژه کمانچه لری، سرنا و دهل ـ نقش اساسی در القای حس رزم دارند. تکرار مصرع‌ها و ترجیع‌بندها نیز به هم‌خوانی جمعی و ایجاد شور می‌انجامد؛ عنصری که برای موسیقی حماسی حیاتی است.

«دایه دایه»؛ پیوند سوگ و مقاومت

بی‌تردید مشهورترین قطعه حماسی لرستان، ترانه «دایه دایه» است؛ اثری که به نوعی سرود غیررسمی مقاومت لری به‌شمار می‌آید. این ترانه ریشه در مبارزات مردم لر در دوره‌های مختلف دارد و با زبانی عاطفی اما لحنی استوار، روایتگر ایستادگی است.

«دایه دایه» نمونه‌ای روشن از پیوند سوگ و حماسه است؛ جایی که مادر خطاب قرار می‌گیرد اما مضمون، فراخوان به مقاومت است. خطاب به «دایه» (مادر)، بار عاطفی اثر را افزایش می‌دهد، اما در پس این عاطفه، روحیه سلحشوری و عزم رزم موج می‌زند. همین دوگانگیِ سوگ و حماسه، به اثر عمق و ماندگاری بخشیده است.

از مهم‌ترین اجراهای این قطعه می‌توان به اجرای زنده‌یاد رضا سقایی اشاره کرد؛ خواننده‌ای که صدای چپ کوک و پرطنینش، روح حماسی موسیقی لری را نمایندگی می‌کرد. اجرای او از «دایه دایه» هنوز هم برای بسیاری از لرها یادآور غیرت و هویت قومی است. همچنین محمد میرزاوندی با بازخوانی این اثر در دوران جنگ تحمیلی ایران و عراق، آن را به نسل‌های جدید معرفی کرد و نشان داد که این حماسه همچنان زنده است.

مقام‌ها و ترانه‌های حماسی دیگر

در کنار «دایه دایه»، موسیقی لرستان سرشار از مقام‌ها و ترانه‌هایی است که مضامین رزم و دلاوری دارند. برخی از این قطعات به‌طور مستقیم به نبردها و شخصیت‌های تاریخی اشاره می‌کنند و برخی دیگر، به‌صورت نمادین از شجاعت، اسب، تفنگ و کوه سخن می‌گویند؛ عناصری که در فرهنگ ایلی، نشانه قدرت و استقلال‌اند. از جمله این قطعات مشهور می‌توان به «کرمی» یاد کرد. قطعه‌ای که برگرفته از نام یکی از مبارزین قوم لر در دوران قاجار است که در برابر ناعدالتی حکومت مرکزی سربرمی‌آورد. یا قطعه «تفنگ» با اجرای ماندگار زنده‌یاد «رضا سقایی» که با وصف تفنگ به عنوان معشوقه‌ای خیالی و انتزاعی، آن را عشقی می‌داند که در آن ایام می‌تواند برای نیل به سربلندی قوم، بهترین یار و همراه باشد.

مقام‌های سازی که با سرنا و دهل اجرا می‌شوند، در آیین‌های جمعی و گاه در بدرقه جنگاوران نواخته می‌شدند. ریتم‌های تند و ضرباهنگ‌های منظم این قطعات، کارکردی تهییجی داشته و احساس همبستگی را تقویت می‌کرده است. حتی در برخی سوگ‌سروده‌ها نیز، لایه‌ای از حماسه نهفته است؛ گویی مرگ دلیران نه پایان، که آغاز جاودانگی آنان در حافظه قومی است. مقام‌هایی چون «سوار هه» مختص ساز سرنای لرستان یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های مقام‌های سازی یا بی‌کلام در ژانر موسیقی حماسی محسوب می‌شود.

خوانندگان و راویان حماسه

جنبه حماسی موسیقی لرستان تا حد زیادی مدیون خوانندگانی است که با شیوه اجرایی خاص خود، این آثار را جان بخشیده‌اند. در میان آنان، نام رضا سقایی جایگاهی ویژه دارد. او با تسلط بر تحریرهای بومی و تلفیق آن‌ها با تحریرها و فنون آوازی موسیقی ردیف‌دستگاهی ایرانی و قدرت بیان کم‌نظیر و کوک منحصر به فردش در محدوده سوپرانو، توانست موسیقی لری را ازمرزهای محلی فراتر ببرد و به سطح ملی معرفی کند. صدای او در قطعات حماسی، ترکیبی از صلابت و اندوه است؛ همان ویژگی‌ای که روحیه مردم لر را بازتاب می‌دهد.

محمد میرزاوندی نیز از دیگر چهره‌های شاخص این حوزه است که با حفظ اصالت لحن لری و بهره‌گیری از تنظیم‌های جدید، به تداوم این سنت کمک کرده است. افزون بر این دو، بسیاری از خوانندگان محلی و کمتر شناخته‌شده در روستاها و ایل‌ها، حاملان اصلی این میراث‌اند؛ کسانی که بی‌هیاهوی رسانه‌ای، حماسه‌ها را نسل به نسل منتقل کرده‌اند.

حماسه در امروز لرستان

امروز، موسیقی حماسی لرستان تنها یادگار گذشته نیست؛ بلکه بخشی از هویت زنده مردم این خطه است. در جشنواره‌های محلی، آیین‌های قومی و حتی گردهمایی‌های اجتماعی، اجرای قطعات حماسی همچنان شور می‌آفریند. این آثار، علاوه بر کارکرد هنری، نقش مهمی در تقویت حس تعلق و غرور قومی دارند.

با گسترش رسانه‌های دیجیتال، قطعاتی چون «دایه دایه» بار دیگر در فضای مجازی بازنشر می‌شوند و مخاطبان گسترده‌تری می‌یابند. نسل جوان نیز با بازخوانی و تنظیم‌های تازه، تلاش می‌کند این میراث را با زبان امروز پیوند بزند؛ بی‌آنکه از ریشه‌های تاریخی و معنایی آن جدا شود.قطعه‌ای همچون دایه دایه آنچنان اثرگذار بوده که بسیاری از موسیقیدانان غیر لر نیز با الهام از آن به آفرینش آثار حماسی روی آورده‌اند. برای نمونه، کامبیز روشن‌روان آهنگساز شناخته شده کشورمان، دست کم در دو موومان از سمفونی معروف «فلک‌الافلاک» خود ز قطعه «دایه دایه» بهره برده است.

در نهایت، می‌توان گفت حماسه در موسیقی لرستان نه صرفاً یک مضمون، بلکه شیوه‌ای از زیستن و روایت کردن است. از دل کوه‌های زاگرس، آواهایی برمی‌خیزد که داستان مقاومت، عشق به سرزمین و حرمت مادر را در هم می‌آمیزد؛ آواهایی که همچنان، با هر بار اجرا، خاطره دلاوری‌های گذشته را زنده می‌کنند و به آینده پیوند می‌زنند.

استاد فرج علیپور سرشناس‌ترین موزیسین معاصر استان لرستان و نوازنده نامدار کمانچه لری در مورد قطعه حماسی «دایه دایه» و کلا در مورد حماسه در موسیقی لرستان می‌گوید: «دایه دایه نماد موسیقی حماسی لرستان است. بسیار کهن است. مربوط به دورانی است که مردم مشکلات فراوانی داشتند با حکومت مرکزی. جنگ‌های مختلفی در منطقه درمی‌گرفت و نغماتی برای آن نبردها و دلاوری‌ها سروده می‌شد و به فراخور زمان به تکامل می‌رسید. البته این را هم بگویم که تنها «دایه دایه» نیست و آهنگ حماسی که واقعا برآمده از جنگ و مقاومت قوم لر آفریده شده، زیاد داریم.»

«در آن زمان نوازندگان حتی در میدان جنگ حضور داشت‌اند مثل شخصی به نام «دَلی» که هم نوازنده بوده هم در نبرد حضور داشته و مبارزه می‌کرده است. و در حین جنگ حواسشان به رشادت‌ها نیز بوده و آن‌ها را در قالب سرود و نغمات حماسی ثبت می‌کردند. حتی دقت می‌گردند که ببینند تیراندازی کدام مبارز بهتر بوده است و اینها را در سروده‌ها ذکر می‌کردند. به نوعی می‌توان گفت، امثال «دلی» کار ثبت دوربین امروزی را انجام می‌دادند. آهنگ‌هایی چون «سپهدار«. «بمیرم» یا همین «دایه دایه» و «کرمی» برآمده از همان دوران هستند.»

«دایه دایه» آنقدر گیرا و زیبا است که به فراخور دوران و زمان‌های مختلف، هنرمندان تنظیم‌ها و سازبندی‌های متنوعی روی آن کار کرده‌اند و همین باعث تکامل تدریجی این قطعه شده است. اشعار به کار رفته در این اثر هم در طی زمان، هم تغییر یافته‌اند، کم و زیاد یا جابجا شده‌اند اما ملودی و موتیف اصلی، همان است که بوده و هم اکنون هم می‌شنویم. من خودم هر وقت این آهنگ را در جای جای جهان اجرا می‌کنم، احساس غرور به من دست می‌دهد. دقیقا مثل سرود «ای ایران» وقتی که اجرا می‌شود و حسی که به آدم دست می‌دهد، همین حس را در مورد «دایه دایه» دارم. در تمام اجراهایم بدون استثنا همه مخاطبین و حاضرین در سالن، موقع اجرای «دایه دایه» آن را با من همخوانی می‌کنند.»

| ارسال نظر