>

نوستالژی پهلوی؛ نشانه یا مساله؟

نوستالژی پهلوی؛ نشانه یا مساله؟
ریشه یابی اینکه آیا نوستالژی بازگشت پهلوی، نشانه‌ای از یک بازگشت است یا صرفاً فریادی از سرِ استیصال؟ بیشتر نشان دهنده بازگشت ناشی از سرریز نارضایتی‌های اجتماعی است که امروز خود را در قالب تاریخ‌گرایی نمایشی بروز می‌دهد.
نویسنده : رحمت رمضانی
کد خبر : ۳۹۵۲۶

به گزارش ایران ۲۴، برنامه «مجال» در تازه‌ترین گفت‌وگوی خود، میزبان محمد‌رضا کایینی، پژوهشگر تاریخ و روزنامه‌نگار، شده است تا ریشه‌یابی کند چرا برخی تحولات اخیر را نشانه بازگشت «پهلوی‌گرایی» می‌دانند. اما آیا این تحلیل، تصویری واقعی از وضعیت جامعه ارائه می‌دهد؟ کایینی معتقد است آنچه امروز به عنوان «پهلوی‌گرایی» دیده می‌شود، چیزی بیش از «سرریز نارضایتی اجتماعی» نیست؛ نارضایتی‌ای که ریشه در فشار‌های معیشتی و احساس بی‌عدالتی دارد و در فقدان رهبری مشخص، خود را به هر نمادِ در دسترسی پرتاب می‌کند. در این مصاحبه، به ژرفای این پدیده و نقش تاریخ‌گویی در دنیای امروز پرداخته‌ایم.
برخی تحولات اخیررا نشانه بازگشت پهلوی‌گرایی می‌دانند. آیا با این تحلیل موافقید؟
 به‌نظر من این یک خطای تحلیلی است. نه فراخوانی در کار بوده، نه رهبری مشخصی، نه جریانی که ظرفیت ایجاد چنین موجی را داشته باشد. آن‌چه می‌بینیم، سرریز نارضایتی اجتماعی است که خودش را به شکل‌های مختلف نشان می‌دهد. امروز پهلوی است، اگر آن نباشد، فرد یا نماد دیگری جایگزین می‌شود. مسئله شخص یا خاندان نیست. 
این نارضایتی دقیقاً از کجا می‌آید؟ 
ریشه اصلی درمعیشت و زندگی روزمره مردم است؛ در دو دوتا چهارتای زندگی. وقتی فشار اقتصادی، احساس تبعیض و بی‌عدالتی وجود دارد، جامعه مستعد پذیرش روایت‌های جایگزین می‌شود. شما می‌توانید ساعت‌ها درباره تاریخ صحبت کنید، اما تا وقتی درد اصلی درمان نشود، شنیده نمی‌شود. 
پس نقش تاریخ و آگاهی تاریخی چیست؟ برخی می‌گویند نسل جدید تاریخ پهلوی را نمی‌شناسد. واقعیت این است که بسیاری از نوجوانان و جوانان امروز اساساً تصویری از آن دوره ندارند؛ نه تصویردرست و نه حتی غلط منسجم. آن‌چه وجود دارد، مجموعه‌ای از محتوا‌های اینستاگرامی واحساسی است که شناخت محسوب نمی‌شود. شناخت تاریخی از پژوهش روشمند می‌آید، نه ازفضای مجازی. اما چرااین روایت‌های سطحی این‌قدر اثرگذار شده‌اند؟ چون روی بستر نارضایتی سوار شده‌اند. وقتی جامعه احساس کند عدالت نسبی وجود ندارد، حتی یک روایت ضعیف و ابطال‌شده هم می‌تواند جذاب شود. این‌جا مسئله تاریخ نیست؛ تاریخ فقط زبان اعتراض شده است. 

به سریال‌ها و تولیدات فرهنگی هم اشاره می‌شود؛ مثل بازتاب‌هایی که برخی آثار نمایشی ایجاد کرده‌اند. 
اگر همین آثار در دهه ۶۰ ساخته می‌شدند، چنین واکنشی نمی‌گرفتند. آن زمان، با وجودجنگ و سختی، مردم احساس می‌کردند فشار‌ها عمومی است و مسئولان شبیه خودشان زندگی می‌کنند. امروز این احساس کمتر وجود دارد و همین باعث می‌شود یک روایت نمایشی، بیش ازاندازه برجسته شود. برخی معتقدند رسانه‌های خارجی عامدانه روی پهلوی تمرکز می‌کنند. تحلیل شما چیست؟
 این انتخاب کاملاً ابزاری است. پهلوی‌ها برای غرب «امتحان پس‌داده» هستند؛ هم از نظر وابستگی تاریخی و هم از نظر قابلیت کنترل. این تمرکز به‌معنای مقبولیت اجتماعی واقعی نیست، بلکه استفاده از یک نماد آماده است.
آیا پاسخ تاریخی به شبهات پهلوی کافی نیست؟ 
نه. من می‌توانم همه شبهات تاریخی مربوط به رضاخان ومحمدرضاشاه را مستند پاسخ بدهم؛ از کودتا و سرکوب مجلس تا وابستگی خارجی. امامسئله حل نمی‌شود، چون مسئله اصلی جای دیگری است. تاریخ‌گویی بدون ترمیم وضعیت اجتماعی، تأثیر ندارد.
در نهایت، راه‌حل را در چه می‌بینید؟
راه‌حل فوری وجود ندارد، اما مسیر روشن است. کاهش فشارمعیشتی، ترمیم احساس عدالت و ایجاد گشایش واقعی در زندگی مردم. تا وقتی این اتفاق نیفتد، هر روز یک نماد جدید برای اعتراض ساخته می‌شود. اگر پهلوی نباشد، نام دیگری جای آن را می‌گیرد.

| ارسال نظر