از فردید تا ترامپ: داریوش آشوری و تأیید ضمنی «جنگطلبی پهلوی»
به گزارش ایران۲۴، وقتی تصویری از داریوش آشوری، آن مترجم نیچه و نظریهپرداز «زبان باز»، در کنار رضا پهلوی منتشر میشود، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک «دیدار فرهنگی» یا «گفتگو درباره گذار» خواند. این دیدار، در بستر واقعیاش، تأییدی است بر پروژهای که رضا پهلوی سالهاست با دعوت صریح از دونالد ترامپ و تبلیغ «فشار حداکثری» و گزینهی نظامی پیگیری میکند. آشوری با حضور در این محفل، نه فقط سنت فکری خود را به پایان رساند، بلکه عملاً با جنگطلبی پهلوی همصدا شد؛ جنگطلبیای که ایران را به میدان آزمایش «تغییر رژیم از بیرون» تبدیل میکند.
سنت فکری آشوری همیشه آکنده از تناقض بود. او که روزگاری در نقد غربزدگی آلاحمد به فردید نزدیک شد و برای مدتی در حلقهی او چرخید، بهزودی همان فردید را «فیلسوف شیطانی» خواند و پروژهی «مدرنسازی جان پریشان ایران» را جایگزین کرد. اما این مدرنیتهی او چه بود؟ زبانی «باز» برای پذیرش کامل تمدن غربی، سکولاریسمی که ریشههای عرفانی-شیعی فرهنگ ایرانی را میبرید، و در نهایت، پناه بردن به همان «مدرنیتهی طاغوتی» که پهلوی اول و دوم نماد سیاسی آن بودند. حالا در ۸۷ سالگی، این مسیر به نقطهی نهایی خود رسیده: همنشینی با وارثی که بارها ترامپ را «دوست ایران» خوانده، از «فشار حداکثری» حمایت کرده و تغییر را نه از درون مردم ایران، بلکه از بمبافکنهای آمریکایی طلبیده است.
رضا پهلوی در سالهای اخیر بارها نشان داده که راهکارش برای «گذر» از جمهوری اسلامی، دعوت از سیاستمداران جنگطلب آمریکایی است. دیدارهایش با ترامپ، لابی برای تحریمهای فلجکننده، و تأکید بر «همه گزینهها روی میز» (که زبان دیپلماتیک همان جنگ است)، او را به چهرهای تبدیل کرده که استقلال ایران را قربانی بازگشت به دربار میکند. آشوری، با حضور در این دیدار، عملاً این خط را تأیید کرده است. روشنفکری که روزگاری از «غربزدگی» حرف میزد، امروز در عمل به مدافع «غربطلبی نظامی» بدل شده؛ گویی مشکل ایران نه تهاجم خارجی، که کافی نبودن فشار خارجی بوده!
این همراهی، بیش از یک اشتباه شخصی، نشاندهندهی bankrupcy کامل پروژهی روشنفکری سکولار-لیبرال ایرانی است. آشوری که از چپ تودهای به نیروی سوم، از فردید به نیچه، و از نیچه به پهلوی رسید، در نهایت ثابت کرد که روشنفکر «مدرن» ایرانی، وقتی به بنبست میرسد، به دامان همان امپریالیسمی پناه میبرد که انقلاب ۵۷ آن را بیرون راند. دعوت پهلوی از ترامپ و جنگطلبیاش، نه یک تاکتیک، که essence پروژهی اوست: تغییر از بالا، با بمب و دلار، نه با ارادهی مردمی.
از منظر یک خبرنگار اندیشه که سالها شاهد چرخشهای این قبیل چهرهها بوده، این دیدار غمانگیزترین تأیید ممکن است بر این واقعیت: آنها که از «دموکراسی» و «سکولاریسم» حرف میزنند، در عمل آمادهاند ایران را به میدان جنگ خارجی بکشانند تا «شاهزاده» برگردد. ایران امروز به اندیشهای نیاز دارد که نه در «زبان باز» برای ترامپ، بلکه در عمق مقاومت بومی و استقلال ملی ریشه داشته باشد. آشوری با این دیدار، نه فقط خودش را، که بخش بزرگی از روشنفکری تبعیدی را در برابر تاریخ مسئول کرد: مسئول تأیید جنگطلبیای که خون جوانان ایرانی را هدف قرار میدهد.
تاریخ این لحظه را بهعنوان نقطهی آشکار شدن انحطاط یک سنت فکری ثبت خواهد کرد؛ سنتی که از نقد غرب شروع شد و به دعوت از جنگ با غرب ختم گردید.