>

تمرکز قدرت تهران را به مرکز نارضایتی ملی و شکنندگی اجتماعی تبدیل کرده است

تمرکز قدرت تهران را به مرکز نارضایتی ملی و شکنندگی اجتماعی تبدیل کرده است
رئیس کمیته حقوق شهروندی شورای شهر تهران، نوشت: انباشت تصمیم‌گیری در پایتخت نه‌تنها کارآمدی نداشته بلکه نارضایتی‌ها را در تهران متمرکز کرده و خطر تبدیل‌شدن این شهر به کانون بحران‌های ملی را افزایش داده است. او می‌گوید راه‌حل، تمرکززدایی واقعی، واگذاری اختیار و منابع به سطوح محلی و ایجاد سازوکارهای پاسخ‌گویی شفاف است تا از تبدیل نارضایتی به بحران فراگیر جلوگیری شود.
نویسنده : مهدی اقراریان
کد خبر : ۴۰۷۳۳

به گزارش گروه سیاسی «شبکه خبری ایران۲۴»، «مهدی اقراریان» عضو و رئیس کمیته حقوق شهروندی و نظارت شورای اسلامی شهر تهران، در یادداشتی اختصاصی با عنوان «تمرکز قدرت، تمرکز نارضایتی تهران و شکنندگی اجتماعی در حکمرانی متمرکز» برای « شبکه خبری ایران۲۴»؛ نوشت:تهران تنها محل تمرکز نهادهای قدرت سیاسی و اداری نیست؛ به‌تدریج به محل تمرکز نارضایتی‌های اجتماعی نیز تبدیل شده است. این هم‌زمانی تصادفی نیست. در نظام‌های متمرکز، همان‌گونه که تصمیم‌گیری در مرکز انباشته می‌شود، پیامدهای ناکارآمدی نیز در همان نقطه متراکم می‌گردد. تهران امروز، نمود عینی این قاعده است.
در دهه‌های اخیر، بخش عمده‌ای از قدرت تصمیم‌گیری—از سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی گرفته تا تنظیم‌گری‌های کلان—در پایتخت متمرکز شده است. این تمرکز، اگر با کارآمدی، پاسخ‌گویی و توزیع عادلانه منافع همراه بود، می‌توانست مزیتی حکمرانی باشد. اما در غیاب این مؤلفه‌ها، تمرکز قدرت به تمرکز نارضایتی انجامیده است؛ وضعیتی که هم برای پایتخت و هم برای ثبات ملی پرهزینه است.
نارضایتی اجتماعی در تهران، صرفاً حاصل مشکلات شهری نیست. بخش قابل‌توجهی از این نارضایتی، از سایر نقاط کشور به پایتخت «منتقل» شده است. مهاجرت گسترده، تمرکز جمعیت‌های متنوع با انتظارات متفاوت، و انباشت مسائل حل‌نشده، تهران را به میدان بروز تعارض‌هایی تبدیل کرده که منشأ آن‌ها اغلب بیرون از این شهر است. تهران صحنه است، نه ریشه.
از منظر حکمرانی، این تمرکز نارضایتی یک علامت هشدار جدی است. زیرا هرچه فاصله میان محل تصمیم‌گیری و محل اثرگذاری تصمیم‌ها بیشتر شود، احساس بی‌عدالتی و بی‌صدایی افزایش می‌یابد. وقتی مردم تصور می‌کنند تصمیم‌ها «در جایی دیگر» و «بدون مشارکت آن‌ها» گرفته می‌شود، حتی سیاست‌های درست نیز با مقاومت اجتماعی مواجه خواهند شد.
در چنین شرایطی، حکمرانی نمایشی به‌تدریج جایگزین حکمرانی حرفه‌ای می‌شود. تمرکز بر مدیریت صحنه، کنترل مقطعی بحران‌ها و پاسخ‌های کوتاه‌مدت، به‌جای اصلاحات ساختاری. این رویکرد، شاید در کوتاه‌مدت از شدت تنش‌ها بکاهد، اما در بلندمدت، خود به منبع نارضایتی جدید بدل می‌شود؛ زیرا مسئله حل نشده، بلکه پنهان شده است.
تهران به‌دلیل جایگاه نمادین خود، نخستین محل بروز این نارضایتی‌هاست. هر ناکارآمدی در سیاست مسکن، هر ناترازی در اقتصاد، و هر خلأ در عدالت اجتماعی، در پایتخت سریع‌تر و پررنگ‌تر دیده می‌شود. این ویژگی، تهران را به شاخص حساس سلامت حکمرانی تبدیل کرده است؛ شاخصی که نادیده‌گرفتن آن، پرریسک است.
تمرکز نارضایتی، همچنین پیامد مستقیم ضعف در پیوست عدالت در حکمرانی و نظام تصمیم‌گیری است. تصمیم‌هایی که بدون توجه به اثرات توزیعی و فضایی اتخاذ می‌شوند، به‌طور ناخواسته احساس تبعیض را تقویت می‌کنند. وقتی هزینه‌های سیاست‌ها بر دوش گروه‌ها یا مناطق خاصی می‌افتد، اما منافع آن به‌طور نامتوازن توزیع می‌شود، نارضایتی اجتناب‌ناپذیر است.
از منظر امنیت نرم و ثبات اجتماعی، تمرکز نارضایتی در یک نقطه جغرافیایی، خطرآفرین است. نه از آن جهت که نارضایتی ذاتاً تهدید است، بلکه به این دلیل که فقدان کانال‌های مؤثر گفت‌وگو و حل مسئله، آن را به بحران تبدیل می‌کند. حکمرانی حرفه‌ای، به‌جای مهار نارضایتی، به شنیدن، تحلیل و پاسخ‌دادن به آن می‌اندیشد.
راه برون‌رفت از این وضعیت، نه در پراکندن ظاهری نارضایتی، بلکه در پراکندن قدرت تصمیم‌گیری است. تمرکززدایی واقعی—نه صوری—می‌تواند فاصله میان مردم و تصمیم‌گیران را کاهش دهد و احساس مشارکت و مالکیت اجتماعی را تقویت کند. این امر، مستلزم واگذاری اختیار، منابع و مسئولیت به سطوح محلی و منطقه‌ای است؛ همراه با نظام پاسخ‌گویی شفاف.
بازسازی سرمایه اجتماعی، در این چارچوب، به‌معنای بازگرداندن حس اثرگذاری به جامعه است. مردم زمانی دوباره به نهادهای حکمرانی اعتماد می‌کنند که ببینند صداهایشان شنیده می‌شود و مسائلشان در همان سطحی که بروز کرده، حل‌وفصل می‌گردد. تمرکز همه چیز در تهران، این امکان را از بین می‌برد.
تهران اگرچه پایتخت سیاسی کشور است، اما نباید پایتخت نارضایتی‌ها باقی بماند. ادامه این مسیر، فشار مضاعفی بر مدیریت شهری، نهادهای ملی و سرمایه اجتماعی وارد می‌کند. در مقابل، حرکت به‌سوی توسعه متوازن ملی و حکمرانی حرفه‌ای، می‌تواند تهران را از میدان تنش، به مرکز هماهنگی و حل مسئله تبدیل کند.
تمرکز قدرت، انتخابی حکمرانی بوده است؛ تمرکز نارضایتی، پیامد آن. تغییر پیامد، بدون اصلاح انتخاب اولیه ممکن نیست. این واقعیتی است که تهران امروز، بی‌پرده به ما یادآوری می‌کند.

| ارسال نظر