مقدرات انسان قابل تغییر است؟
به گزارش ایران۲۴ از ایرنا، آیت الله محمدتقی مصباح یزدی در شرح مناجات شعبانیه گفت: «و نفعی و ضری»؛ یعنی درست است که مقدرات انسان طراحی و برنامهریزی شده است، ولی تا به مقام عمل نرسیده، خدا میتواند آن را تغییر بدهد.
ویژگیهای پروردگار
«و تعلم ما فی نفسی و تخبر حاجتی و تعرف ضمیری و لا یخفی علیک أمر منقلبی و مثوای و ما أرید به من منطقی و اتفوه به من طلبتی و ارجوه لعاقبتی و قد جرت مقادیرک علیّ یا سیدی فیما یکون منی الی اخر عمری من سریرتی و علانیتی و بیدک لا بید غیرک زیادتی و نقصی و نفعی و ضری؛ و تو میدانی آنچه را که در سینه من است و از حاجت من خبر داری و درون من را میشناسی و پایان تحولات و توقفگاه من بر تو پوشیده نیست و آنچه که میخواهم بگویم و حاجتم را بر زبان بیاورم و برای پایان کار خود امیدوارم، میدانی.ای خدای من قضا و قدر تو بر من تا پایان عمر خواه نهان و خواه آشکار جاری شده است و زیادی و نقصان و نفع و ضرر من به دست تو است نه به دست دیگری».
انسان در حال مناجات باید از یکسو خود و کاستیها و ضعفهای خود، و از سوی دیگر خصوصیّات و ویژگیهای خداوند را که با او مواجه است ببیند. در این فراز از مناجات شعبانیه به ویژگیهای پروردگار اشاره میشود که عبارتند از:
۱. علم الهی نسبت به حال و موقعیّت انسان
اولین ویژگی خداوند که در این فراز به آن اشاره شده، علم و آگاهی وسیع و همهجانبه خدا به انسان است. چون هرگز به کسی که شناختی از انسان نداشته، موقعیّت او را ندانسته و امکان فریب خوردن او وجود دارد، نمیتوان پناه برد و با او مناجات کرد. علم الهی با چند عبارت مطرح شده است:
الف) «تعلم ما فی نفسی» انسانی که میداند خداوند از تمام ابعاد وجودی او با اطلاع است، نمیتواند آنگونه که در مقابل انسانهای دیگر نقش بازی میکند، خود را برای خداوند به گونهای کاذب جلوه دهد، بلکه باید صادقانه، در مقابل خدایی که از تمام اسرار وجودی او با اطلاع است حاضر شود و چیزی را نپوشاند و در مقام فریبکاری و دروغگویی بر نیاید.
ب: «تخبر حاجتی» خدایا، تو بهتر از من از نیازهایم خبر داری. گاهی انسان به نیازمندیهای خود توجه ندارد و تنها بر اثر فشار یک سلسله غرائز حیوانی از قبیل گرسنگی و تشنگی و سرما و گرما و شهوت میفهمد که غذا، آب، وسایل گرمکننده و سردکننده، همسر و مسکن میخواهد، ولی هزاران نیاز دیگر است که انسان از آنها خبر ندارد و احساس نیاز او مرحله به مرحله برایش پیش میآید.
برخی خواستههای درونی ما زیر پردهای قرار گرفته و به قدری پیچیدهاند که از خود ما نیز پوشیدهاند. چه بسا انسان میخواهد کاری بکند ولی انگیزه و دلیل آن را نمیداند. مثلا، انگیزه بسیاری از رفتارهای او خود کمبینی و یا حسادت و یا خودنمایی است، هر چند به صورت خیرخواهی یا کشف حقیقت و یا کسب ثواب جلوه کند و اگر احیاناً، کسی به او تذکّر بدهد باور نمیکند و او را متّهم به بدگمانی مینماید. این همان چیزی است که در روانشناسی به عنوان شعور ناخودآگاه یا نیمهآگاه در برابر شعور آگاه مطرح میگردد.
خداوند از لایههای زیرین روح ما آگاه است حتی اگر خود ما به لایههای نخستین آن نیز پی نبرده باشیم. ما گاهی چیزهایی را میخواهیم که هیچ تجربهای از آن نداشته یا آنها را ندیده و نشنیده و یا آثار آن را درک نکردهایم، در حالی که خداوند همه آن نیازها را میداند.
ج) «و تعرف ضمیری» خدایا تو بهتر از من باطن مرا میشناسی؛ یعنی در باطن و دل من خواستههایی است که من خودم از آن آگاه نیستم ولی تو آنها را خوب میشناسی.
د) «و لا یخفی علیک امر منقلبی و مثوای». منقلب یعنی نقطهای که انقلابات و تحولات به پایان میرسند و مثوی یعنی جایگاه ابدی و اقامتگاه ثابت. میگوییم خدایا! نهتنها به آنچه که موجود است، آگاه هستی، بلکه به آینده من و دگرگونیهای حال من و اینکه به چه نقطهای ختم میشوند نیز آگاه هستی. چرا که حالات من هر روز دگرگون میشوند، ولی سرانجام به خط پایان میرسند و من در جایی ثابت اقامت میکنم و از حرکت باز میمانم. بنابراین، ما مواجه با کسی هستیم که نهتنها الآن بلکه آینده ما را تا ابدیت میداند؛ نهتنها از اعماق دل ما در حال حاضر با خبر است، بلکه از سرنوشت نهایی ما نیز آگاه است.
هـ) «و ما ارید ان ابدئ به من منطقی و اتفوه به من طلبتی» آنچه را که میخواهم به زبان بیاورم و به آن لب بگشایم، میدانی.
و) «و ارجوه لعاقبتی» و آنچه را که برای سلامتِ پایان کار خودم به آن امید دارم، نسبت به آن آگاه هستی.
اینها مربوط به بخش نخستین این مناجات بود که اشاره به ویژگی نخست خداوند یعنی علم الهی مینماید.
۲. مدیریّت و ربوبیّت تکوینی الهی
دومین ویژگی خداوند که در اینجا مورد اشاره واقع شده مدیریّت و ربوبیّت تکوینی او است که به دو صورت ذکر شده است:
اوّل: «و قد جرت مقادیرک علیّ یا سیدی فیما یکون منی الی آخر عمری من سریرتی و علانیتی» قضا و قدر تو تا آخر عمر خواه بهصورت آشکار و خواه پنهان بر من جاری است. یعنی اینگونه نیست که تو فقط نسبت به من و جهان آگاه باشی و هیچگونه فعالیتی انجام ندهی، بلکه امور عالم و از جمله امور من به دست تو تقدیر و مهندسی میشود و من در مسیر مقدرات تو هستم.
جالب آنکه انجام مقدّرات به عنوان جریان و با عبارت «جرت» بیان شده است؛ چرا که مربوط به مقام اجرا و ساماندهی است، پس مقدّرات باید جریان پیدا کنند. این تقدیر در گذشته، حال و آینده وجود دارد و از آغاز تا انجام عمر انسان را در بر میگیرد و همه امور پنهانی و آشکار را تحت برنامههای اندازهگیری شده و دقیقِ خدا قرار میدهد.
بداء چیست؟
تقدیر و یا قضا و قدر از پیچیدهترین مباحثی است که روایات و علمای علم کلام و حکمت درباره آن فراوان سخن گفتهاند و برخی هم آن را مسألهای حل ناشدنی دانسته و گفتهاند «قلم چو به اینجا رسید، سر بشکست» و برخی از روایات هم آن را دریای عمیق دانسته و تفکّر زیاد درباره آن را ممنوع کردهاند.
روایتی از امام هادی (ع) رسیده است که مرحلهی از فاعلیت خداوند را به یک مهندس تشبیه نموده و میفرماید که برای بنای یک ساختمان ابتدا باید مهندس، نقشهای ارائه بدهد که این ساختمان در چه محلی و با چه گنجایشی و با چه پایه و اساسی ساخته شود و تا ساخته نشده همچنان به عنوان یک نقشه هست و امکان تغییر آن وجود دارد. تدبیر جهان هستی توسط خداوند نیز همان مهندسی کارها و زمینهسازی و فراهم ساختن شرایط است و مراحل مختلف، قابل تغییر است تا به مرحله قضا و حتمیّت کار میرسد. البتّه طبق برخی از آموزههای دینی قضای حتمی الهی نیز قابل تغییر میباشد، چنانکه در دعای پس از زیارت حضرت رضا (ع) میخوانیم «وَ قَضائِکَ الْمُبْرَمِ الَّذی تَحْجُبُهُ بِاَیْسَرِ الدُّعاءِ؛ خدایا تو را به آن قضای حتمی سوگند میدهم که با اندک دعایی تغییر میپذیرد.» و این همان چیزی است که در اصطلاح کلام، بداء نامیده میشود. یعنی خداوند در لوح مقدرات، آن را نوشته و به ملائکه وحی کرده و گویا دیگر هیچ قابل برگشت نیست ولی گاهی خداوند آن را تغییر میدهد. مثلا تقدیر شده که عمر فلان شخص ۵۰ سال باشد ولی با صله رحم و احسان به پدر و مادری که انجام داد عمر او به ۸۰ سال افزایش پیدا میکند.
دوّم: «و بیدک لا بید غیرک زیادتی و نقصی و نفعی و ضری»؛ یعنی درست است که مقدرات انسان طراحی و برنامهریزی شده است، ولی تا به مقام عمل نرسیده، میتوانی آن را تغییر بدهی و تغییر آن به دست تو است و هیچکس دیگر نمیتواند در آن تصرّف کند. افزایش و کاهش و سود و زیان من تنها و تنها در دست تو میباشد. پس روشن شد که انسان با توجه به این موضوعات با خدا مناجات میکند. موضوعاتی مثل؛ بیلیاقتی او، علم خداوند نسبت به او و اینکه همه مقدّرات او به دست پروردگار است.