سایه جنگ هر روز نزدیکتر میشود / جنگ ایران و آمریکا چگونه خواهد بود؟
به گزارش ایران۲۴، شواهد گویای این است که جنگ میان ایران و آمریکا قریب الوقوع است. اکنون بسیاری از رسانهها به دنبال پاسخ به این پرسش هستند که این جنگ چگونه خواهد بود و به چه سمت و سویی خواهد رفت؟
خبرفوری نوشت: نظریههای زیادی در رابطه با چگونگی جنگ احتمالی ایران و آمریکا ارائه شده است. ببشتر صاحب نظران معتقدند این جنگ احتمالا برق آسا و کوتاه مدت خواهد بود. گروه اندکی نیز معتقدند در صورت لزوم، ممکن است جنگ طولانیتر از موعد مورد انتظار باشد.
اما جنگ طولانی در صورت وقوع، چه صورت و ماهیتی خواهد داشت؟ یک نظریه این است که آمریکا شروع به حمله برق آسا کند، اما به اهدافش نرسیده و با مقاومت شدید ایران مواجه شود و این مساله سبب طولانی شدن جنگ گردد. ایده دیگر این است که آمریکا به عمد وارد جنگ طولانی شود. این ایده با مشکلاتی مواجه است چرا که ترامپ بارها نشان داده علاقه چندانی به جنگ طولانی ندارد، چرا که این امر میتواند برای او و دولتش هزینههای زیادی ایجاد کند.
با این حال، ممکن است ترامپ وارد جنگی شود که در عین طولانی بودن، هزینه سیاسی زیادی هم برایش نداشته باشد. یک مدل از جنگ وجود دارد که میتواند این مساله را تحقق دهد. استراتژی جنگی «محاصره و سنجش» از جمله استراتژیهایی است که در طول تاریخ بارها به کارگرفته شده و بعید نیست بار دیگر توسط ایالات متحده به کار گرفته شود.
استراتژی محاصره و سنجش چیست؟
روش «محاصره و سنجش» زمانی به کار گرفته میشد که یک لشکر به محاصره شهر یا قلعهای میپرداخت. لشکر برای تصرف قلعه چند مرحله پیش میگرفت:
الف. محاصره طولانی جهت کاهش منابع
لشکر با محاصره طولانی مدت قلعه و عدم حمله مستقیم به به مواضع رقیب، تلاش میکند ضمن کاهش منابع غذایی قلعه یا شهر، روحیه سربازان و مردم را شکسته و آنها را به شورش ترغیب کند و بدین طریق، توان و استقامت ذهنی و عینی آنها را کاهش دهد.
ب. حملات کوتاه برای سنجش
لشکر پس از محاصره طولانی و کاهش توان سربازان قلعه یا شهر، شروع به حملات جسته و گریخته به دروازهها و دیوارها و حصارهای مختلف قلعه میکند. این حملات جسته و گریخته چند هدف دارند: اول اینکه، لشکر مهاجم تلاش میکند قدرت و ضعف دیوارها و سربازان مدافع را سنجیده و به نقاط ضعف آنها پی ببرد و دوم اینکه تلاش میکند با حملات مختلف سبب به هم ریختن روحیه مدافعین شود. آخرین هدف نیز این است که از طریق حملات جسته و گریخته و عقب نشینی تاکتیکی، به لشکر مدافع اعتماد به نفس بیهوده بدهد تا هنگام یورش واقعی فریب خورده و نتواند با تمام توان از قلعه و شهر دفاع کند.
ج. حمله تمام عیار به شهر
مرحله سوم از استراتژی «محاصره و سنجش» در پایان مرحله محاصره انجام میگیرد. لشکر مهاجم با تشخیص نقاط ضعف دشمن، با تمام قوا به منطقه ضعیف شهر یا قلعه حمله میکند. این حمله بر خلاف حملات جسته و گریخته قبلی بوده و کاملا جدی و قدرتمند است. همین مساله سبب میشود لشکر مدافع دچار غافلگیری شده و شکست بخورد.
روش «محاصره و سنجش» روشی است که در برخی آثار قدیمی از جمله کتاب «نبرد سه امپراتوری» (افسانه سه برادر) به عنوان یک روش جنگی مهم توسط امپراتوران چین باستان از آن یاد شده است. این روش امروزه نیز میتواند به صورت روزآمد و نوین به کار گرفته شود.
بعید نیست آمریکا در جنگ احتمالی با ایران از این روش استفاده کند. این بدین معنی است که ایالات متحده شروع به محاصره دریایی ایران و نگه داشتن تهدیداتش از طریق تجهیز پایگاههای آمریکا و جنگ روانی کند و بعد از طولانی شدن این تهدید و کاهش توان ذهنی کشور، شروع به حملات کوچک برای سنجش نقاط ضعف و قوت ایران کند و در نهایت، دست به یک حمله بزرگ بزند.
شواهدی که در تقابل با روش «محاصره و سنجش» هستند
اگرچه روش سنجش و محاصره یک روش جنگی قدیمی است و میتواند توسط آمریکا نیز به کار گرفته شود، اما شواهدی وجود دارد که به کارگیری آن توسط ارتش ایالات متحده در جنگ احتمالی با ایران را رد میکند. مهمترین دلیل، مربوط به کیش شخصیتی ترامپ است. با توجه به شخصیت ترامپ، بعید است این روش توسط او به کارگرفته شود. تاریخ نشان داده این روش معمولا توسط فرماندهان صبور استفاده میشود و ترامپ مردی عجول است که دوست دارد سریع به نتیجه برسد. همچنین، روش محاصره و سنجش میتواند در تقابل با جنگ تبلیغاتی ترامپ باشد که تلاش دارد خود را به عنوان رهبر جنگهای کوتاه مدت و قاطع (آنطور که در ونزوئلا رخ داد) نشان دهد.
ایران چه باید بکند؟
با این حال، میتوان این سوال را مطرح کرد که در صورت به کارگیری این روش توسط ایالات متحده، ایران چه باید بکند؟ شواهد تاریخی نشان داده مهمترین عاملی که سبب شکست روش و استراتژی محاصره و سنجش میشود، حفظ «مقاومت داخلی» و «انسجام» است. کشور یا لشکر مدافع باید روحیه خود را حفظ کند و هر لحظه آماده جنگی تمام عیار با لشکر مهاجم باشد. اصل غافلگیری و بازی روانی در روش «محاصره و سنجش» حرف اول را میزند. دشمن تلاش میکند از طریق بازی با دو عاطفه عمومی یعنی «روحیه مقاومت» (از طریق کاهش آن در محاصره طولانی) و «ایجاد اعتماد به نفس دروغین» (از طریق افزایش آن در جنگهای جسته و گریخته) سبب ویرانی سنگرهای دفاعی شود. راه حل، حفظ روحیه مقاومت و تداوم این روحیه برای مدتی نسبتا طولانی است. ایران نشان داده در این کار استاد است چرا که بارها این روش را به کار گرفته و درسالهای اخیر دائما در محاصره بوده است. این مساله میتواند نقطه قوت ایران در جنگ احتمالی آتی باشد.